تبليغاتX
(ghame zani )قمه زنی

(ghame zani )قمه زنی

سنت يا بدعت

وقتی عزاداری هدف شد

وقتی عزاداری هدف شد

عزاداریها باید هدفمند باشند، اگر هدف و جهت عزاداری گم شود فاقد خاصیت و تأثیر مثبت خواهد بود و ممكن است تأثیر منفی هم بگذارد.

اما عزاداریها چه هدفی میتوانند داشته باشند. برای شناخت هدف در عزاداری، ابتدا باید اندیشه و هدف صاحب مصیبت شناخته شود تا چنانچه عزاداری صورت گیرد نسبت به تحقق آن اندیشه و هدف، عملی صورت گیرد . ‎‎

آیه قرآن میفرماید: "یا ایها الذین آمنوا كونوا انصار الله كما قال عیسی ابن مریم للحواریین من انصاری الی الله قال الحواریون نحن انصار الله"(صف/ 14)؛ ای كسانی كه ایمان آوردهاید یاوران خدا باشید، همچنان كه عیسی بن مریم به حواریون گفت: چه كسی یار من به سوی خداست، حواریون گفتند: ما یاوران خدا هستیم . ‎‎

پیام آیه و حرف خدا این است كه بیایید یار خدا باشید. كاری برای خدا انجام دهید، سپس خداوند شاهد مثال میآورد كه شما همچون حواریون حضرت عیسی باشید كه تا حضرت عیسی طلب یاری كرد به كمكش شتافتند .

جمله حواریون كه نحن انصار الله و تأیید قرآن بر این جمله، حكایت از این دارد كه یاری كردن پیامبر در هر زمان یاری كردن خداوند است. و به تبع آن یاری كردن امام هر زمان یاری كردن خود خداست .

گذشته از این آیه، خود امام حسین علیه السلام در كربلا و عاشورا ندایش طلب نصرت بود. "هل من ناصرِ ینصرنی"؛ آیا كسی هست كه مرا یاری كند؟ هدف امام از یاری گرفتن، تحقق اسلام واقعی و ریشه كن كردن ظلم و فساد بود و رسیدن به این هدف جز با كمك خواستن از دیگران امكانپذیر نیست.

بنابراین ندای خداوند، یار گرفتن است، ندای همه پیامبران و ائمه نیز یار گرفتن است. ندای امروز امام زمان نیز همان جمله امام حسین علیه السلام است كه میفرمود: "هل من ناصر ینصرنی. "

حال كه ما مجالس عزاداری بر پا میكنیم هدفمان از این مجالس باید یاری كردن امام حسین علیهالسلام در راهی كه او شروع كرده بود، باشد. هدف از عزاداری باید كمك به تحقق بخشیدن اهداف و اندیشههای امام حسین علیه السلام باشد. این هدفمندی در برپایی مجالس عزاداری بیشترین اهمیت را دارد و به محتوا و شكل عزاداری - یعنی 2 عامل دیگر - جهت میدهد و در آنها تأثیر میگذارد و كیفیت آنها را تغییر میدهد. ‎‎‎‎‎‎

همین هدفمند بودن عزاداریها در قبل از انقلاب بود كه باعث پیروزی انقلاب شد. چرا كه مردم میدیدند اگر بخواهند كاری حسینی بكنند باید با طاغوت بجنگند. شاه آن روز و سردمداران حكومتی، حكم یزیدیان را پیدا كردند لذا مبارزه با آنها كاری حسینی قلمداد میشد . ‎‎‎

بنابراین عزاداری مقدمه رسیدن به یك هدف برتر و متعالی است. برپایی عزاداری، مقدمه یاری كردن امام حسین علیه السلام است. اما خیلی اتفاق میافتد كه فلسفه عزاداری فراموش میشود و عزاداری از مقدمه بودن به هدف بودن تبدیل میشود. یعنی عزاداری فی نفسه مقدس میشود و برپایی آن تبدیل به هدف میشود. آن وقت شاهد مراسم عزاداری برای عزاداری هستیم، نه عزاداری برای یاری كردن امام حسین علیه السلام . ‎‎‎‎‎‎

اما خطر این نوع عزاداریها چیست؟

خطر مهم اینست كه عزاداران فكر میكنند آخر خط همین جاست، چون عزاداری خودش تبدیل به هدف شده است لذا پرداختن به عزاداری آخر خط تلقی میشود. و وقتی هم فكر كردند كه دیگر آخر خط است، جلوتر نمیروند و فقط در آن تنوع ایجاد میكنند و به جای رشد كمالی و عمودی، رشد سطحی و افقی پیدا میكنند. وقتی هم این اتفاق افتاد تنوع در عزاداریها روز به روز بیشتر میشود . ‎‎‎‎‎‎‎

