تبليغاتX
(ghame zani )قمه زنی

آیت الله  سید صادق روحانی یکی از مراجعی که نسبت انجام قمه زنی تعصب خاصی داشته و از آن حمایت فوق العاده‌ای می‌کند اما با این حال ایشان نیز نسبت به بعضی از اعمالی که اخیرا توسط عده‌ای افراطی و جاهل و با انگیزه‌ی عزاداری انجام می شود، اعلام برائت نموده و ابراز نگرانی می‌کند. در این اینجا سه استفتاء از ایشان، در مورد عزاداریها‌ی نوپدیدی که چند سال اخیر به وجود آمده را خواهد دید:


+ نوشته شده توسط mahdi در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 و ساعت 19:14 |

مقاله ای در نقد قمه زنی

در این یادداشت شما را به خواندن مقاله‌ی  «قمه زنی و اعمال نامتعارف در عزاداری» نوشته‌ی محمد تقی اکبر نژاد، که در مجله‌ی «فقه اهل بیت، زمستان 1385 - شماره 48» به چاپ رسیده است، دعوت می‌کنیم؛ البته نقد این مقاله به قلم حسین سیف اللهی، و پاسخ به این نقد توسط مؤلف را نیز می توانید در ادامه‌ی این یادادشت دریافت کنید.

توضیح: این مقالات همگی از پایگاه مجلات تخصصی نور دریافت شده است.

فایل متنی مقاله را از اینجا و فایل پی دی اف آن را از اینجا دریافت کنید.

چکیده‌ی مقاله:

یکی از مسائل مهمی که امروزه در عرصه فقه اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است، سوءال از حرکت‏های نامتعارف در عزاداری حضرت سید الشهداء(ع) است.

باور بسیاری بر آن است که هر عملی که به قصد عزاداری صورت گیرد، شرعیت لازم را دارد و عزاداری امام حسین(ع) از همه حرمت ها استثناء می‏باشد. از این رو، طبق این باور قمه زنی و برخی اعمال نامتعارف مانند لطمه زدن به صورت فی حد نفسه و ماورای شرایط موجود جامعه حلال است. به عبارتی حکم اولیه آن حلیت است و اگر برخی از مراجع آن را تحریم کرده‏اند، صرفاً به جهت شرایط خاص سیاسی دنیای اسلام است.

در این مقاله تلاش شده است، تا حکم اولیه قمه زنی با دقت بیشری مورد بررسی قرار گیرد و ادله موافقین و مخالفین نقد شود.

نویسنده با دسته بندی روایات به سه بخش کوشیده است تا ثابت کند که این عمل وجه شرعی ندارد و به شبهات موجود در این باره پاسخ داده است.

در ادامه بحث و بعد از اثبات حرمت اولیه این اعمال به بررسی حکم ثانویه آنها پرداخته و با پاسخ به سوءالات و شبهات مخالفین، حرمت آنها را از این جهت نیز ثابت کرده است.

 

پیوست ها:

1. نقدی بر مقاله: قمه زنی و اعمال نامتعارف در عزاداری  فقه اهل بیت (سیف اللهی، حسین) بهار 1386 - شماره 49 »

این مقاله را از اینجا دریافت کنید.

2. پاسخ به نقد:حدود جزع در عزاداری اهل بیت (ع): پاسخی به نقد مقاله «قمه زنی و اعمال نامتعارف در عزاداری (اکبرنژاد، محمد تقی ) فقه اهل بیت» تابستان 1386 - شماره 50 »

این مقاله را از اینجا دریافت کنید.

 

+ نوشته شده توسط mahdi در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 و ساعت 11:27 |

به جدم حرام زاده است

متاسفانه بعضی از کسانی که نظر خویش را در وبلاگ اعلام می نمایند-و در عین حال، خود را عالم و مُصاب به حق و شیعه واقعی دانسته و ما را ضال و گمراه بلکه کافر و معاند و وهابی می‌دانند- هنگامی که در بحث و گفتگو مغلوب می شوند،از بابی دیگر وارد شده و می‌گویند: شما بایدبه نطفه‌ی خویش مراجعه کنید! و توهین های دیگری که زبان از گفتن آن شرمنده است و حیا دارد.

از باب مطایبه و به مناسبت ایام، دو لطیفه نقل می کنم که به گونه ای جواب ایشان نیز می باشد. لازم به توضیح است که این دو لطیفه از کتابی که اخیرا توسط حقیر با نام «لطیفه های اسلامی» منتشر گردیده است، نقل می‌شود:

 

به جدم حرام زاده است

سیدی روضه خوان که تا اندازه ای ساده بود، روزی بالای منبر سخنرانی می‌کرد. شخصی از شنوندگان در آن حال از او پرسید که اگر کسی در حال نماز شک کند که سه رکعت خوانده یا چهار رکعت تکلیفش چیست؟

سید که جواب مسئله را نمی‌دانست، گفت: برای اینکه یادش بیاید باید بلند بگوید: «یا حسین»

اگر یادش نیامد دفعه‌ دیگر بلندتر بگوید، اگر یادش نیامد دفعه سوم بلندتر از دو دفعه قبل بگوید: «یا حسین» که قطعاً یادش خواهد آمد و اگر یادش نیامد به جدم حرام زاده است!

 

پدرسوخته‌ها

گویند روزی روضه خوانی روضه می‌خواند و می‌گفت: حضرت اباعبدالله، علیه‌السلام، به میدان رفت و یکصد هزار از لشکریان یزید را به جهنم فرستاد. حضرت علی اکبر، علیه‌السلام، رفت و 40 هزار را کشت و حضرت ابالفضل، علیه‌السلام،20 هزار و همین‌طور ادامه داد.

شخصی از پای منبر با صدای بلند گفت: جناب اینکه از 200 هزار هم بالاتر رفت. لشکریان یزید که این تعداد نبودند.

روضه خوان گفت: بگذار بکشند این پدر سوخته‌ها را!

 

منبع: کتاب لطیفه اسلامی، مهدی مسائلی، انتشارات وثوق، قم بهار 1391

توضیحی در مورد کتاب:(این مجموعه، منتخبی از جذاب‌ترین و شیرین‌ترین لطیفه‌ها و طنزنوشته‌های فرهنگ و تمدن اسلامی است كه با رجوع به كُتب اصیل و منابع گوناگون فرهنگ و ادب اسلامی گردآوری شده است.

در گردآوری و انتخاب این لطیفه‌ها علاوه بر در نظر گرفتن محتوای سالم و سازنده، داشتن مضمونی جذّاب و شیرین یكی از اركان گزینشِ نویسنده بوده است. این كتاب در سه فصل تنظیم گردیده است كه لطیفه‌های آن به شرح زیر است:

فصل اول:لطیفه‌های این فصل، به اصناف و گروه‌های مختلفی از مردم اختصاص یافته است كه هیچ‌كدام از جهتِ نوعشان دارای صفتِ بدی نیستند.

فصل دوم:لطیفه‌های این فصل به اصناف و گروه‌هایی اختصاص یافته كه دارای صفاتی ناپسند و مذموم می‌باشند.

فصل سوم:لطیفه‌های این فصل به طنزهای مرتبط به آموزه‌های دینی اختصاص یافته است.

این کتاب در 384 صفحه در بهار امسال توسط نتشارا وثوق منتشر گردیده و اختیار مخاطبین مذهبی قرار گرفته است.)

برای تهیه این کتاب می توانید به آدرس‌های:

اصفهان: 1. ابتدای خیابان پنج رمضان کتابفروشی امام خمینی 2. خیابان حافظ، کتاب فروشی مرکز مدیریت حوزه علمیه اصفهان

قم: انتشارات وثوق، تلفن:7735700(0251)

مشهد: چهارراه شهدا، روبروی شیرازی14، پاساژ رحیم پور، کتاب آفتاب، تلفن:2222204(0511)

مراجعه کنید .

+ نوشته شده توسط mahdi در شنبه دوازدهم فروردین 1391 و ساعت 13:0 |

تيزهوشى و دقت در نقل حديث

 

فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ. (1)

بشارت بده بندگان را آنان كه سخن را استماع می‌کنند سپس آن‌ها را نقادى می‌کنند، سبك سنگين و ارزيابى می‌کنند و از آن ميان آن را كه بهتر است انتخاب می‌کنند و از آن پيروى می‌کنند، چنين كسانى هستند كه خدا آن‌ها را هدايت كرده و این‌ها به راستى صاحبان عقلند.

از اين آيه و احاديثى كه در ذيل اين آيه است کاملاً پيداست كه يكى از بارزترين صفات عقل همين تميز و جدا كردن سخن راست از سخن دروغ، ضعيف از قوى، منطقى از غیر منطقی است و عقل است كه به صورت غربال درمى آيد و هرچه كه وارد بر مغز می‌شود آن را سبك سنگين می‌کند آن‌ها را كه به درد نمی‌خورد دور می‌ریزد و خوب‌هایش را نگاه می‌دارد حديثى است ناظر به همين مطلب كه ظاهراً از پيغمبر اكرم است، می‌فرماید:

«كفى بالمرء جهلا ان يحدث بكل ما يسمع»

(براى جهالت انسان همين بس كه هر چه مى شنود نقل كند.)

بعضی‌ها خاصيت ضبط صوت را دارند، هر چه ديگران در آن‌ها پرکرده‌اند درجاى ديگر تحويل می‌دهند بعضى از عالم‌ها، از آن عالم‌های خيلى خيلى عالم، هستند كه كمتر از آنچه عالمند عاقلند به معناى اينكه هرچه كه از هر جا ديدند بدون ارزشيابى، همه را جمع مى کنند و در جاى ديگر همه را پس می‌دهند بدون اينكه فكر كنند كه علمشان معقول است يا نه؟

و در روايت تاکید بسیار شده است بر اينكه راوى بايد نقاد باشد و هر چه می‌شنود نقل و روايت نكند.

