تبليغاتX
(ghame zani )قمه زنی

(ghame zani )قمه زنی

سنت يا بدعت

چاپ هفتم کتاب قمه زنی سنت یا بدعت؟

/* /*]]>*/

قمه‏زني سنت يا بدعت؟

مخالفت با قمه‌زني، مخالفت با عزادارى نيست؛ مخالفت با ضايع كردن عزادارى است. عزادارى امام حسين را نبايد ضايع كرد.

(بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار جمعى از اقشار مختلف مردم قم)

متأسفانه امروز «قمه زني سنت يا بدعت؟» موضوعي است به صورت هدفمند توسط مخالفان اسلام ناب و انقلابي برنامه‌ريزي و تدارك ديده مي‌شود، که هدف آن نيز چيزي جز ارائه چهره‌اي تحريف شده و غير واقعي از انقلاب و مکتب تشيع به جهان نيست، انقلابي که اکنون تبديل به چشم و چراغ تمام مستضعفين جهان شده است و مکتبي که قلوب تمام حقيقت‌جويان را به خود جذب نموده است.

شايد در قديم و حتي چند سال پيش افرادي فقط بخاطر عشق به اهلبيت عليهم السلام و به صورت خودجوش مبادرت به اين گونه امور مي نمودند اما اکنون شاهد دست هاي پنهاني هستيم كه دست‌اندركاران آن درصددند تا با استفاده از احساسات عوام جامعه و تحريك آن به اهداف شوم خود نائل گردند. جرياني كه آشكارا مدعي مي‌شود ميان آنچه در كربلا صورت گرفته با آنچه فقه اهل بيت، عليهم‌السلام، مي‌گويد تضاد وجود دارد و فتوا صادر مي‌كند كه در عزاداري سيدالشهدا، عليه‌السلام، جائي براي دخالت فقه و فقها وجود ندارد. جرياني كه ديگر عملا هدف خود را ضدّيت با دستور اكيد رهبري معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه‌اي كه قمه‌زني را ممنوع اعلام نموده‌اند مي داند.

در چنين شرايطي مسئوليت و وظيفه سنگين همه‌ي كساني كه به نحوي امكان روشنگري و تبيين واقعيت هاي ديني را دارند اينست كه در جهت آگاه‌سازي مردم اقدام نموده و تمام توان خويش را در جهت شكستن حصار جهالت و خرافات به كار برند. و با پيرايه‌هائي كه به بهانه عزاداري شهداي كربلا به دين و مذهب اهل بيت، عليهم‌السلام، بسته مي‌شود مبارزه نمايند. زيرا طراحي اين برنامه‌ها نشان مي‌دهد عناصر كار كشته و با تجربه‌اي دست‌اندركار تهيه‌ي آن بوده اند و براي رسيدن به هدف مورد نظر امكانات زيادي بكار گرفته شده و سرمايه‌گذاري قابل ملاحظه‌اي نيز صورت گرفته است.

امروز شاهد آنيم كه جريان آلوده‌اي «قمه زني» را «حقيقت مظلوم» مي‌نامد و براي احيا آن اين‌همه سرمايه‌گذاري مي‌كند و به خوبي مي‌داند كه اعتقادات مردم را چگونه مي‌توان آماج حملات و ضربات قرار داد.

از اين حيث ذره‌اي ترديد نبايد كرد و با مديريت فرهنگي مؤثر با جرياناتي كه توسط دست‌هايي پنهان پديد آمده و مديريت مي‌شود و با اصل اسلام و نهضت عاشورا دشمني دارند مقابله نمود.

كتاب «قمه‌زني سنت يا بدعت؟» يکي از  اين اقدامات فرهنگي است که چاپ اول آن در سال 1385منتشر و مورد توجه تمامي مردم متدين و ولايت مدار اصفهان قرار گرفت که با توجه به اين استقبال گسترده با ويرايشي جديد در سال1386تجديد چاپ شد و در همان سال به چاپ ششم رسيد که بحمدالله توانست قدري مؤثر واقع شود و با انجام مسابقه کتابخواني و اقدامات فرهنگي برگرفته از آن در استان اصفهان، سال گذشته شاهد کاهش80درصدي قمه‌زني در اين استان بوديم.

همين نقش مؤثر کتاب منجر شد تا سال گذشته اين کتاب به عنوان کتاب برگزيده همايش تجليل از خادمان فرهنگ مکتوب اصفهان و همچنين کتاب برتر بخش فقه و اصول چهارمين همايش اهل قلم استان اصفهان شناخته شود.