قبلاً به سینه میزدند، حالا به پا میزنند، قبلاً با لباس سینه میزدند، حالا لخت میشوند، قبلاً با دست سینه میزدند حالا میخواهند تیغزنی و قمهزنی كنند . ‎‎‎‎‎‎‎‎

عزاداری وقتی خودش هدف شد، دیگر چیزی گفته نمیشود كه دانسته شود بلكه گفته میشود كه گریانده شود. دیگر آنچه گفته میشود انسانها را به فكر فرو نمیبرد بلكه احساسات را برمیانگیزاند . دیگر نمیگویند چرا امام حسین علیه السلام كشته شد بلكه میگویند چگونه كشته شد. دیگر صحبتی از امام قبل از تاسوعا و عاشورا نیست . ‎‎‎‎‎‎‎‎

وقتی عزاداری خودش هدف شد، دیگر از این كه هدف امام حسین علیه السلام چه بود، چه چیزهایی گفت، چگونه عمل كرد ... بحثی به میان نمیآید. دیگر توی عزاداریها از این كه یاران امام حسین علیهالسلام چگونه آمدند و چگونه انتخاب كردند بحثی نمیشود بلكه صحبت از چگونه كشتنشان است. حرّ چگونه كشته شد، جون چگونه كشته شد، حضرت علی اكبر و حضرت ابوالفضل چگونه كشته شدند، حضرت علی اصغر چگونه كشته شد . ‎‎‎‎

در عزاداری برای عزاداری، بحث مهم فقط برانگیختن احساسات صرفاً حزن آلود است. دیگر از این كه حضرت زینب علیها السلام چگونه پایمردی كرد و چگونه در كوفه و شام خطبه خواند و چه حرفهایی فرمود چیزی گفته نمیشود، بلكه اینگونه گفته میشود كه قدش خمیده شد و مثل پیرزنها راه میرفت . ‎‎‎‎‎‎

در عزاداری برای عزاداری، اندیشه به بحث گذاشته نمیشود، جسم و هیكل به نمایش گذاشته میشود، قد و هیكل، موها و بازوها، چشمها و ابروان توصیف میشوند. این است خطر مهم كه امروزه عزاداری ما به آن گرفتار شده است یعنی بی هدف شدن عزاداری. میلیونها تومان خرج میشود، ساعتها وقت گذاشته میشود اما بهره اندكی نصیب میشود و حتی در برخی از این عزاداریها چیرهای ضد دینی از آنها بیرون میآید . ‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎

 

محتوای عزاداری:

وقتی عزاداری هدفش را گم كرد اولین تأثیرش را در محتوای عزاداری میگذارد، بین عزاداری برای یاری كردن امام حسین علیه السلام با عزاداری برای عزاداری خیلی فرقهاست. در قسمت قبل به برخی از این تفاوتها اشاره كردیم و در اینجا نیز بیشتر به آن میپردازیم. وقتی هدف عزاداری گم شود و عزاداری از مقدمه بودن به هدف بودن ارتقا پیدا كرد، آنچه كه رخ میدهد متأسفانه خیلی دردآور و مایه تأسف است. عزاداران فكر میكنند اگر به مجالس حسینی بروند و اشكی بریزند و سینهای بزنند و دستهای راه بیندازند یا قمهزنی كنند دیگر كار تمام شده است. اینها به محض اتمام زمان عزاداری، كار و وظیفه دیگری برای خود قائل نیستند و خیلی راحت زندگی عادیاشان را شروع میكنند و اصلاً یادشان میرود كه اینها صدها بار حسین حسین گفتهاند. ‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎

اما كجا این "حسین حسین" گفتن یادشان میرود؟

زمانی كه عزاداری تمام میشود و میبینند كه فساد در جامعه همچنان رو به گسترش است تأملی در خویش نمیكنند كه آیا اینها به ما ربطی دارد یا خیر؟ در مقابل خیلی چیزها ساكت هستند و اینها كه ده روز یا دو ماه عزاداری كردهاند قبل و بعدشان با هم فرقی نكرده است. و حتی میبینیم جامعه نیز فرقی نكرده است. آخر باید فرقی باشد بین كسی كه "حسین حسین" میگوید و كسی كه نمیگوید. اینها متأسفانه خیلیهاشان به مسائل اجتماعی جامعه توجهی نمیكنند. به آنچه كه در اطرافشان اتفاق میافتد لحظهای تأمل نمیكنند. با این كه سیره و روحیه امام حسین علیه السلام اصلاحگری، روشنگری و بهبود امور بود این روحیه به عزاداران منتقل نمیشود. چرا كه در فلسفه عزاداری برای عزاداری حداكثر چیزی كه تسلی دل ائمه علیهم السلام است گریه كردن و بر سر و سینه زدن است اما در عزاداری برای یاری كردن امام حسین علیه السلام آنچه تسلای دل نه تنها ائمه علیهم السلام؛ بلكه خداوند و تمامی پیامبران از آدم تا خاتم است، تلاش در تحقق بخشیدن هدفی از اهداف امام حسین علیه السلام است .‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎

در عزاداری برای عزاداری، تربیت عزاداران بر این مبنا استوار است كه چگونه شور بگیرند . چگونه به سر و سینه بزنند. چگونه همخوانی و همراهی كنند. اما در عزاداری برای یاری كردن امام حسین علیهالسلام، انسانهای حماسی، بصیر، جامعهشناس و جهانشناس و دینشناس و زمانشناس تربیت میشوند كه بتوانند امروز منشأ اثر شوند . ‎‎‎‎‎‎‎

در عزاداری برای عزاداری، از منافع و روشهای قمهزنی خیلی بحث میشود اما در عزاداری برای یاری كردن امام حسین علیه السلام به جای این كه توصیه كنند كه چگونه قمه را بر سر زنند، ساعتها مطلب از اندیشههای امام حسین علیه السلام گفته میشود كه تا شاید اینها به مغز فرو رود و در دل جای گیرد. آنچه كه امام حسین علیه السلام میخواهد، یافتن و تربیت شدن كسانی است كه اندیشه او را بگیرند و در دنیای امروز به كار گیرند . ‎‎‎‎‎‎‎

 

شكل عزاداری:

وقتی هدف عزاداری گم شد، به تبع آن محتوا نیز تغییر میكند و به تبع آن هم شكل عزاداری هم تغییر میكند. عزاداری چشم گیرتر اما بی محتواتر میشود. عَلَمها و پرچمها زیاد می شود، طبلها و سنجها زیاد میشود، شورها و بر سر و سینه زدنها زیاد میشود، تیغزدنها و قمهزدنها زیاد میشود، قلاده به گردن میآویزند و عو عو میكنند، در كربلا و به سمت حرم سینهخیز میروند، و دهها نوع عمل دیگر .‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎

عزاداری وقتی خودش هدف شد، دیگر چیزی گفته نمیشود كه دانسته شود بلكه گفته میشود كه گریانده شود. دیگر آنچه گفته میشود انسانها را به فكر فرو نمیبرد بلكه احساسات را برمیانگیزاند . دیگر نمیگویند چرا امام حسین علیه السلام كشته شد بلكه میگویند چگونه كشته شد. دیگر صحبتی از امام قبل از تاسوعا و عاشورا نیست . ‎‎‎‎‎‎‎‎

در عزاداری برای عزاداری، چون آخر خط ، خود عزاداری است، تنوع به اوج خود میرسد، چرا كه آخر خط همین جاست و هر كاری كه میشود باید انجام داد. این نوع عزاداری چون مرحله بعدی ندارد و كاری نیست كه بعداً بشود انجام داد، همه تلاشها و فكرها برای تنوع بخشیدن به آن صورت میگیرد . ‎‎‎‎‎

اما در عزاداری برای یاری كردن امام حسین علیه السلام شكل عزاداری بسیار ساده، متین و آرام است. فرد شاید یك ساعتی بیشتر در مجلس روضه ننشیند، اما میداند كه اگر بخواهد حسینی باشد خیلی كارها باید بكند. او چون جهانشناس و زمانشناس است با نگاهی به اینترنت و ماهوارهها و رسانهها و وضعیت فكری مردم جهان امروز در فكر این است كه: ‎‎‎‎‎

1- اگر امام حسین علیه السلام در دنیای امروز ما بود به چه مسائل و كارهایی میپرداخت .

2- چگونه میشود اندیشههای امام حسین علیه السلام را در جهان امروز پیاده كرد. ‎‎

پاسخ دادن به سوالات فوق از دل ساعتها به سر و سینه زدن و زنجیرزدن و قمهزدن به هیچ وجه بیرون نمیآید، بلكه ماهها مطالعه و تحقیق و پیگیری و تلاش و جهاد لازم است . ‎‎‎‎‎

در عزاداری برای عزاداری زمان عزاداری ده روز اول محرم است و ده روز آخر صفر، اما در عزاداری برای یاری كردن امام حسین علیه السلام همه روزهای سال جزو ایام عزاداری است. چرا كه آنقدر كار به زمین گذاشته شده هست و آنقدر تلاش و پیگیری برای تحقق اهداف امام حسین علیه السلام لازم است كه همه اوقات سال را پر خواهد كرد.