ابن خلدون در مقدمه تاريخش هنگام نقد نوشته هاى بعضى از مورخين می‌گوید: این‌ها در نقل تاریخ‌ها فقط دنبال صحت سند هستند كه اين تاريخ را فلان كس نقل كرده و او آدم معتبرى است در حالى كه قبل از این‌ها بايد به دنبال صحت مضمون رفت و بايد فكر كرد كه آيا خود مطلب اصلاً با منطق جور درمى آید یا نه. آن وقت خود ابن خلدون مثال می‌زند و می‌گوید: این‌ها نوشته‌اند وقتى قوم موسى از دريا عبور كردند فرعونی‌ها كه آن‌ها را تعقيب می‌کردند در حدود دويست و پنجاه هزار مرد جنگى بودند. حالا غيرجنگى چقدر و زن و بچه و پير چه قدر بوده خدا می‌داند آخر اين را بايد حساب كرد كه اولاً اسرائيل همه اولاد يعقوب بوده‌اند این‌ها فرزندان يك نفر بودند و سه چهار نسل هم بيشتر نگذشته بود. پنج نسل و شش نسل (164 سال، 400 سال هم نوشته‌اند) حالا گيريم چهارصد سال گذشته باشد با توجه به اينكه فرعون مردان آن‌ها را می‌کشت (يقتلون ابنائهم و يستحيون نسائهم) آيا چنين چيزى عقلا ممكن است.

مرحوم شهيد مطهرى می‌گوید از يك واعظ بسيار مشهور كه می‌خواست بگويد: بنی‌امیه چگونه منقرض شدند و خداوند چگونه به فرزندان امام حسين علیه‌السلام بركت داد، شنيدم كه می‌گفت : از امام حسين در روز عاشورا يك فرزند يعنى حضرت امام زین‌العابدین بيشتر باقى نماند و از او اين همه سادات حسينى، موسوى، رضوى كه آن‌ها همه حسينى هستند باقى ماند و از بنی‌امیه كسى باقى نماند. آن وقت راجع به بنی‌امیه گفت : در سال 61 هجرى كه حادثه كربلا واقع شد دوازده هزار گهواره طلا و زرين در خانه هاى بنی‌امیه در حرکت بود حالا بايد حساب كرد كه بنی‌امیه بايد توى خانه‌هایشان گهواره باشد و از آن گهواره‌ها چقدر بايد زرين باشد.

مرحوم آيت الله خوانسارى يك وقتى این‌گونه نقل‌ها را مسخره می‌کرد و به صورت مسخره می‌فرمود: بلى هرات را گفته‌اند زمانى اين قدر بزرگ بود كه بيست و يك هزار احمد يك چشم كله پزى داشت. حالا شما حساب كنيد كه چقدر كله پز بوده، توى كله پزها چقدر اسمشان احمد بوده و توى آن‌ها چقدر احمد يك چشم بوده كه توى آن احمدهاى يك چشم بيست و يك هزارش احمد يك چشم كله پز بوده باشد.

«و فى حديث على علیه‌السلام العقل شرع من داخل و الشرع عقل فى الخارج »(2)

روايتى ازحضرت مسيح عليه السلام نقل است كه فرمود:

«خذ الحق من اهل الباطل و لاتاءخذ الباطل من اهل الحق ».(3)

منظور اينكه شما به گوينده توجه نداشته باشيد سخن شناس باشيد اى بسا حق كه از باطل مى شنويد و اى بسا باطل كه از اهل حق مى شنويد. (كونوا نقاد الكلام ) صراف سخن باشيد- كار ديگر عقل آينده نگرى است، كسى از حضرت رسول خدا خواست كه او را موعظه كند فرمود اگر بگويم عمل می‌کنی؟ عرض كرد بلى : فرمود: كارى را كه می‌خواهی انجام دهى اول نتيجه آخر آن را فكر كن. (4)

«اذا هممت بامر فتدبر عاقبته ».(5)

 

منبع: مردان علم در ميدان عمل جلد هشتم، سيد نعمت الله حسينى

 

پی نوشت:

1-سوره زمر آيه 18 - 17.

2-مجمع عقل.

3-بحار ج 2 / 96.

4-تلخيص از سخنان شهيدمطهرى در كتاب تعليم و تربيت ص 24 - 18.

5-بحار ج 2 77 / 130.

+ نوشته شده توسط mahdi در شنبه دوازدهم فروردین 1391 و ساعت 12:0 |
نهم ربیع جهالت‌ها خسارت‌ها

متأسفانه هرساله روز نهم‌ربيع‌الاوّل، در فاصله‌اي اندك از هفته‌اي كه نام وحدت اسلامي را بر دوش مي‌كشد، به فرصتي براي دشمنان امّت اسلامي تبديل مي‌‌شود تا به وسيله جهالت عدّه‌اي خاص، وحدت و انسجام مسلمين را هدف قرار داده و با ايجاد تفرقه ميان آنان، به اهداف شوم خود نزديك‌تر شوند.

از اين‌رو در اين نوشتار کوتاه سعي بر آن داريم تا گوشه‌هايي از خسارت‌هاي شكل گرفته از جهالت‌هاي اين روز را به تصوير كشيم.

روز نهم ربیع

روز نهم‌ربيع‌الاوّل در فرهنگ عوام شيعه، به روز كشته شدن خليفه دوّم شهرت يافته است. آنها اين امر را مسلّم مي‌دانند كه در چنين روزي خليفه دوّم به دست مردي ايراني به نام ابولؤلؤ مجروح و مقتول مي‌گردد. داستان‌ها و افسانه‌هاي بسياري نيز در اين‌باره ميان آنها رواج يافته كه بيشتر آنها را مي‌توان ساخته و پرداخته فرهنگ عوام دانست. ولي با اين حال در اين ميان دست‌هاي مشكوكي نيز بوده‌اند كه همواره خواسته‌اند به اين قضيه دامن زده و آن را از اعتقادات شيعه به شمار آورند.

اما با رجوع به كتاب‌هاي تاريخي و بررسي آنها به اين حقيقت خواهيم رسيد كه تمامي آنها به اتفاق ماه ذي‌الحجه را به عنوان مَقْتَل خليفه دوّم معرفي نموده‌اند و با اندكي اختلاف در روز آن، دوشنبه يا چهارشنبه،26 يا 27 ذي‌الحجه را به عنوان روز مجروح شدن خليفه دوّم شناخته‌اند. به‌گونه‌اي كه مي‌توان گفت وقوع اين حادثه در اين ماه از امور قطعي و متواتر در نزد تاريخ‌نويسان بوده است. (برای مشاهده اسناد این کتابها نگاه شود به: کتاب نهم ربیع جهالتها خسارتها، مهدی مسائلی، ص 10-13).

علاوه بر اجماع تاريخ‌نويسان بر وقوع قتل خليفه دوّم در ماه ذي‌الحجه، بسياري از بزرگان و علماي شيعه نيز در هنگام بحث از كشته شدن خليفه دوّم تاريخ آن را در ماه ذي‌الحجه دانسته‌اند به گونه‌اي كه حتي بعضي از آنان با تصريح به نادرست بودن نسبت روز نهم‌ربيع به روز كشته شدن خليفه دوّم، اجماع شيعه و سني را بر وقوع اين حادثه در ماه ذي‌الحجه يافته‌اند. که تعدادی از این بزرگان عبارتند از: شيخ مفيد، ابن ادريس حلي، سيد بن طاووس، شيخ ابراهيم بن علي كفعمي و علامه‌ي حلي و ...(قدس الله اسرارهم) (برای مشاهده عبارات این بزرگان نگاه شود به: کتاب نهم ربیع جهالتها خسارتها، مهدی مسائلی، ص 14-20).

روايت نهم‌ربيع 

همان‌گونه كه گفته شد تمامي مورخان شيعه و سني اذعان دارند كه قتل خليفه دوّم در اواخر ذي‌الحجه سال 23 هجري بوده است. از اين جهت بايد دانست كه چه چيزي باعث شده تا بعضي اين روز را به عنوان روز قتل خليفه بشناسند. با مراجعه به نقل قول‌ها استفاده مي‌شود كه رأي نهم‌ربيع مستندي به جز روايتي مشهور به «رفع القلم» ندارد. که این روایت نیز علاوه بر آنکه دارای سندی سست و ضعيف می‌باشد دارای متنی موهن و غیر قابل قبول است. (برای بررسی سایر موارد نادرستی که در این روایت موهن وجود دارد نگاه شود به: کتاب نهم ربیع جهالتها خسارتها، مهدی مسائلی، ص 34-41 ).

همچنان‌که آيت‌الله العظمي صافي گلپايگاني درباره‌ي اين روايت می‌فرمایند: «روايت علي بن مظاهر، از نظر متن و سند ضعيف است و آن را در كتب معتبر و اصيل شيعه نيافتيم، هم‌چنان‌كه شناختي نسبت به علي بن مظاهر كه از علماء شيعه به حساب آورده شده وجود ندارد، و وجود چنين روايات مجهولي در مجامع بزرگ حديثي شيعه، كه مؤلفِ آنها صرفاً براي جمع‌آوري اخبار و بدون بررسي اعتبار سند و متن آنها همت گماشته است، چندان بعيد نيست» (نهم ربیع جهالتها خسارتها، مهدی مسائلی، ص 41)

متأسفانه جاعلان این روایت برای نشان دادن فضیلت نهم ربیع مطلب دروغی را از زبان پيامبراكرم، صلي‌الله عليه وآله، به خداي متعال این چنین ساخته‌اند که: «به فرشتگان نويسنده‌ي اعمال دستور دادم به مدت سه روز قلم را از همه‌ي مردم بردارند و چيزي از گناهان آنان را ننويسند». اين جمله كه به وسيله‌اي به دست افراد لااُبالي تبديل شده است تا حرمت بندگي خداوند را شكسته و هرآن‌چه مي‌خواهند در اين ايّام انجام دهند، علاوه بر آن‌كه با صريح آياتي از قرآن مانند: «ومَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شراً يَرَهُ» (زلزال:8.) مخالفت دارد با قوانين و سنن الهي نيز مغاير بوده و مخالف حكم بديهي عقل هم است.