چاپ هفتم اين کتاب نيز امسال به همت وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي منتشر مي شود.

خوشبختانه امروز با گذشت دو سال از انتشار اين کتاب جمع بسياري از عزيزان با اقباس از آن توانسته اند کتابها و محصولات فرهنگي مؤثري را جهت مبارزه با اين عمل خرافي ارائه کنند. که تلاش هاي همه آنها نيز متشکريم.

علاقه مندان به تهيه کتاب مي توانند با شماره تلفن هاي 222900-0311انتشارات گلبن و يا شماره تلفن3360686-0311 تماس حاصل فرمايند.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 22:0  توسط mahdi  | 

بررسی و نقد مسائل پیرامون قمه زنی در یک گفتگو

قمه زنی همواره به عنوان یکی از ناهنجاری های موجود در عزاداری امام حسین، علیه السلام، محل گفتگو و نقدهای فراوان بوده است متن زیر گزارش گفتگوئی است که سال پیش توسط هفته نامه «جام اصفهان» با آقای مهدی مسائلی نویسنده کتاب «قمه زنی سنت یا بدعت؟» صورت گرفت و در آن به بررسی ابعاد مختلف قمه‌زنی پرداخته شده است.

متن این گفتگو در شماره«522-12 به تاریخ 25دی 1386» این هفته نامه منتشر گردید.

قمه زنی؛ سنت یا بدعت؟

بخش فرهنگ و اندیشه جام: محرم از راه رسید و اگر گوش جان فرا دهیم می‏شنویم صدای «هل من ناصر» ی را که از اعماق تاریخ می‏آید. قافله به راه افتاده است تا روز واقعه چند منزل بیشتر نمانده است. اما به راستی اینها منزلگاه توقف‏اند یا غربال انسانیت! از آن جمع انبوهی که با حسین(ع) به راه افتادند، اینکه صد نفر هم بر سر پیمان نمانده‏اند. قافله به راه خود رفت و در هر منزل عده‏ای جا ماندند! اما آنها هر کدام خود معیار شرافت و آزادگی‏اند، هر یکی‏شان برای اینکه فخر خدا بر ملائک باشند کافی است،پس شمردن اسم‏ها و غفلت از رسم اینان چه خام و عبث می‏نماید. عاشورا تپیدن‏های بی‏قرار قلب خورشید است و می‏رود این پرچم سرخ بر اهتزاز دستهای از جان شسته تا در ملکوت سبز ظهور تبلوری دوباره از خلیفه الهی انسان را نظاره‏گر باشیم.

اما ما با محرم چه کرده‏ایم؟ دانسته یا ندانسته بر این پیکر زخمی زده‏ایم و تیری نشانده‏ایم. قداست عاشورا و حسین را به لکه‏های بدعت و خرافه آلوده و آن را زیر چشمان ناپاک ماهواره‏ها به نمایش گذاشتن برای اسلام جز قهقهه مستانه یزید و لشکریانش، ره آوردی دیگر نداشته است. آری ترویج دین جادویی و خرافی از سیاست‏های غرب است که در راستای عرفی کردن دین و منحل شدن همه فرهنگ‏ها در فرهنگ واحد جهانی صورت می‏گیرد. در واقع تهی کردن اسلام از مبانی اصیل و الهام‏بخش آن در عوض بها دادن به حواشی‏ای که می‏تواند در دراز مدت نگرش‏های منفی از دین را در پی داشته باشد از ترفندهای غرب است که به منظور ضربه وارد کردن به پیکره‏ی دین صورت می‏گیرد.

غرب به درستی دریافته است که در مواجهه با اسلام ناب کاری از پیش نخواهد برد. از اینرو آلوده کردن آن به انواع خرافات و بدعتها را در دستور کار خود قرار داده تا مگر از رهگذر ارائه پوسته‏ای فاسد از اسلام توان فائق آمدن بر آن را بیابد. دامن زدن به انواع بدعت‏ها و سوء استفاده تبلیغاتی از آنها به منظور ارائه چهره‏ای خشن از اسلام از اصلی‏ترین راهبردهای غرب در این مقوله می‏باشد. رواج بدعت‏هایی چون قمه زنی، سبک‏های نامتعارف مداحی، آمیختن وقایع غیر واقعی به اصل جریان و... به همراه جاشنی اغراق و بزرگ نمایی، بزرگ‏نمایی، پر رنگ‏تر شدن حاشیه از متن، توجه افراطی به جنبه‏های عاطفی حادثه کربلا و غفلت از حقیقت رسالت نهضت حسینی (ع) و حتی اختلاف و چند دستگی در هیأت مذهبی و... از مهمترین آفت‏هایی است که عزاداریهای امروز ما را تهدید می‏کنند.