خلاصه و نتیجه گیری:

عزاداری ناب حسینی ضمن این كه وسعت و پهنای زیادتر و خیلی بیشتری از عزاداری رایج دارد اما حد و حصرهای بسیار فراوانی هم دارد. اگر هدف ترویج فرهنگ و مكتب امام حسین علیه السلام است خیلی از معیارها را باید رعایت كرد، اما اگر صرفا مجلسآرایی و دسته راه انداختن و از این قبیل حرفهاست، ما هم بحث خاصی روی آن نداریم .‎‎

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 21:8  توسط mahdi  | 

نگاهي جامعه شناسانه به عزاداري

عزاداري : سنتي اجتماعي يا آموزه‌اي ديني

برگزاري مجالس عزاداري در دو ماه محرم و صفر و بويژه دهه اول محرم از سنّت‏هاي رايج در كشورماست؛ اما هيئت‏هاي منسجم و گسترده عزاداري تنها در خلال دهه محرم و روز اربعين برگزار مي‏شوند. علاوه بر اين، برخي مجالس عزاداري نيز در طول ايام سال مخصوصاً در برخي مناسبت‏هاي مذهبي و ملي و همچنين در ماه شعبان و رمضان بر پا مي‏شود. در سالروز وفات ائمّه اهل بيت‏عليهم السلام و در مجالس فاتحه‏خواني براي اموات و در مناسبت‏هاي ديگر نيز مجالس عزاداري منعقد مي‏شود. پذيرايي در اين مجالس با چاي و شربت يا شام و ناهار و امثال آن مرسوم است. افراد سرشناس، تجار و بازاريان اموال هنگفتي را براي اقامه مجالس عزاداري خرج کرده و گاه به برخي هيئت‏ها و دسته‏جات نيز کمک مالي نموده و پاداش و هدايايي به سخنرانان، شاعران و نوحه‏سرايان تقديم مي‏کنند. آنان بر اين باورند که اين گونه اعمالِ نيک موجب تقربشان به خداوند شده و شفاعت امامان را در روز قيامت نصيبشان مي‏گرداند.

برخي از مردم معتقدند که انجام شعائر و مراسم مذهبي، مهم‏ترين وسيله نجات در آخرت است. اين اعمال موجب تقرب به خدا و نيل به شفاعت ائمّه اطهارعليهم السلام مي‏شود. اين در حالي است که بسياري از آنها به دنبال تقرب به خداوند از طريق عمل صالح، تقوا و امر به معروف و نهي از منکر نيستند. زيرا آنان مي‏پندارند که خدا بدون ترديد همه گناهانشان را به خاطر انجام شعائر ديني و مراسم مذهبي خواهد آمرزيد؛ هر چند اگر از اهل کباير باشند.

مجالس عزاداري به دلايل ديگري نيز برگزار مي‏شوند. گاه برخي افراد نذر مي‏کنند، در صورت موفقيت در تجارت و يا بهبودي اوضاع اقتصادي به برپايي مجلس روضه‏خواني اقدام نموده يا مقداري پول به اين گونه مجالس در مساجد و حسينيه‏ها اهدا کنند. همچنين در ميان مردم مرسوم است که هر گاه ساخت خانه‏اي نو به پايان مي‏رسد و يا محل جديدي براي کار افتتاح مي‏کنند و يا خانه خود را اعم از ملکي يا استيجاري تغيير مي‏دهند، مجلسي براي عزاداري در آن محل برپا نموده و در پايان نيز با شام از حاضران پذيرايي مي‏کنند. در حقيقت هر عمل خيري که به قصد قربت انجام مي‏شود، منافع ديگري نيز براي افراد به دنبال دارد؛ منزلت اجتماعي و ديني آنها در اثر اين اعمال بالا رفته و در چشم ديگران از افراد نيکوکار به حساب مي‏آيند.

برای مطالعه ادامه مقاله بر روی ادامه مطلب کیک کنید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 12:17  توسط mahdi  | 