آيا برداشتن تكليف از بندگان به معناي ايجاد هرج و مرج، برخلاف شيوه‌هاي اهل‌بيت، عليهم‌السلام، در تربيت بندگان خدا و دوستان خود نمي‌باشد؟ آيا امكان دارد از بزرگواراني كه مي‌فرمودند: «ما من نكبة يصيب العبد إلاّ بذنب»؛ «هيچ نكبت و مصیبتی به بنده نمي‌رسد مگر به خاطر گناه» چنين كلماتي صادر شود. چه ظلم و خيانتي بالاتر از آن‌كه اين جملات را به بزرگاني نسبت دهيم كه همواره مي‌فرمودند: «لاتنالُ ولايتنا الاّ بالعَمَلِ والوَرع»؛ «به ولايت ما نتوان رسيد جز با عمل نيك و پرهيزكاري و دوري از گناه». جاي شگفت و تأسف است كه چگونه بعضي تمامي تعليمات الهي قرآن و اهل‌بيت، عليهم‌السلام، را به كناري مي‌نهند و اين‌گونه با تمسك به اين روايات جعلي، پرده‌هاي حيا را دريده و مرتكب اعمالي مي‌شوند كه از شأن و منزلت هر فرد مسلمان و مؤمن به خدا خارج است. امّا شگفت‌تر آن‌كه در اين ميان افرادي نيز يافت مي‌شوند كه درصدد توجيه اين جهالت‌ها برآمده و پرده‌دري‌هاي ديگران را اين‌گونه توجيه مي‌نمايند.

این نکته‌ای است که مورد هشدار بسیاری از بزرگان و مراجع قرار گرفته است. همچنان‌که آیت الله العظمی مكارم شيرازي در پاسخ به استفتائی در مورد روز نهم ربیع می‌فرمایند: روايتي با عنوان رفع قلم در آن ايّام مخصوص در منابع معتبر نداريم. و ثانياً: بر فرض چنين چيزي باشد كه نيست مخالف كتاب و سنت است و چنين روايتي قابل پذيرفتن نيست و حرام و گناه در هيچ زماني مجاز نيست هم‌چنين سخنان ركيك و كارهاي زشت ديگر. و ثالثاً: تولّي و تبرّي راه‌هاي صحيحي دارد نه اين راه‌هاي خلاف.

همچنین آیت الله العظمی تبریزی(قدس سره) نیز در جواب سؤالی پیرامون این روایت می‌فرمایند: بسمه‌تعالى؛ روايت مزبور صحيح نيست و فرقى بين ايّام نيست و معصيت، معصيت است، والله العالم.

آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(قدس سره) نیز در جواب سؤالی می‌فرمایند: حديث رفع القلم صحيح نيست، بلكه هر مسلماني موظف به انجام واجبات ديني بوده و فرقي در ايّام سال نسبت به آن وجود ندارد، و انجام اعمالي كه موجب تفرقه مسلمين يا وهن شيعه شود جايز نيست. (برای مشاهده پاسخ‌های مراجع بزرگوار دیگر همچون آیات عظام بهجت، خامنه‌ای، نوری همدانی، روحانی، مصباح، موسوی اردبیلی و... نگاه کنید به: نهم ربیع جهالت‌ها خسارت‌ها، مهدی مسائلی، ص 103-119)

جهالتها خسارتها

از همه آنچه که گفتیم اگر بگذریم، متأسفانه در جشن‌هایی که در این روز با شعار تبری و بیزاری از دشمنان اهل بیت علیهم السلام شکل می‌گیرد شاهد نمایش حرکاتی و گفتارهایی هستیم که دل اهل بیت علیهم ‌اسلام را می‌آزارد. ایجاد تفرقه و اختلاف بین مسلمین آن هم با اسم هواداری از اهل‌بیت علیهم السلام مسأله‌ای است که هیچ‌گاه ایشان به آن راضی نبوده‌اند. از همین روست که وقتی به نام ابراهيم بن ابي محمود به امام رضا، عليه‌السلام، می‌گويد: يا ابن رسول الله! نزد ما از روايات مخالفين شما در فضائل اميرالمؤمنين، عليه‌السلام، و شما خاندان رواياتي هست كه امثال آن را در بين روايات شما نمي‌بينيم، آيا به آنان معتقد شويم؟ حضرت پس از توجه و تنبه دادن وی به گوش فراندادن و پیروی نکردن از هر سخنی فرمودند: اي ابن ابي‌محمود! مخالفين ما سه نوع خبر در فضائل ما جعل كرده‌اند:1. غلو، 2. كوتاهي در حقّ ما، 3. تصريح به بدي‌هاي دشمنان ما، و دشنام به آنان.  وقتي مردم اخبار غلوّ آن دسته را مي‌شنوند ما را تكفير مي‌كنند و مي‌گويند: شيعه قائل به ربوبيّت ائمه‌ي خود مي‌باشد. و وقتي كوتاهي در حقّ ما را مي‌شنوند، به آن معتقد مي‌شوند، و وقتي بدي‌‌هاي دشمنان ما و دشنام به آنان را مي‌شنوند، ما را دشنام مي‌دهند. و حال آن که خداوند مي‌فرمايد: «وَ لا تَسبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَيَسبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيرِ عِلْمٍ؛ شما مؤمنان به آنان‌كه غير خدا را مي‌خوانند دشنام مدهيد تا مبادا آن‌ها از روى دشمنى و نادانى خدا را دشنام گويند».

همچنین در روايتي ديگر نيز امام صادق، عليه‌السلام، هنگامي آگاه مي‌شوند مردي در مسجد آشكارا به دشمنانشان توهين مي‌كند، مي‌فرمايند: «او را چه شده است؟ خدا لعنتش كند، با اين كار ما را در معرض اذيت قرار می‌دهد.

آری توهين و لعن بعضي از شيعيان نسبت به مقدّسات اهل تسنن را مي‌توان عامل اصلي تشديد بسياري از اختلافات مذهبي و فرقه‌اي در جهان اسلام دانست. كه متأسفانه اين رفتار علاوه بر مخالفت صريح با كلام و سيره‌ي عملي ائمه، عليهم‌السلام، امروز از هر جهت مخالف مصالح شيعيان و مسلمانان بوده و سودي جز تقويت جبهه‌ي دشمنان اسلام ندارد. برای دقت  بیشتر در این موضوع توجه به مربوط به بیش از چهار قرن پیش یعنی زمانی که ارتباطات بسیار محدود بوده است جلب می‌نماییم:

صاحب قصص العلماء، ميرزا محمد تنكابني، مي‌نويسد:«[در زمان محقق كركي] علماي شيعه كه در مكّه بودند به علماء اصفهان نوشتند، يعني به ارباب محراب‌ها و منبر‌ها، كه شما سب [=دشنام]مي‌نماييد متخلفين را در اصفهان، و ما در حرمين شريفين مي‌باشيم و ما را عامه به سبب اين سب عذاب و سياست مي‌نمايند...»[انكم تسبون ائمتهم في اصفهان و نحن في الحرمين نعذب بذلك العن و السب]

این‌ که ما ظالمان به حق اهل‌بیت، علیهم‌السلام، را مستحق لعن می‌دانیم و در زیارت عاشورا به لعن آن‌ها می‌پردازیم، جای تردیدی در آن نیست، خود اهل سنت هم مایلند، ظالمان به اهل‌بیت، علیهم‌السلام، را لعنت کنند، اما این‌ که مراسمی خاص پیرامون این موضوع تشکیل شود و با تصریح به نام افرادی آن‌ها را مخاطب لعن خویش قرار دهیم، باز هم خودْفریبی است که ما را در دامان دشمنانِ اسلام می‌اندازد؛ چون بخش عمده ثمره برگزاری این مراسم اعلام عمومیِ آن، برای تبلیغات هدفمند است، به گونه‌ای که حتی اگر خود مراسم در خفا برگزار شود، خبر آن، اثر خود را خواهد گذاشت.  به هر حال در دنیای امروز که کار غیرشرعی هم در موبایل‌ها می‌چرخد، این کارها جای خود دارد، ده‌ها سایت وهابی در حال حاضر مشغول اشاعه این فیلم‌ها هستند، و برگزار کنندگان این مراسم در قبال تخریب وجهه آل بیت و رسالت رسول الله، صلی الله علیه و آ له، و جلوگیری از پیشرفت آن مسئولند. متأسفانه امروز این تصاویر و فیلم‌ها دست‌آویزهائی برای دور نگاه داشتن ملت‌های سنی از حقیقت رسالت رسول الله، صلی‌الله علیه و آ له، است؛ این تصاویر دست‌آویزهائی است برای قتل شیعیان عراق، پاکستان و...، یک استشهادی وهابی با این تصاویر روزانه ده‌ها شیعه می‌کشد، خود را فریب ندهیم، ما در مقابل اعمال خود مسئولیم و بی‌تفاوتی نسبت به اثرات این مراسم، قطعا عقاب اخروی خواهد داشت. چنان‌چه حضرت امام باقر، عليه‌السلام، مى‌فرمایند: بنده خدا روز قيامت محشور شود و (با این‌ که در دنيا) دستش به خونى آلوده نشده (و خونى نريخته) به اندازه يك حجامت يا بيشتر خون به او بدهند و بگويند: اين سهم تو است از خون فلان کس؟ عرض می‌كند: پروردگارا تو خود می‌داني كه همانا جان مرا گرفتى (و در آن حال) من خون كسى را نريخته بودم (و هيچ خونى به گردنم نبود؟) خداوند فرمايد: آرى تو از فلانى روايتى چنين و چنان شنيدى و به ضرر او بازگو كردى، پس زبان به زبان به فلان جبار(و ستمكار) رسيد و بدان روايت او را كشت، و اين بهره‌ی تو از خون اوست. (اصول کافی، شیخ کلینی،  ج4، ص77)

در اينجا نمونه‌اي ديگر حوادث ناگوار كه از بي‌موالاتي و بي‌بصيرتي بعضي رقم مي‌خورد را بخوانيد:

حضرت آيت الله العظمي مظاهري در نقل خاطره‌اي از استادشان آيت الله مرعشي نجفي مي‌فرمايند:

«خدا رحمتش‌ كند، درجاتش‌ عاليست، عالي‌تر كند، مرحوم‌ آيت‌ الله مرعشي، من‌ مكاسب‌ پيش‌ ايشان‌ خواندم، هم‌ كفايه‌ خواندم، هم‌ مكاسب... ايشان‌ بنايشان‌ اين‌ بود براي‌ اين‌كه‌ خسته‌ نشوند، يك‌ قصه‌اي‌ گاهي‌ اوقات‌ يا خيلي‌ از اوقات‌ در ميان‌ درس‌ براي‌ شاگردها می‌گفتند، و يكي‌ از قصه‌هايشان‌ اين‌ بود كه‌ می‌گفتند:

 پدر من‌ از علماي‌ نجف‌ بوده‌ يك‌ شاگرد سني‌ داشت، اين‌ بالاخره‌ می‌خواست‌ برود كردستان‌ و كرمانشاه، اين‌ با پدر من‌ خداحافظي‌ كرده‌ علاقه‌ به‌ پدر من‌ داشت، رفت، پدر من‌ آمد ايران‌ و رفت‌ مشهد، و اين‌ عالم‌ جليل‌القدر گفته‌ بود در برگشت‌ قافله‌ ما غروب‌ رسيد كرمانشاه، من‌ خيلي‌ وحشت‌ كردم‌ كه‌ حالا چه‌ می‌شود، آن‌ وقت‌ وضع‌ كرمانشاه‌ وضع‌ كردستان‌ روي‌ قاعده‌ شيعه‌ و سني‌گري‌ خيلي‌ بد بود، می‌گويد ديدم‌ ناگهان‌ اتفاقي‌ آن‌ شاگرد من‌ پيدا شد، خيلي‌ با من‌ گرم‌ گرفت‌ و بالاخره‌ با زور و رودربايستي‌ من‌ را برد خانه‌ خيلي‌ هم‌ خدمت‌ كرد به‌ من، بعد آخر شب‌ به‌ من‌ گفت:‌ آقا ما يك‌ جلسه‌اي‌ داريم‌ شما بيايد برويم‌ توي‌ اين‌ جلسه، گفتم‌ می‌آيم، می‌گويد مرا بردند توي‌ آن‌ جلسه، مرحوم‌ آقا نجفي‌ گفتند، پدرم‌ می‌گفتند وقتي‌ نشستم‌ توي‌ جلسه، ديدم‌ اين‌ سبيل‌ گُنده‌ها، سبيل‌ كشيده‌ها دارند می‌آيند، تعجب‌ كردم، چه‌ خبر است، يك‌ وقت‌ مَنقَلي‌ پر از آتش‌ كه‌ آتش‌ زغالي‌ كه‌ اَلُو  داشت، اين‌را هم‌ آوردند، يك‌ مجمع‌ را هم‌ آوردند گذاشتند روي‌ اين‌ آتش‌ها، روي‌ اين‌ منقل‌ می‌گويد من‌ تعجب‌ كردم، ترس‌ هم‌ من‌را گرفته‌ بود كه‌ اين‌ها چه‌ كار می‌خواهند بكنند، يك‌وقت‌ ديدم‌ يك‌ جواني‌ زير غُل‌ و زنجير، آقاي‌ نجفي‌ می‌گفتند پدر من‌ گفتند چون‌ من‌ همداني‌ها را می‌شناختم‌ اين‌ قيافه، قيافه‌ همداني‌ بود، بالاخره‌ آوردندش‌ زير غُل‌ و زنجير، يك‌ سفره‌ چرمي‌ هم‌ پَهْن‌ كردند، او را نشاندند روي‌ سفره‌ چرمي‌ و يك‌ كسي‌ با يك‌ ضربت‌ گردن‌ آن‌را زد، آن‌ مجمع‌ كه‌ داغ‌ بود گذاشتند روي‌ گردن‌ اين‌كه‌ خون‌ بيرون‌ نيايد، غُل‌ و زنجيرها را هم‌ باز كردند اين‌ هي‌ دست‌ و پا می‌زد اين‌ها هم‌ قاه‌ قاه‌ می‌خنديدند، گفت‌ من‌ غش‌ كردم‌.

 بالاخره‌ قضيه‌ تمام‌ شد و من‌ در حال‌ غش‌ بودم، كم‌كم‌ مَرا به‌ هوش‌ آوردند اما آن‌ موقعي‌ كه‌ نزديك‌ بود به‌ هوش‌ بيايم‌ می‌ديدم‌ با هم‌ زمزمه‌ دارند، اين‌ شيعه‌ است‌ اين‌را هم‌ بياييد دومي‌اش‌ باشد، آن‌ طلبه‌ می‌گفت:‌ نه‌ بابا من‌ درس‌ پيش‌ ايشان‌ خواندم، اين‌ از آن‌ سني‌هاي‌ داغ‌ است‌ معلم‌ من‌ بوده، بالاخره‌ من‌ را نجات‌ داد، آمديم‌ خانه، وقتي‌ من‌ حال‌ آمدم، اين‌ طلبه‌ به‌ من‌ گفت:‌ آقا من‌ سني‌ هستم، اما مُريد شما هستم، می‌دانيد شما را خيلي‌ دوست‌ دارم، نمي‌خواستم‌ ناراحتتان‌ كنم، اما بُردم‌ آن‌جا يك‌ پيام‌ بدهيد به‌ علماي‌ نجف‌ و پيام‌ اين، كه‌ شما عُمَركُشون‌ كنيد ما هم‌ اين‌جور می‌كنيم،‌ ما رسم‌مان‌ است‌ يك‌ شيعه‌ را يك‌ جايي‌ پيدا می‌كنيم‌ زنداني‌اش‌ می‌كنيم‌ غُل‌ و زنجير می‌كنيم‌ تا شب‌ چهارشنبه، شب‌ چهارشنبه‌ همه‌ ما جمع‌ می‌شويم‌ براي‌ رضايت‌ خدا، قربة الي‌ الله اين‌را می‌آوريم‌ و اين‌ بلا را به‌ سرش‌ می‌آوريم‌ كه‌ تو ديدي.»

پس ما نیز اندکی مراقب گفتار و رفتار خود باشیم تا خدای نکرده شریک این جانیان در کشتار بندگان خدا نباشیم.

سخن پایانی

نکته آخر اینکه ما موظف به جذب و علاقه‌مند ساختن سایر مسلمین به مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام هستیم راهی که با خشرویی و مدارا حاصل ‌شده و با توهین و ناسزا گفتن به مخالفین و عقایدشان منافات دارد. آن گونه که هنگامی یکی از اصحاب امام صادق، عليه‌السلام، به ایشان عرض می‌کند: چگونه شايسته است براي ما كه با قوم خود، و مردماني كه با ما آميزش دارند و شيعه نيستند رفتار كنيم؟ امام، عليه‌السلام، فرمودند: به پيشوايان خود نگاه كنيد و از آن‌ها پيروي كنيد، آن گونه كه آنان رفتار مي‌كنند شما نيز همان‌طور رفتار كنيد، به خدا سوگند آن‌ها به عيادت بيمارانشان مي‌روند، و بر جنازه‌هايشان حاضر مي‌شوند، و به سود و ضرر آن‌ها گواهي مي‌دهند، و امانت‌هاي آنان را به آن‌ها بر مي‌گردانند.

و در روایتی دیگر امام می‌فرمایند: اي زيد! با مردم (يعني عامه و اهل تسنن) با اخلاق خودشان معاشرت كنيد، در مساجدشان نماز بخوانيد، مريضانشان را عيادت كنيد، در تشيع جنازه‌هايشان حاضر شويد و اگر توانستيد امام جماعت يا مؤذن آن‌ها شويد اين كار را بكنيد؛ پس اگر شما چنين عمل كرديد خواهند گفت: اينان پيروان جعفرند، خدا او را رحمت كند چه نيكو اصحابي تربيت كرده است و اگر اين امور را ترك نموديد خواهند گفت: اينان پيروان جعفرند، خداوند جزاي او را بدهد چه اصحابش را بد تربيت كرده است. (برای مطالعه سیره و روایات در مورد وحدت اسلامی نگاه شود به: کتاب پیشوایان شیعه پیشگامان وحدت،مهدی مسائلی، انتشارات سپیده باوران، مشهد 1389)

+ نوشته شده توسط mahdi در دوشنبه دهم بهمن 1390 و ساعت 23:35 |

دانلود کتاب «قمه زنی سنت یا بدعت»

قَالَ مولانا امیرالمؤمنین، علی- علیه‌السلام: النَّاسُ أَعْدَاءُ مَا جَهِلُوا؛ مردم دشمن آن چيزند كه نمى‏دانند.

از زمانی که حقیر کتاب قمه زنی سنت یا بدعت را نگاشتم، افراد بسیاری در این وبلاگ نظر گذاشتند، که تعدادی از نظرات در مخالفت و تعدادی هم در موافقت با قمه زنی بود، اما آنچه در نظرات مخالفان قابل توجه بود- به غیر از توهین‌هایی که انجام می‌شد- عدم مطالعه‌ مطالب وبلاگ و یا کتاب حقیر بود. به صورتی که بعضی بدون توجه به استدلال ها و مطالب از پیش گفته شده، شبهاتی را مطرح می نمودند که جواب آن در مطالب وبلاگ آمده بود.

خاطرم هست در جایی شخصی را دیدم که اعتراضاتی نسبت به کتاب من داشت، از او پرسیدم: آیا کتاب مرا خوانده‌ای؟ گفت: نه، اما می دانم، اشتباه گفته‌‌ای!(البته تعبیر او چیز دیگری بود که توهین آمیز بود)

از همین رو در اینجا حقیر برای اولین بار فایل پی دی اف کتابم را در اختیار مخاطبان قرار می‌دهم تا شاید نقدها و اعتراضاتی که صورت می‌گیرد کمی منطقی تر و از سر علم باشد.