گرامی‌داشت نهضت جاویدان سالار شهیدان در جامعه امروز ما از دو سو در معرض آسیب و خطر می‏باشد: نخست دشمنان  عنودان خاندان عترت که بنی امیه‏ها و یزیدیان امروزند و در توطئه و تلاش در جهت انحراف این جریان اصیل و کینه‏ورزی آنها تردیدی نیست. و دیگر دوستان جاهل و محبان بی‏بصیرت اهل بیت نوبت (علیهم السلام) که نادانسته گام در راه ترفندها و حقه‏های کثیف دشمنان مسلم آن خاندان بزرگوار بر می‏دارند و موجبات سوء استفاده آنان را فراهم می‏آورند. آنها به جای اینکه خود را خرج راه حسین (علیه السلام) کنند، حضرت را هزینه‏ی خویش می‏نمایند و به جای آنکه به آن «حبل ا.. المتین» تمسک جویند و او را مدار وحدت نمایند، بر طبق جدایی و افتراق می‏کوبند. از اینروست که التیام این درد «مطهری» دیگر می‏طلبد که شجاعانه به پا خیزد و بار دیگر «حماسه حسینی» را بسراید و با بازخوانی غایت اصیل قیام ابا عبدا... به نحوی ساختار شکنانه غبار بدعت و خرافات را از چهره تابناک این نهضت مقدس بزداید و رسالت حقیقی آن بزرگوار را طنینی دوباره اندازد. حرکتی قاطعانه که ضمن درک شرایط امروزین جامعه به جای طرد نیاز تحول خواهی نسل جوان در خصوص این جریان با ارائه منبعی مستند و متناسب با مقتضیات حال حاضر جامعه هیجانات پرشور این نسل جویای حقیقت را به نحوی صحیح هدایت کند که نه فاصله‏ای با اصول در آن راه یابد و نه به دامان بدعت و خرافه درافتد. امری که هم خیزش خواص و نخبگان را می‏طلبد و هم هوشمندی قاطبه مردم.

در این راستا صرفاً به منظور بررسی ابعاد بدعتی به نام «قمه زنی» گفتگویی داشتیم با آقای «مهدی مسائلی» نویسنده کتاب ارزشمند «قمه زنی؛ سنت یا بدعت؟» که در «همایش تجلیل از خادمان فرهنگ مکتوب» و همچنین «چهارمین همایش اهل قلم استان اصفهان» به عنوان اثر برگزیده انتخاب شد.

آنچه در ادامه می‏خوانید شرح این گفتگو است:

* قمه زنی: سنت یا بدعت؟ عنوان کتاب شماست که در «همایش تجلیل از خادمان فرهنگ مکتوب» از آن قدردانی شده است. به عنوان اولین سئوال یک معرفی اجمالی داشته باشید از محتوای این اثر و به طور کلی ابعاد مختلف مسئله قمه زنی را تشریح بفرمایید؛ مثلاً در مورد تاریخچه آن، دلایل مخالفت‏ها با آن، قمه زنی در شرایط فعلی کشور و...