مداحان از خرافات دوری کنند

آیت الله سبحانی:
مداحان از خرافات دوری کنند
آيت الله سبحاني خاطر نشان کرد: با اين همه که امروزه بشر به پيشرفتهاي وسيعي دست پيدا کرده درهمين کشور هند، گاوهاي مقدس آنقدر احترام دارند که بر روي باند فرودگاه کهمي روند از پرواز هواپيماها جلوگيري مي کنند وکسي به آنان جرات کوچکترين جسارت را ندارد.
ایرنا: آيت الله جعفر سبحاني از اساتيد برجسته حوزه علميه قم گفت: مداحان اهل بيت عصمت وطهارت (ع) در مراسم سوگواري ها ضمن تقويت فرهنگ عاشورا از تحجر و خرافات دوري کنند.
آيت الله سبحاني در مدرسه علميه حجتيه قم اظهار داشت: مداحان اهل بيت (ع) بايد در مراسم عزاداري فرهنک ناب عاشورا که تداعي کننده قيام امام حسين (ع) و ياران گرانقدر آن حضرت است را براي همگان زنده نگه دارند.
وي افزود: در اين رابطه استفاده از اشعار درست و پرمعنا که در آن رنگي از خرافات و تحجر نباشد ضروري است.
وي وظايف مداحان را در زمينه اشاعه مقدسات و ارزشهاي ديني بسيار با اهميت دانست وگفت: انبياء الهي خصوصا حضرت محمد(ص) براي شناساندن مفهوم درست دين به مردم همواره مصلحت دين را در نظر داشت وازاين حيث مداحان اهل بيت (ع) نيز بايد اين موضوع را الگوي خود قرار دهند.
وي تصريح کرد: بايد دين را همان گونه که هست آموخت و از پرداختن به تعابير پوچ و بي اساس در قبال آن خودداري کرد.
آيت الله سبحاني گفت: پيامبر گرامي اسلام (ص) در برخورد با گفتار و تصورات بي اساسي مشرکان و اقوام يهود و نصراني مطابق مصلحت دين رفتار مي نمودند.
وي ادامه داد: آن حضرت درطول سالهاي رسالت خود همواره اقوام يهود و نصراني را از قل و زنجير افکار و عقايدخرافي با نام دين آزاد نمود.
وي گفت: پيروان دين مسيح در آن زمان و حتي امروز گرفتار نوعي برداشت غلط از دين و ارزشهاي آن مي باشند.
استاد برجسته حوزه ادامه داد: در ميان پيروان دين مسيح حتي اشخاص دانشمند و مهندس که در ساخت بزرگترين پروژه هاي مهارت دارند نيز دچار اين خرافات شده اند.
وي افزود: ترقي در علم و صنعت هم نتوانسته جلوي خرافات مذهبي را بگيرد.
وي ادامه داد: در مذاهب ديگر مانند مذهب هندو نيز اين مطلب به روشني به چشم مي خورد.
وي اظهار داشت: گاندي رهبر فقيد هند و بنيانگذار تز زندگي مسالمت آميز در ميان انسانها هر چقدر تلاش نمود نتوانست با افکار هندوها مخالفت کند.
آيت الله سبحاني خاطر نشان کرد: با اين همه که امروزه بشر به پيشرفتهاي وسيعي دست پيدا کرده درهمين کشور هند، گاوهاي مقدس آنقدر احترام دارند که بر روي باند فرودگاه کهمي روند از پرواز هواپيماها جلوگيري مي کنند وکسي به آنان جرات کوچکترين جسارت را ندارد.
+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387ساعت 19:8  توسط mahdi  | 

آداب با خرافات خراب نشود

آیت الله مکارم:
آداب با خرافات خراب نشود
ایسنا: آيت‌الله العظمي مکارم شيرازي در جلسه درس تفسير قرآن خود در حرم مطهر حضرت معصومه(س) با تاکيد بر ضرورت حمايت از مبارزات مردم فلسطين گفت: متاسفانه امروز نه تنها فلسطين بلکه کشورهاي عراق، افغانستان و پاکستان نيز از ناامني و عدم ثبات رنج مي‌برند.

اين مرجع تقليد با اشاره به اينكه ايران امن‌ترين کشور خاورميانه است، گفت: اين امنيت به جهت عنايت و وجود پربرکت اهل بيت و ائمه (ع) است که نبايد به مخاطره افکنده شود.

مکارم شيرازي ابراز اميدواري کرد كه مردم ايران بهتر از سال‌هاي گذشته با حضور خود در مراسم روز قدس، جنايات رژيم صهيونيستي را محکوم کنند.

مکارم شيرازي با تقدير از اقدامات نيروي انتظامي در جهت تامين امنيت کشور افزود: برخي افراد مغرض، جمهوري اسلامي را به نقض آزادي متهم مي‌کنند زيرا آنها مي‌خواهند خانواده و ناموس مردم ناامن شود ولي اراذل و اوباش در امنيت کامل باشند.

وي در بخش ديگري از سخنان خود از بازسازي و فعال شدن سايت‌هاي اينترنتي شيعه خبر داد و گفت: متخصصان، سايت‌هاي اينترنتي شيعه را بازسازي و براي عدم دسترسي وهابيون آنها را رمزگذاري کرده‌اند و ديگر امکان هك‌كردن اين سايت‌ها وجود ندارد.

مكارم شيرازي بيان كرد: برخي سايت‌ها بدترين توهين‌ها را به پيامبر اسلام (ص) نسبت مي‌دهند و هزاران سايت فحشا در برابر جوانان وهابي باز است ولي آنها به خاطر غرض‌ورزي، به سايت‌هاي ديني شيعه حمله مي‌کنند.

مکارم شيرازي ادامه داد: چون شيعه به قرآن و اهل بيت (ع) تمسک جسته است، مورد هجمه وهابيون قرار مي‌گيرد.

وي در بخش ديگري از سخنان خود از رواج برخي خرافات در محافل و مجالس عزاداري انتقاد کرد و گفت: در مراسم ختم انعام و مشابه آن خرافات را به حد بالايي رسانده‌اند؛ نبايد اجازه دهيم آداب عبادت با خرافات خراب شود.