-------------برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید.-------------------------------------------------

معرفی اجمالی کتاب «قمه زنی سنت یا بدعت»: دراین کتاب که با رویکرد تحریف زدائی از عزاداری امام حسین نوشته شده به نقد و بررسی ابعاد مختلف فقهی، اجتماعی و سیاسی بدعت قمه زنی پرداخته می‌شود و واقعیت هایی درباره این عمل خرافی روشن گردیده است. همچنين تصاويري دلخراش از قمه زني، كه مورد سوء استفاده سايت هاي بيگانه قرار گرفته، در پايان كتاب آمده است.

+ نوشته شده توسط mahdi در شنبه هشتم بهمن 1390 و ساعت 23:39 |

مراقب توطئه دشمنان باشید!

زمان شاهان قاجار بود، حكومت عثمانى، بزرگ‌ترین حكومت اسلامى در جهان به شمار می‌آمد، كه پايتخت اين حكومت، استانبول تركيه بود.

در كنار سفارت حكومت عثمانى در تهران، مسجد كوچكى وجود داشت.(گويا هم اكنون نيز آن مسجد در كنار سفارت تركيه هست) امام جماعت آن مسجد (يا يكى از نماز خوان‌های آن مسجد) می‌گفت: روضه خوانى را ديدم، هر روز صبح به مسجد می‌آید و روضه به مسجد می‌آید روضه را بخوانى به خصوص به خليفه دوم، ناسزا می‌گوید.

روزى به او گفتم: تو چه داعى دارى كه هر روز همين روضه را بخوانى و همان ناسزاگوئى را تكرار كنى (با توجه به اينكه افراد سفارت، و تبعه آن سفارت، به آن مسجد براى نماز می‌آمدند) مگر روضه ديگرى نمی‌دانی!؟

او در پاسخ گفت: روضه ديگر می‌دانم، ولى من يك نفر بانى دارم روزى پنچ ريال (به پول آن زمان) به من می‌دهد و می‌گوید همين روضه را با اين كيفيت بخوان، و خصوصيات بانى و خصوصيات بانى و محل او را گفت.

من پى گيرى كردم، ديدم بانى يك نفر كاسب است و مغازه دارد، جريان را به او گفتم، او گفت: شخصى روزى ده تومان به من می‌دهد، تا در آن مسجد، چنين روضه اى خوانده شود، پنج تومان آن را به آن روضه خوان می‌دهم، و پانزده ريال آن‌را خودم بر می‌دارم.

باز من جريان را پى گيرى نمودم، سرانجام معلوم شد كه از طرف سفارت انگلستان روزى 25 تومان براى اين كار روضه خوانى مخصوص (براى ايجاد اختلاف بين شيعه و سنى و سپس ايران و حكومت عثمانی) داده می‌شود، كه پس از طى مراحل، و دست به دست گشتن، پنج ریال براى آن روضه خوان بيچاره می‌ماند.

بايد توجه داشت كه دشمنان، اين چنين سوء استفاده نكنند، و ما ناخودآگاه، جزء مزدوران آنها قرار نگيرم و آب به آسياب دشمن نريزيم.

منبع: داستان دوستان، ج 1، ص 144.

 

+ نوشته شده توسط mahdi در چهارشنبه پنجم بهمن 1390 و ساعت 23:22 |

نسبت‌های دروغ به آیت الله سیستانی

دفتر آیت الله العظمی سیستانی در نجف اشرف مطالب نسبت داده شده به این مرجع دینی را در کتاب « لماذا التطبیر» تکذیب نموده و آن را دروغ و افترا خواند.

چندی پیش کتابی توسط یکی از روحانیون بحرینی مروج قمه زنی نوشته شده است که در آن، مطالبی در راستای تأیید قمه زنی از قول زائرانی که به دیدن آیت سیستانی می روند به ایشان منتسب شده است. دفتر ایشان این مطالب را کذب و افترا دانست.

ترجمه و تصویر پاسخ دفتر آیت الله سیستانی که خطاب به نویسنده این کتاب است بدین شرح است:

حضور محترم شیخ عبدالعظیم مهتدی بحرانی

سلام علیکم و رحمه الله و برکاته

و بعد: چندی پیش بر نسخه ای از کتاب شما«لماذا التطبیر» اطلاع یافتیم و قصص مختلف و دروغهایی که در صفحه 56 و مابعد آن، به نقل از بعضی از زوار به آیت الله سیستانی نسبت داده شده بود توجه ما را به خود جلب کرد.

و از جمله آنها اینکه: آیت الله سیستانی به یکی از قمه زنان بحرینی گفته است: آفرین بر تو ای زننده کننده‌ی شعار حسینی و عمل صالح و رزق حلال طیب مبارک.

و از جمله آنها اینکه: آیت الله سیستانی در جواب کسی که از ایشان سؤال کرده چرا در مورد قمه زنی چیزی نمی‌نویسید؟ گفته است: حاجتی به نوشتن نیست هنگامی فرزند من سید محمد باقر و فرزندان سایر مراجع و خود بعضی از مجتهدین در نجف قمه می زنند شما تصاویر اینها را بگیرید و منتشر کنید همین کافی است.

و از جمله آنها اینکه: ایشان گفته اند: قمه زنی به نسبت بقیه‌ی عزاداری هایی که برای امام حسین علیه السلام انجام می شود مانند پوست برای تخم مرغ است پس هنگامی پوست تخم مرغ بشکند محتوای آن بیرون ریخته و از بین می رود.

و از جمله آنها اینکه: ایشان گفته است: قمه بزنید... و با انگشتانش بر گردنش زده و گفته است: این بر گردن من است [ یعنی حلال بودن آن بر گردن من است.]

باز لازم می‌دانیم تأکید نماییم که حضرت آیت الله سیستانی دام ظله هیچ کدام از این مطالب حکایت شده را بیان ننموده اند و شگفت و تعجب باقی است برخی چگونه برای رسیدن به اهداف معین خویش به آسانی به مرجعیت دروغ می بندند؟!! شکایت آن را به نزد خدا می بریم.

البته این اولین باری نیست مروجین قمه زنی برای اثبات و تأیید عمل خویش دست به تحریف و دروغ بستن به مراجع مي‌کنند بلکه چند سال پیش نیز عده‌ای در اصفهان برای ترویج این عمل خرافی اقدام به ساخت فلیمی نمودند كه در آن سعی شده بود با بهره از تمام حیله‌ها و ابزارهای فریب به ترسیم چهره‌ای شرعی! و مظلومانه! برای قمه‌زنی پرداخته شود. در این فیلم كه به صورت بسیار انبوه و با بودجه‌های مشكوك در تمام كشور منتشر گردید از تحریف روایات گرفته تا تحریف كلام علماء استفاده شده شود. كه با گذشت زمان بسیاری از دروغ‎های مطرح شده در آن آشكار گردیده و بر زشتی كار سازندگان این سی‎دی افزود. متأسفانه در یكی از همین تحریفات، نسبتی کاملا كذبی توسط یكی از سخنرانان به آیت الله العظمی بهجت(ره) داده شد كه چندی بعد ایشان صریحاً آن را تكذیب نمودند. سخنران فوق مدعی شد كه حدود سی سال قبل در روضه‌ای كه در منزل آیت الله بهجت تشكیل شده بود از ایشان شنیده است كه فرموده‌اند: در زمان آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی آن زعیم بزرگ به جهت سخنان یكی از روشنفكران پیرامون حرمت قمه‌زنی فتوا به وجوب قمه‌زنی!!! داده و فرمودند هر كس توانایی دارد باید امسال قمه ‌بزند. در آن سال حدود 700 مجتهد!!! به اطاعت از حكم سید، قمه زدند اما من (آیة الله بهجت) چون دیدم هم می‌ترسیدم و بنیه و هنر این كار را ندارم برای این كه مخالفت با مرجعم سید ابوالحسن نكنم لباسی پوشیده و به میان قمه‌زنان رفتم و آن لباس من خونی شد و آن را نشُستم و وصیت كرده‌ام آن را با من دفن كنند!!! چون به امر مرجعم چنین كردم.

گفتنی است آیت الله العظمی بهجت ضمن دستخطی كه اصل آن هم‌اكنون موجود است ضمن تكذیب این ادعا فرمودند: آنچه من گفته‎ام آن است كه مرجع بزرگوار آیة الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی با قمه‌زنی مخالف بوده‌اند و تا پایان حیات خود نیز بر این رأی و نظر باقی بودند. و چنین لباسی نیز هم‌اكنون نزد من وجود ندارد.

دست خط آیة الله بهجت
همچین فیلمی نیز ایشان موجود که ایشان در آن نیز صریحا نسبت فوق را تکذیب می کنند: http://media.farsnews.com/Media/8610/Video/861027/861027V0288185.wmv

جالب اینجاست كه این تهمت بزرگ در حالی به آیة الله اصفهانی زده شد كه همان گونه كه آیت الله بهجت نیز فرمودند ایشان یكی از مخالفان سرسخت قمه‌زنی بوده‌اند. در اینجا با بهره از كتاب «قمه‌زنی سنت یا بدعت؟» گزارشی از جزئیات فتوای ایشان را ارائه خواهیم نمود:

(قضیه از آنجا آغاز شد كه) مرحوم آیة الله العظمی سیدمحسن امین در كتاب خویش به نام «التنزیه لاعمال الشیبه» با استدلال و برهان ثابت می‌كند قمه‌زنی و برخی دیگر از خرافات رایج در عزاداری امام حسین علیه السلام نه تنها ثوابی ندارد بلكه از نظر شرع مقدس حرام و از كار‌های شیطان است. در پی انتشار این اثر، كه با هدف پاكسازی گردهمایی‌های‌ مذهبی از بدعت‌ها و گمراهی‌ها انجام شد، مردم ناآگاه چنان در برابرش موضع گرفتند، كه برخی از دوستانش خطر «انقلاب عوام» را به وی گوشزد كردند. تبلیغات فراگیر درباره دانشمند مصلح دمشق چنان مؤثر افتاد كه حتی گروهی از گویندگان مذهبی در مسجدها به بیان گمراهی‌هایش پرداختند و برخی از مردم با گرو نهادن خانه خود و به دست آوردن اندكی پول، در جهاد نامقدس ضد سیدمحسن شركت جستند.

ولی از آنجا كه حق با سید بود، بالاخره پیروز و سربلند شد. تا آنجا كه پس از اندك زمانی، آیة الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی (كه در آن زمان مقام ریاست تامه و مرجعیت عامه را داشتند) به طرفداری از امین عاملی و كتاب بیداری بخش او فتوا صادر كرد و با صراحت گفت:

«انّ استعمال السّیوف و السلاسل و الطبول و الابواق و ما یجری الیوم أمثاله فی مواكب العزاء بیوم عاشورا انّما هو مُحرم و هو غیر شرعی؛ به كار بردن شمشیرها(قمه‌زنی) و زنجیرها و طبل‌ها و بوق‌ها و كارهایى مانند این امور كه امروزه در دسته‌هاى عزادارى و در روز عاشورا معمول است همه حرام و غیر شرعى است.»

منبع:رك: استاد حسن شبر، تاریخ العراق السیاسی المعاصر، ج2، ص340/ دایرة المعارف تشیع، ج2، ص531/ و جعفرالخلیلی، هكذا عرفتهم، ج3، ص 207/ سیدمحسن امین، اعیان الشیعه، ج10، ص378/ همچنین سخنان سید ابوالحسن اصفهانی بر ضد قمه‌زنی در یك رساله فارسی به نام انیس المقلدین در نجف در سال 1345ق/1926م چاپ شده است. (آقا بزرگ تهرانی، الذریعه، ج2، ص466 و هكذا عرفتهم، ج3، ص229)

جالب اینجاست که با وجود همین توضیحات حجت الاسلام و المسلمین فاطمی نیا در سخنان خود در شبهای تاسوعا و عاشورا چند سال پیش می گفت: من بعدا خدمت آیت ا... بهجت رفتم و موضوع را از ایشان پرسیدم. ایشان گفتند، سید ابوالحسن می خواست جلوی قمه زنی را بگیرد، ولی نتوانست. اما وقتی پیش فردی که در سی دی سخن گفته بود، رفتم، گفت : پس آقای بهجت دروغگو است و باید نمازهایی که پشت سر ایشان خوانده ایم، اعاده کنیم!


+ نوشته شده توسط mahdi در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 و ساعت 23:29 |

تکذیب شایعه قمه زنی آیت الله سیستانی

در پی شدت گرفتن شایعات در جهت تخریب مرجع تقلید شیعیان دفتر حضرت آیت الله سیستانی، عکس منتشر شده قمه زنی را متعلق به این مرجع تقلید ندانست.


به گزارش خبرگزاری رسا، در حالی که خبر وصیت نامه حضرت آیت الله سید علی سیستانی از سوی دفتر این مرجع تقلید تکذیب شد، روز گذشته نیز خبر قمه زنی مرجع اعلای شیعیان عراق از سوی دفتر وی تکذیب شد.

این دفتر ضمن انتقاد شدید از انتشار برخی خبرهای بی پایه و اساس منتسب به آیت الله سیستانی، شایعه پراکنان را به تقوای الهی و دوری از نشر اکاذیب دعوت کرد.

دفتر آیت الله سیستانی در پاسخ به سوال یکی از مقلدان این مرجع تقلید درباره انتشار عکس قمه زنی آیت الله سیستانی اظهار داشت: شخصی که در این عکس به قمه زنی می پردازد حضرت آیت الله سیستانی نیست و بسیار تاسف آور است که برخی از جریان ها از هیچ دروغی برای رسیدن به اهداف خود دریغ نمی کنند.

گفتنی است برخی از سایت ها با انتشار عکسی مدعی شده اند که حضرت آیت الله سیستانی با هدف ابراز همدردی با حضرت زهرا (س) اقدام به قمه زنی کرده است.

روز گذشته نیز خبر وصیت نامه این مرجع تقلید که خواسته بود همانند مادرش حضرت زهرا (س) دفن شده و بر لزوم عدم حضور رئیس جمهور، اعضای دولت و دوربین های فیلمبرداری پشت پیکرش تاکید کرده بود، تکذیب شد.

در روزهای گذشته هجمه های شدیدی علیه مرجع عالیقدر شیعیان عراق انجام گرفته و به نظر می رسد که دشمنان می خواهند چنین جلوه دهند که مرجعیت تقلید مخالف نظام کنونی در عراق که اکثریت آن را شیعیان تشکیل می دهند، است و جایگاه آیت الله سیستانی که مورد احترام همه ملت عراق است را مخدوش سازند. در این میان بر رسانه ها و مطبوعات است تا با بصیرت و تیزبینی در این دام دشمنان وحدت امت اسلامی گرفتار نشوند.

 تصویری که به دروغ به آیت الله سیستانی منسوب شده است را در زیر ببینید:

مكتب المرجع السيستاني ينفي ما نشر من صور لسماحته وهو يمارس التطبير
نفى مكتب سماحة المرجع الديني الاعلى آية الله العظمى السيد علي الحسيني السيستاني في النجف الاشرف نفى ما نشر خلال الايام الماضية من صور مفبركة لسماحته وهو يمارس التطبير مواساة للسيدة فاطمة الزهراء عليها السلام معربا عن اسفه لنشر هذه مثل هذه الصور من قبل جهات لاتتورع عن الكذب للترويج عن مقاصدها "


+ نوشته شده توسط mahdi در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 و ساعت 21:25 |

عزاداری برای چه چیز!؟

مهدی مسائلی

هر سال که محرم طلوع مي‌کند، امام حسين، علیه‌السلام، با آن افکار والا و فريادهاي شورانگيزش ظهور مي‌کند و ندا در مي‌دهد: «الا تَروَنَ اَنَّ الحَقَّ لا يُعمَلُ بِهِ وَ اَنَّ الباطِلَ لا يُتَناهي عَنهُ؟ لِيَرغَبِ المؤمِنُ في لِقاءِ اللهِ مُحِّقاً» آگاه باشيد، اي مردم نمي‌بينيد که به حق عمل نمي‌شود و از باطل جلوگيري نمي‌گردد و نتيجه آن اين است که مؤمن به شهادت در راه حق تشويق شود و با تمام وجودش به امام حسين، علیه‌السلام، اقتدا کند: «لا اَريَ المُوتَ اِلّا سَعادَةً وَ الحَيوةَ مَعَ الظّالِمينَ اِلّا بَرَماً؛ زندگي [در چنين وضعی] با ستمکاران براي من ننگ‌آور است، مرگ در نظر من جز سعادت چيزي نيست.»

عزاداران بر بلنداي محافلشان اين شعار را نوشته‌اند: «الموتُ خيرٌ مِن رکوبِ‌العَار؛ مرگ از زندگي ذلت بار بهتر است.»

آنچه در مراسم عزاداري بازخواني مي‌شود، شعارهاي زندگاني است. امّا زندگانی همراه با عزت. سوگواري تداوم راه و اهداف عاشورا است. عاشورا تجلي احساس جهاد و شهادت و فداکاري در راه حق و امر به معروف و نهي از منکر است، مي‌خواهيم با عزاداري اين احساس را در خود زنده نگه‌داريم. عزاداري لبيک به امام حسين، علیه‌السلام، است و اين سفارش قرآن کريم است که «یا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ»[1]؛ «اي کساني که ايمان آورده‌ايد دعوت خدا و پيغمبر را اجابت کنيد، هنگامي که شما را به سوي چيزي مي‌خواند که شما را حيات مي‌بخشد». عاشورا زنده نگه داشتن روحيه فداکاري در اجتماع است. شعار عاشورا، شعار احياي اسلام است گويا نداي امام حسين، علیه‌السلام، بلند است‌: چرا بيت‌المال مسلمانان‌حيف و ميل مي‌شود، چرا حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام مي‌کنند، چرا در برابر توهين کنندگان به مقدسات سکوت مي‌کنيد، چرا فقر و تبعيض در جامعه اسلامي رو به افزايش است، عاشورا و عزاداري از يک سو زنده نگه داشتن روحيه امر به معروف و نهي از منکر و از سوي ديگر پاسخ به اين چراهاست؛ و به فرموده امام خمینی، قدس‌سره:

«روضه سيدالشهدا براي حفظ مکتب سيدالشهداست. آن کساني که مي‌گويند روضه سيدالشهدا را نخوانيد، اصلاً نمی‌فهمند مکتب سيدالشهدا چه بوده و نمي‌دانند يعني چه. اين گريه‌ها و اين روضه‌ها اين مکتب را حفظ کرده است‌... اينها خيال مي‌کنند حالا ما بايد (به جاي روضه) حرف روز بزنيم. حرف سيدالشهدا هميشه حرف روز است، اصلاً حرف روز را سيدالشهدا آورده، دست ما داده‌... اين مجالس و عزاداري اباعبدالله الحسين يک میتینگ و فريادي است براي احياي مکتب سيدالشهدا...»[2]

 

 

سوگمندانه باید گفت

سوگمندانه باید گفت ما هدف خویش را از عزاداری فراموش، بلکه گم کرده‌ایم. عزاداری می‌کنیم چون بخیالمان آخر خط همین‌جاست و فقط و فقط باید عزاداری کنیم. همه‌ی سعی و تلاشمان رشد سطحی و ظاهری عزاداری شده است به گونه‌ای که تنوع در عزاداری هر روز برای ما مهم‌تر می‌شود. برای‌مان مهم نیست با چه وسیله‌ای عزاداری می‌کنیم و یا عزاداریِ ما چه تأثیراتی بر دیگران دارد زیرا هدفْ فقط و فقط همان عزاداری است.

قبلاً به سینه میزدیم، حالا به پا میزنیم، قبلاً با لباس سینه میزدیم، حالا لخت میشویم، قبلاً با دست سینه میزدیم حالا تیغزنی و قمهزنی می‌كنیم، در آتش راه می‌رویم و بر روی خار می‌دویم!

فکر می‌کنیم عزاداری هرچه خشن‌تر و فجیع‌تر باشد ثوابش بیشتر است و با این نگاه قمه زنی را از گریه کردن برای امام حسین، علیه‌السلام، مهم‌تر و بهتر می‌دانیم. خلاصه به قول معروف عزاداری امام حسین، علیه‌السلام، را کیلویی و وَجَبی می‌سنجیم.