مکارم شيرازي در پايان نسبت به انحرافات اعتقادي جوانان يا فرزندان ايراني آن‌سوي مرزها هشدار داد و گفت: والدين بايد مراقب تربيت ديني و اعتقادي فرزندان خود باشند تا نسل‌هاي بعدي آنها لائيک يا مسيحي و کليمي نشون
+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387ساعت 19:4  توسط mahdi  | 

صهيونيسم در نگاه شهيد مطهري

به مناسبت روز جهانی قدس: صهيونيسم در نگاه شهيد مطهري

نطق تاريخي شهيد مطهري عليه صهيونيسم در عاشوراي سال 1390 قمري برابر با اسفند 1348 شمسي كه به دستگيري ايشان انجاميد فراموش ناشدني است، در اينجا به بخشي از آن پرداخته شود.

اگر پيغمبر اسلام زنده مي‏بود امروز چه مي‏كرد؟ درباره چه مسئله‏اي‏ مي‏انديشيد؟ والله و بالله قسم مي‏خورم كه پيغمبر اكرم در قبر مقدسش‏ امروز از يهود مي‏لرزد. اين يك مسئله دو تا چهار تاست. اگر كسي نگويد، گناه كرده است من اگر نگويم و الله مرتكب گناه شده‏ام، و هر خطيب و واعظي اگر نگويد مرتكب گناه شده است.

...صهيونيستها " يعني يهودياني كه دهها قرن بود كه در گوشه‏هاي ديگر دنيا زندگي مي‏كردند و از نژادهاي ديگر بودند. من خودم فكر مي‏كردم كه‏ يهوديان موجود همه از نسل اسرائيلند، حالا مي‏بينم تاريخ تشكيك مي‏كند، مي‏گويد اين حرف دروغ است. بسياري از يهوديها اصلا از نسل اسرائيل‏ نيستند، جامع مشتركشان فقط مذهب است و بس. حتي نژادشان هم خالص‏ نمانده است. يهودياني كه در اطراف و اكناف دنيا زندگي مي‏كردند، فقط به دليل اينكه فرنگيها به اينها زجر داده‏اند و اينها دنبال نقطه‏اي‏ مي‏گردند كه آنجا جمع شوند، و به دليل اينكه مردم خيانت پيشه‏اي هستند، و به دليل اينكه كتاب مقدسشان به آنها اجازه داده كه اگر به سرزميني‏ رفتيد، رحم نبايد در شما وجود داشته باشد و از هيچ وسيله‏اي براي پيشبرد هدفتان امتناع نكنيد، بعد كه انگلستان وسيله مهاجرتشان را فراهم كرد به‏ اين سرزمين مهاجرت كردند و زمينها را خريدند در حالي كه يهودي بومي در فلسطين بيش از پنجاه هزار نفر نيست كه الان هم آن بيچاره‏ها در بدبختي‏ فوق العاده‏اي زندگي مي‏كنند. يعني يهوديان اروپائي و آمريكايي كه آمدند، از جمله بدبختيهايي كه به وجود آورده‏اند اينست كه سربار يهوديان اصلي‏ هستند كه حق دارند در آنجا زندگي كنند.

يك عده روشنفكر در ميان اعراب بود، قيام كردند، انقلاب كردند. اينها را كشتند، اعدام كردند، به دار كشيدند. مرتب يهوديها را فرستادند، همينكه عده زياد شد، اسلحه زيادي هم در ميانشان پخش كردند، بعد اينها افتادند به جان مسلمانان بومي، كشتند و زدند و بعد هم آواره‏ كردند. پشت سر يكديگر از كشورهاي اروپائي مهاجرت مي‏شد، آمدند و آمدند. اين يهودياني كه شما امروز اسمشان را مي‏شنويد: موشه دايان، زلي اشكول‏، گلداماير، زهر مار، آخر ببينيد اينها از كجاي دنيا آمده‏اند؟ مدعي‏ هستند كه اين سرزمين، سرزمين ماست. امروز در حدود سه ميليون نفر مسلمان آواره از خانه و زندگيشان هستند. هدف مگر تنها همين است كه يك‏ دولت كوچك در آنجا تشكيل شود؟ خيلي اشتباه كرده‏ايد، خيلي همه اشتباه‏ مي‏كنيم. او مي‏داند كه يك دولت كوچك بالاخره نمي‏تواند آنجا زندگي كند، يك اسرائيل بزرگ كه دامنه‏اش از اين طرف شايد تا ايران خودمان هم‏ كشيده شود.