گویاتر این که خیلی از ما عزاداران این گونه باور داریم که هرچه محکم‌تر بر سینه بزنیم ثواب بیشتری از سینه‌زنی خواهیم داشت و یا این که هنگامی توانسته‌ایم یک عزاداری کامل انجام دهیم که یک سینه‌زنیِ نمایشی آن هم با آهنگ و نظم خاصی داشته باشیم.

اما راست این‌که عزاداری یک عبادت است و همان گونه که دو ركعت نماز با تدّبر و اندیشه بهتر از يك شب نماز بدون حضور قلب[3]‏، یک قطره اشک همراه با معرفت و اخلاص نیز بهتر از ساعت‌ها عزاداری بی هدف و همراه با ریا است.

 اما چه باید گفت هنگامی که بعضی فکر می‌کنند که هر کاری و عملی هدفی دارد به جز عزاداری که هدف خاصی ندارد؛ نماز هم هدف دارد اما عزاداری هدف ندارد!

 



[1]. انفال: 24

[2]. صحيفه امام، ج‏8، ص526

[3]. طبرسی، مكارم الأخلاق، ص 465.

+ نوشته شده توسط mahdi در دوشنبه چهاردهم آذر 1390 و ساعت 18:0 |

سخنان علامه مرحوم سلطان الواعظين شيرازي در کتاب« شب‌هاي پيشاور» پيرامون قمه‌زني

متأسفانه بعضی طرفداران قمه زنی تا هنگامی از علما سخن می‌گویند که ایشان طبق نظر آنها سخن بگویند اما هنگامی که عالمی مخالف آنها سخن بگوید اگر به او تهمت وهابی گری و... نزنند لااقل سخنانش را به هیچ هم حساب نمی‌کنند. به طور مثال همین سخنان عالم بزرگوار مرحوم سلطان الواعظين شيرازي، که هرچند این طیف در جاهای دیگر بسیار از او دم می زنند اما با این حال بعضی سخنان این عالم حق گو برای ایشان ارزشی ندارد. مرحوم سلطان الواعظين شيرازي در کتاب« شب‌هاي پيشاور» پيرامون قمه‌زني می‌فرماید:

بر طبق نظر عقلا و همچنين از لحاظ منطقي، در مورد عقايد هر قوم و ملتي بايد از روي اسناد و کتب علماي آنها بحث نمود. اگر شما يک کتاب از کتب علما و فقها و مراجع تقليد شيعيان نشان داديد که به سيخ زدن و قفل و قمه و قداره زدن و حجله ي قاسم ساختن و . . . دستور داده باشند و ازائمه هدي و پيشوايان دين و مذهب در اين موضوعات، خبري نقل نموده من تسليم ميشوم.

و حال آنکه در دستورات شرعي و رساله هاي مراجع تقليد براي حفظ تن و بدن موازيني معين گرديده [است]. کتب فقهي و رساله هاي علما و فقهاي شيعه ي در دسترس عموم مي‌باشد (از قبيل شرح لمعه و شرايع و رساله‌هاي علميه مانند جامع عباسي و مجمع‌الرسائل و عروة الوثقي مرحوم آيت الله يزدي و وسيلة‌النجات مرحوم آيت الله اصفهاني و ترجمه‌هاي آنها قدس الله اسرارهم)را مطالعه کنيد و ببينيد در مذهب شيعه براي حفظ تن و بدن چه احکامي مقرر آمده و صريحا مي‌رسانند که واجب‌تر از هر واجبي، حفظ تن و بدن آدمي است و هر عملي که موجب ضرر تن و بدن گردد، حرام مي‌شود.

حتي در اعمال واجبه مانند وضو وغسل و روزه و حج و غيرآنها که ابواب مفصلي در فقه جعفري دارد گاهي ساقط مي‌گردد.

مثلا در وضو و اغسال واجبه و مستحبه که مقدمه طهارت است اگر مسلمان بداند در عمل کردن آنها ضرر به عضوي از اعضاء بدن مي‌رساند و لو احتمال درد استخوان و غيره بدهد که باعث خوف شود با شرايط وارده ساقط مي‌گردد.

يکي از موارد جواز تيمم، خوف ضرر استعمال آب است، به سبب مرض يا درد چشم يا ورم اعضاء يا جراحت و امثال آنها که بترسد از استعمال آب، يا متألم شود.

فقه جعفري اجازه نمي‌دهد عمدا بدون جهت شرعي، حتي سوزني به تن و بدن فرو کنند يا ناخن را عمدا طوري بگيرند که خون ظاهر شود. حتي اجازه نمي‌دهد در مصائب وارده مو بکنند يا صورت بخراشند ويا خود را طوري بزنند که بدن را کبود نمايند و اگر هر يک از اين اعمال را بنمايد، گناه کرده و بايد استغفار نموده و کفاره بدهند... حال بيايند و عکس بياندازند که مرد عامي (خرافي و بر خلاف دستور شرع و مذهب حقه جعفري) تمام بدنش را سيخ و ميخ و قمه و قداره و کارد و قفل زده و يا مرداني لباس زنان پوشيده در حجله وغيره شبيه درآورده  و بگويد که اينها دستور مذهب شيعه است. اعمال مردمان عامي، خرافي و جاهل را به حساب مذهب جعفري آوردن و از دلائل بطلان مذهب قرار دادن، که مردمان بي خبر گمان کنند واقعا امامان شيعه امر به چنين اعمال زشتي نموده اند، جنايت بزرگ است.بسياري از اعمال زشت و خرافي در مردمان عامي بر طبق قوانين قومي جاري است که مبناي اساسي ندارد، نمي‌توان آن اعمال را دليل بر خرابي و فساد اصل مذهب قرار داد.


 شب‌هاي پيشاور، ص58-59

+ نوشته شده توسط mahdi در دوشنبه چهاردهم آذر 1390 و ساعت 11:17 |

خیانت به عاشورا

هر مذهب و اندیشه‌ای برای نشان دادن عمق ارزش‌ها و باورهای خویش نیاز به نمادها و شعارهایی دارد که تجلی بخشِ مهم‌ترین ارکان آن تفکر و مذهب باشد.

از آن‌جا که حادثه عاشورا نیز یکی از رویدادهای مهم تاریخ تشیع می‌باشد که جهت گیری این مذهب در آن به خوبی ترسیم گشته است، عزاداری‌هایِ ما نیز باید به گونه‌ای انجام شود که تجلی دهنده‌ی این بخش مهم از اندیشه تشیع باشد و همه‌ی مردم جهان، چه مسلمان و چه غیرمسلمان، در برخورد با عزاداری به محتوای بلند حادثه عاشورا و خواسته‌های عمیق امام حسین، علیه‌السلام، پی ببرند.

حال سؤال این‌جاست که اعمالی همچون قمه زنی، تیغ زنی و... تا اندازه قادرند به نشرِ اندیشه‌های تشیع و امام حسین، علیه‌السلام، کمک کنند؟ آیا جز آن نیست که چهره‌ای زشت و وحشیانه و خرافی از اسلام و تشیع ارائه کرده و می‌کنند! اینجاست که معارف ناب و زلال اسلامی را به قربانگاه جهل و خرافه می‌بریم و بجای آن‌که در صدد تحقق شعاری باشیم که بتواند حقیقت دل‌نشین اسلام را برای بشریت جلوه‌گر سازد به اموری می‌پردازیم که نه تنها نخواهد توانست شعاری از آن تعالیم الهی باشد بلکه موجب تنفر و بیزاری جهانیان از دین اسلام و به ویژه تشیع می‌گردد. به قول دیده‌بان بزرگ انقلاب:

«اینجانب مى‏بینم که چگونه اخلاص و محبت مردم به سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین، علیه‌السلام، مورد جفا و قضاوت‌هاى جهانى واقع مى‏شود؛ چگونه درک روشن بینانه‌ی آنان در اعتقاد به مقام والاى اهل‌بیت، علیهم‌السلام، به خاطر بعضى اعمال جاهلانه حمل بر امورى مى‏شود که از ساحت شیعه و ائمه‌ی بزرگوارشان بسى دور است؛ مى‏بینم که چگونه عزادارى بر جگر گوشه‏گان زهراى اطهر، علیهم‌السلام، مورد تبلیغ سوء دشمنان متعصب و تبلیغات‏چى‏هاى شیطان استعمار قرار مى‏گیرد؛ مى‏بینم که بعض اعمالى که هیچ ریشه دینى هم ندارد بهانه به دست دشمن مغرض مى‏دهد که بدان وسیله، هم اسلام و تشیع را ـ العیاذ بالله ـ به عنوان آیین خرافه معرفى کنند و هم بغض و عداوت خود را نسبت به نظام مقدّس جمهورى اسلامى در تبلیغات خود آشکار سازند. شیعه محب و مخلصى که در روز عاشورا با قمه سر و روى خود و حتى کودکان خردسال خود را خونین مى‏کند، آیا راضى است که با این عمل خود در روزگارى که هزاران چشم عیب‏جو و هزاران زبان بدگو در پى بد معرفى کردن اسلام و تشیع است عمل او را مستمسک دشمنى خود قرار بدهد؟ آیا راضى است که با تظاهر به این عمل، خون ده‌ها هزار جوان بسیجى صفت عاشق را که براى آبرو دادن به اسلام و تشیع و نظام جمهورى اسلامى بر زمین ریخته شده است ضایع سازد؟ »

واقعیت آن است که هم‌اکنون این اعمال برای بسیاری از شیعیان نیز توجیهی ندارد چه برسد به دیگران.