به قول عبدالرحمن فرامرزي: اين اسرائيلي كه من مي‏شناسم، فردا ادعاي‏ شيراز را هم مي‏كند مي‏گويد: شاعرهاي خود شما هميشه در اشعارشان اسم شيراز را گذاشته‏اند ملك سليمان. هر چه بگويي آقا! آن تشبيه است، مي‏گويد سند از اين بهتر هم مي‏خواهيد؟ مگر ادعاي خيبر را كه نزديك مدينه است، ندارند؟ مگر " روزولت " به پادشاه وقت عربستان سعودي پيشنهاد نداد كه شما بياييد اين شهر را به اينها بفروشيد؟ مگر اينها ادعاي عراق‏ و سرزمينهاي مقدس شما را ندارند؟

والله و بالله ما در برابر اين قضيه‏ مسئوليم. به خدا قسم مسئوليت داريم. به خدا قسم ما غافل هستيم. و الله قضيه‏اي كه دل پيغمبر اكرم را امروز خون كرده است، اين قضيه است. داستاني كه دل حسين بن علي را خون كرده، اين قضيه است.

اگر مي‏خواهيم‏ به خودمان ارزش بدهيم، اگر مي‏خواهيم به عزاداري حسين بن علي ارزش‏ بدهيم، بايد فكر كنيم كه اگر حسين بن علي امروز بود و خودش مي‏گفت براي‏ من عزاداري كنيد، مي‏گفت چه شعاري بدهيد؟ آيا مي‏گفت بخوانيد: " نوجوان اكبر من " يا مي‏گفت بگوئيد: " زينب مضطرم الوداع، الوداع "، چيزهايي كه من ( امام حسين ) در عمرم هرگز به اينجور شعارهاي پست و كثيف ذلت آور تن ندادم و يك كلمه از اين حرفها نگفتم؟!

اگر حسين بن‏ علي بود مي‏گفت اگر مي‏خواهي براي من عزاداري كني، براي من سينه و زنجير بزني، شعار امروز تو بايد فلسطين باشد. شمر امروز موشه دايان است. شمر هزار و سيصد سال پيش مرد، شمر امروز را بشناس. امروز بايد در و ديوار اين شهر با شعار فلسطين تكان مي‏خورد.

هي دروغ در مغز ما كردند كه‏ آقا اين يك مسئله داخلي است. مربوط به عرب و اسرائيل است. باز به‏

قول عبدالرحمن فرامرزي: اگر مال اينهاست و مذهبي نيست، چرا يهوديان‏ ديگر دنيا مرتب براي اينها پول مي‏فرستند؟

ما چه جوابي در مقابل اسلام و پيغمبر خدا داريم؟ آيا چند روز پيش در روزنامه نخوانديد كه در سال گذشته يهوديان ساير نقاط دنيا، نه يهودياني‏ كه فعلا شناسنامه اسرائيلي دارند، پانصد ميليون دلار براي اينها فرستادند كه با اين پولها فانتوم بخرند، بمب‏ بريزند بر سر مسلمانان.

شنيده‏ام يهوديان ايران خودمان در سال گذشته معادل پول دو فانتوم‏ فرستادند. سي و شش ميليون دلار پول از يهوديان ايران خودمان براي آنها به عنوان كمك رفت. و من آن يهوديها را به عنوان اينكه يهودي هستند، ملامت نمي‏كنم، ما خودمان را بايد ملامت كنيم، او به همكيشش كمك كرده‏ است، با كمال افتخار پول مي‏فرستد، رسيدش هم از موشه‏دايان مي‏آيد و آن‏ را در بازار هم نشان مي‏دهد، مي‏گويد بيا رسيدش را ببين. مگر همين دو سه‏ شب پيش ننوشتند ( من بريده‏اش را از " اطلاعات " دارم ) كه الان فقط يهوديان مقيم امريكا روزي يك ميليون دلار به اسرائيل كمك مي‏كنند؟!

آن وقت تلاش ما مسلمين در اين زمينه چه بوده است؟ به خدا خجالت دارد ما خودمان را مسلمان بدانيم، خودمان را شيعه علي بن ابي طالب بخوانيم.

اصلا من بايد بگويم بعد از اين داستاني را كه ما از علي بن ابي طالب نقل‏ مي‏كنيم، حرام است كه ديگر در منابر نقل كنيم كه: روزي علي بن ابي‏ طالب شنيد دشمن به كشور اسلامي حمله كرده است، و هذا اخو غامد و قد وردت خيله الانبار. بعد فرمود: شنيده‏ام زينت يك زن مسلمان يا زني كه‏ در حمايت مسلمانان است را گرفته‏اند. شنيده‏ام دشمن، سرزمين مسلمين را غارت كرده است، مردانشان را كشته است، اسير كرده است، متعرض زنان‏ آنها شده است، زيورها را از گوش و دست زنها جدا كرده است. بعد همين‏ علي بن ابي طالب كه ما اظهار تشيع او را مي‏كنيم و نسبت به او حساسيتهاي‏ بي معني و دروغين نشان مي‏دهيم گفت: « فلو ان امرءا مسلما مات من بعد هذا اسفا ما كان به ملوما بل كان به عندي جديرا » (نهج البلاغه، خطبه. 27). اگر يك مرد مسلمان با شنيدن اين خبر دق كند و بميرد سزاوار است و مورد ملامت نيست.