+ نوشته شده توسط mahdi در یکشنبه سیزدهم آذر 1390 و ساعت 23:27 |

ملاآقا دربندی و ترویج قمه زنی

عبدالله مستوفی در کتاب شرح زندگانى من، ج‏1، ص277 درباره‌ی ملا آقاى دربندى می‌نویسد:

اين آخوند ترك با وجود مقام ملائى و حتى اجتهاد، از راه سادگى و اخلاص به اهل بيت پيغمبر راجع بوقعه طف عقائد عجيب و غريب داشته كه در كتاب خود هم نوشته و گذشته از نقل اخبار ضعيف، رؤياها را هم مانند اخبار در كتاب روضه خود آورده و نتيجة آنها را هم جزو مطالب واقع قلمداد كرده است. اين آخوند ساده ‏لوح معتقد بوده كه روز عاشورا هفتاد و دو ساعت امتداد داشته است و اين عقيده را از اين راه پيدا كرده است كه بوقعه طف چيزهاى خيالى افزوده بوده و با آن مقدمات، ناگزير روز عاشورا بايد هفتاد و دو ساعت درازى پيدا بكند. در صورتی که قبل از اين تاريخ هیچ‌یک از روضه‏ نويسها از اين قماش عقايد اظهار نكرده بودند.

يكروز نزد معتمد الدوله فرهاد ميرزا رفته اظهار عقيده كرده بود كه امامزاده قاسم كه مقبره او در بالاى تجريش واقع است، مدفن سر قاسم بن حسن شهيد روز عاشوراست كه از كوفه آورده اينجا دفن كرده‏اند. معتمد الدوله شاهزاده بااطلاع دقيق البته زير بار اين حرف نرفته، از او مستند ايندعوى را خواسته است. آخوند سندى براى اين گفته نداشته ولى قرآنى از بغل خود بيرون آورده گفته است «باين قرآن قسم كه اين قبر مدفن سر قاسم بن حسن، شهيد وقعه طف است.»

اين آخوند بيچاره از راه اخلاص بخانواده رسالت و ثواب رساندن بمردم، كار روضه و روضه‏ خوانى را از خرك دركرده و بعنوان «تسامح در ادله سنن» تا توانسته است اخبار ضعيف و عقايد سخيف وارد روضه‏ خوانى نموده است. تيغ زدن روز عاشورا از كارهائى است كه اين آخوند در عزادارى وارد يا لامحاله آنرا عمومى كرده و فعل حرام را موجب ثواب پنداشته است و تركهاى عوام هم اين عزاداري را پذيرفته‏ اند و اين خلاف شرع بيّن جزو عزادارى و كار ثواب وانمود شده است. چنانكه ذكر شاخسين واخسين» (شاه حسين! وا حسين!) و حيدر! صفدر! كه قبل از تيغ‏ زنى معمولا مي گفتند، ذكر تركى و هميشه تركهاى معتقد بوده‏ اند كه باين عزادارى مي پرداخته‏ اند و اهالى عراق اگر هم در اين عزادارى شركتى مي كرده‏ اند، خيلى از حيث نفرات بى‏ اهميت بوده‏ اند. در دوره اعليحضرت شاه سابق هم كه حقا نظميه شهرها از اينكار جلوگيرى ميكرد، مردم همه‏جا اين‏كار خلاف شرع را ترك كردند. فقط تركها بودند كه براى اقامه اين عزادارى بدهات دوردست رفته و خود را باين ثواب(؟) مي رساندند و فعلا در آذربايجان و جاهاى ديگر، لامحاله در شهرها اين عزادارى متروك شده است.

+ نوشته شده توسط mahdi در شنبه دوازدهم آذر 1390 و ساعت 23:18 |

حکایت قمه زدن محمد عليشاه

ناظم الاسلام كرمانى‏ در کتاب تاريخ بيدارى ايرانيان، ج‏1، ص: 201 درباره‌ی اخلاق و سیرت محمد علی شاه می‌نویسد:

...اظهار تدين ميكرد اما مقيد بدينش نبود، خود را مسلمان مي‌دانست بمسجد و معبد توپ بست، معتقد بقرآن بود لكن قرآن را سوزاند، نسبت بسادات اظهار اخلاص ميكرد لكن سيد را ميكشت چنانچه مرحوم سيد جمال الدين اصفهانى را حكم قتل داد و بى‏احترامى بآقاى بهبهانى و آقاى طباطبائى كرد، نسبت بحضرت سيد الشهداء امام حسين ارواحنا فداه اظهار ارادت و عقيدت ميكرد چنانچه در روز عاشوراء قمه و قداره بسر ميزد و خون سرش را بروى صورتش ميماليد و در شب عاشوراء هزار و يك عدد شمع در اطاقش روشن ميكرد و شمع چهل منبر را روشن ميكرد اما احترام ماه محرم را منظور نداشت و در ايام عاشورا بود كه تلگراف حمله بتبريز را مخابره كرد و حكم داد كه اهل تبريز را در حالتيكه مشغول عزادارى بودند قتل و غارت نمايند. در روز عاشورا آنقدر خون از سر خود جارى ميكرد كه بحالت غشوه ميافتاد اما در شب چندان مسكرات و الكليات مى‏آشاميد كه مست و لا يشعر ميشد باطفال امرد ميل داشت چنانكه بزنان خوشكل مايل بود...

+ نوشته شده توسط mahdi در پنجشنبه دهم آذر 1390 و ساعت 20:3 |
حافظ شریعت

---------------------------------------------------

بسم الله الرحمن الرحیم

 

حفظ ماهیت دین از ورود مفاهیم التقاطی و مخلوط شدن آن با مفاهیم اصیل دینی، همواره و در طول تاریخ یکی از مهمترین اهداف بعثت انبیاء و رسالت آنها در بین جوامع و ملت ها بوده است.

رسالتی که از حضرت آدم (ع) شروع می شود و پس از گذراندن یک سلسله ی صد و بیست و چهار هزار نفری، به حضرت خاتم (ص)، ختم می یابد تا بعد از آن نیز به حکم امامت و وصایت به دست اهل بیت عصمت و طهارت (ع) سپرده شود.

در این باره می توان به حدیثی از امام رضا (ع) استناد نمود. ایشان در کلامی بس شیوا چنین می فرمایند:

« اگر خداوند تبارک و تعالی پیشوائى امین و حافظ و سرپرستى مورد اطمینان براى مردم  قرار ندهد، ملّیّت و آئین بکلّى نابود میگردد، و دین از بین میرود، سنّت تغییر یافته و احکام تبدیل و جابجا و زیر و رو مى‏شود و بدعتگزاران در آن دخل و تصرّف نموده، و ملحدان از آن میکاهند و آن را بر مسلمانان مشتبه مى‏کنند »  (عیون أخبار الرضا ج‏۲  ص ۱۰۱)

این امر خطیر در مرحله ی بعدی ـ یعنی در زمان غیبت امام معصوم ـ بر عهده ی فقها و مرجعیت شیعه قرار می گیرد تا همچون دژهای محکمی به صیانت از دین و حفظ حدود و ثغور آن بپردازند. چه آنکه در حدیثی امام صادق (ع) فرمودند: الفقهاء حصون الاسلام …

تمام این در حالی است که فحول و بزرگان طائفه، در این برهه از زمان نقش خود را به خوبی إیفا کرده و همواره مانع از نفوذ افکار بیگانه در میان بینش های اصیل اسلامی شده اند.

از جمله می توان به دانشمند بزرگ و مرجع تقلید شیعیان، آیت الله العظمی سید محسن حکیم ـ صاحب کتاب مستمسک العروة ـ اشاره نمود که حقی بس بزرگ بر شیعیان عالم دارند .

ایشان در مبارزه با بینش های التقاطی جزء پیشگامان عصر خود بوده  و در موارد بسیاری با اینگونه انحرافات برخورد می کردند.

از آن جمله می توان به جلو گیری آیت الله حکیم از انحرافاتی مربوط به مساله عزاداری و همچنین افعالی که بعضی از عوام در ایام نهم ربیع انجام می دهند، اشاره نمود.

مرحوم آیت الله شهید سید محمد باقر حکیم از والدشان نقل می کنند:

آیت الله حکیم در مقابل کسانی که در مراسم عزاداری مسائلی از قبیل قمه زنی و راه رفتن بر روی آتش را داخل می کردند با شجاعت می ایستاد و فتوا به حرمت آنها داده بود وتمام امکانات را برای جلوگیری از این کارها فراهم کرده بود .

ایشان می فرمودند: دو امر سبب شده است که مذهب تشیع منتشر نشود

اول : قمه زنی که سبب تنفر مسلمین از مذهب ما می شود

دوم :کارهایی که بعضی از جاهلان انجام می دهند و به مذاهب دیگر دشنام و فحش می دهند که این کار با مذهب و فکر و عقیده ی اسلامی سازگاری ندارد زیرا خداوند از فحش دادن به خدایان مشرکین نهی فرموده در حالیکه قطعا در آتش هستند. (وَ لا تَسُبُّوا الَّذینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْم‏ انعام ۱۰۸)

متن عربی :

و یشیر السیّد محمّد باقر الحکیم (رحمه الله) إلى أنّ والده السیّد محسن (رحمه الله) وقف وقفة شجاعة بوجه الذین حاولوا إدخال بعض الشعائر على المراسم الحسینیّة، من قبیل إشعال النار ثمّ التوضّؤ والدخول فیها تعبیراً عن الارتباط بالإمام الحسین، فحرّم ذلک واستخدم کلّ الإمکانات لمنعه. إضافةً إلى تحریمه التطبیر،

 معتبراً أنّ أمرین رئیسیّین منعا التشیّع من الانتشار:

 

۱-  التطبیر الذی ینفّر المسلمین من مذهبنا.

۲-  ما یمارسه بعض الجهّال من الشتم والسب واللعن، وذلک ما یأباه مذهبنا وأفکارنا وعقائدنا ومنهجنا الإسلامی، حیث نهى القرآن عن سبّ آلهة المشرکین مع أنّها فی النار

مصادر :

مرجعیّة الإمام الحکیم – نظرة تحلیلیّة شاملة: ۲۵۷

السیرة والمسیرة فی حقائق و وثائق ج ‏۲  ص ۴۵۷  – مولّف : الشیخ احمد ابو زید العاملی

برچسب ها: عزاداری, عید الزهرا, قمه زنی, وحدت

منبع: سایت نفوذ(http://nofooz.org)

+ نوشته شده توسط mahdi در سه شنبه یکم آذر 1390 و ساعت 0:0 |