آيا ما وظيفه نداريم كه كمك مالي به آنها بكنيم؟ آيا اينها مسلمان‏ نيستند، عزيزان ندارند؟ آيا اينها براي حق مشروع بشري قيام نمي‏كنند؟

كيست كه امروز منكر شود كه فلسطينيهاي آواره حق بازگشت به وطن خود را ندارند؟

من در سفر مكه بعضي از اينها را ديدم. يك جوانهائي! فقط مي‏گفتند: دماء الشهداء، ما اميدمان فقط به خون شهدايمان است. افرادي‏ در ميان آنها هستند كه والله براي لباسشان محتاجند و برهنه مي‏جنگند. اگر هفتصد ميليون جمعيت مسلمان دنيا، هر فرد روزي يك ريال بدهد، در سال‏ نزديك به سيصد ميليارد دلار مي‏شود. اگر فقط مردم ايران كه بيست و پنج‏ ميليون نفر هستيم ( در زمان سخنراني شهيد مطهري) و نود و هشت درصد ما مسلمان است، هر فرد روزي يك‏ ريال به فلسطينيها كمك كند، در سال حدود نود ميليون تومان مي‏شود. اگر يك عشر مسلمانان هم هر كس روزي يك ريال كمك كند در سال نه ميليون‏ تومان مي‏شود.

«فضل الله المجاهدين باموالهم و انفسهم (سوره نساء، آيه. 95 ) الذين‏ آمنوا و هاجروا و جاهدوا في سبيل الله باموالهم و انفسهم »( سوره توبه، آيه. 20 )

به وسيله مال كه مي‏توانيم كمك كنيم. والله اين انفاق واجب است، مثل نماز خواندن و روزه گرفتن واجب است. اولين سئوالي كه بعد از مردن‏ از ما مي‏كنند همين است كه در زمينه همبستگي اسلامي چه كرديد؟ پيغمبر فرمود: « من سمع مسلما ينادي يا للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم »

هر كس بشنود صداي مسلماني را كه فرياد مي‏كند ياللمسلمين مسلمانان به‏ فرياد من برسيد، و او را كمك نكند، ديگر مسلمان نيست، من او را مسلمان نمي‏دا نم. چه مانعي دارد كه ما براي اينها حساب باز كنيم؟ چه‏ مانعي دارد كه مقدار كمي از درآمد خودمان را اختصاص به اينها بدهيم؟ چرا يهوديان دنيا حتي يهوديان ايران كمك بكنند و ملتهاي ديگر آنها را حسين كنند، بارك الله بگويند، ملت بيدار بگويند: ولي ما نكنيم؟

مردم بيدار آن مردمي هستند كه فرصت شناس باشند، دردشناس باشند، حقايق شناس باشند.

من وظيفه خودم را عمل كردم. وظيفه من فقط گفتن بود و خدا مي‏داند جز تحت فشار وجدان و وظيفه خودم چيز ديگري نبود. اين كمك مالي را وظيفه‏ شما مي‏دانم. و وظيفه خودم و هر خطيب و واعظي مي‏دانم كه اين را بگويد، بر هر خطيب و واعظي من واجب مي‏دانم كه چنين حرفي را بزند. مراجع تقليد بزرگي مثل آيت الله حكيم و ديگران رسما فتوي داده‏اند كه كسي كه در آنجا كشته مي‏شود، اگر نماز هم نخواند شهيد در راه خداست.

پس بيائيم به خودمان ارزش بدهيم، به كار و فكر خودمان ارزش بدهيم، به كتابهاي خودمان ارزش بدهيم، به پولهاي خودمان ارزش‏ بدهيم، خودمان را در ميان ملل دنيا آبرومند بكنيم. علت اينكه دولتهاي‏ بزرگ جهان چندان درباره سرنوشت ما نمي‏انديشند، اينست كه معتقدند مسلمان غيرت ندارد. آمريكا را فقط همين يكي جري كرده است. مي‏گويد مسلمان جماعت غيرت ندارد، همبستگي و همدردي ندارد.

مي‏گويد يهودي كه‏ براي پول مي‏ميرد، جز پول چيزي نمي‏شناسد، خدايش پول است، زندگيش پول‏ است، حيات و مماتش پول است، به يك چنين مسئله حساسي كه مي‏رسد روزي‏ يك ميليون دلار به هم‌كيشانش كمك مي‏كند ولي هفتصد ميليون مسلمان دنيا كوچكترين كمكي به همكيش خود نمي‏كنند!

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387ساعت 0:8  توسط mahdi  |