این کتاب موضوعی دارد که در چند سال اخیر در خصوص آن احساس نیاز می‏شد، از این جهت هم در «همایش تجلیل از خادمان فرهنگ مکتوب» به عنوان اثر برگزیده انتخاب شد و هم در «چهارمین همایش اهل قلم استان اصفهان» به عنوان کتاب برتر بخش فقه و اصول انتخاب شد. بحث کتاب، بحثی است که از سه بعد به مسئله ناهنجار قمه زنی توجه کرده است؛ یکی بعد فقهی و دلایل فقهی است که در دو بخش هم استدلالات موافقان قمه زنی و هم استدلال مخالفان قمه زنی ذکر شده به همراه تاریخچه‏ای از قمه زنی، اهمیت عزاداری و تاریخچه عزاداری، آسیب شناسی قمه زنی در اجتماع و تأثیرات منفی قمه زنی از نظر پزشکی و روانی در جامعه نیز مورد بررسی قرار گرفته است و پس از آن جزئیات فتاوی مراجع گذشته مطرح شده و پاسخ به این شبهه که مراجع گذشته نسبت به قمه زنی فتوی به جواز داده اند در حالی که 70 سال پیش عده‏ای از مراجع به پا خاستند و خطر این اعمال را گوشزد کردند که در صدر این مراجع، مرجع عالیقدر سید محسن امین عاملی بود که در شام و لبنان زندگی می‏کردند بود ایشان کتابی نوشتند به نام «التنزیه» که این کتاب موجب برخوردهای متفاوتی در مرکزیت شیعه در نجف شده که عده‏ای از ایشان حمایت کردند از جمله سید ابوالحسین اصفهانی. عده‏ای از افرادی هم که دانسته یا نادانسته از قمه زنی حمایت می‏کردند در مقابل آنها قرار گرفتند. کلاً پیرامون این موضوع مردم دو دسته بودند «امویین» و علویین» امویین گروهی بودند که آنها را به مخالفت با قمه زنی می‏شناختند و علویین را به موافقت با قمه زنی. [متأسفانه موافقان قمه زنی براى تحريك توده بى سواد عليه مخالفان خود، آنها را اموى ناميدند؛ واژه اى حقيقتاً توهين آميز در جامعه شيعه و به خصوص در مكانى مانند نجف. در مقابل، آنان خودشان را علویين ناميدند. طرفداران قمه‌زنی با اموى ناميدن دشمنانشان توانستند جمع فراوانى از شيعيان عراق را قانع كنند كه انتقاد علامه سيد محسن امین به برخى ناهنجاری‌ها در عزاداری ها  برابر با ـ يا تلميحاً در حد ـ زنده كردن امويان است‌؛ يعنى دودمانى كه مسئول شهادت امام حسين، علیه‌السلام، بودند، و نامشان در تفكر شيعى مترادف با پستى است.]

موافقان قمه زنی متأسفانه در طول تاریخ با مغالطات و شبهاتی که ایجاد می‏کنند ادعا می‏کنند که «هر کس مخالف قمه زنی است مخالف عزاداری است» و از این حربه استفاده می‏کنند تا مخالفان خودشان را سرکوب کنند در حالی که هیچ عالم شیعی را نمی‏یابیم که مخالف عزاداری باشد و عزاداری را بدعت بداند در صورتی که عزاداری یکی از اصول محکم تشیع است و متأسفانه افرادی که می‏خواهند قمه بزنند عزاداری را مساوی قمه زنی جلوه می‏دهد که دشمن هم همین خواسته را دارد که به این طریق از آن سوء استفاده تبلیغاتی کند.

بدین جهت مخالفت با قمه زنی محدود به زمان انقلاب و مقام معظم رهبری نمی‏باشد و پیش از انقلاب هم مراجع بزرگی در مقابل آن به پا خاستند. ولی بعد از انقلاب به همت رهبر معظم انقلاب این اقدام زنده شد و ایشان مجدداً خطر قمه زنی را گوشزد کردند که در پایان کتاب نظرات ایشان به همراه استفتائات دیگر مراجع ذکر شده است.

بخشی از کتاب نیز به پاسخ شبهات پیرامون قمه زنی اختصاص یافته است. در پایان هم عکس‏هایی از مراسم قمه زنی که در سایت‌های خارجی مورد سوء استفاده و تبلیغ دشمنان اسلام واقع می‏شود ارائه شده تا خود مردم در باب «وهن مذهب» بودن آن قضاوت کنند.

* منابع تحقیق شما در تألیف این اثر چه بود چقدر روی نظر مراجع گذشته کار شده ـ هر چند اشاره‏ای داشتید ـ برخی در مقطع حکم به جواز قمه زنی داده‏اند اما آیا در همان مقطع کسانی بوده‏اند که در مقابل قمه زنی مخالفت کرده باشند، از طرفی در مورد نظر مراجع فعلی چه تحقیقی شده، آیا شما شخصاً هنگام نگارش این کتاب استفتاء خاصی داشته‏اید یا به ذکر موارد کلیشه‏ای که عمدتاً در اثراتی از این دست وجود داشته بسنده شده است؟

در مورد منابع کتاب بخشی از آن منابع فقهی بوده که از کتابهای مصدر فقهی مثل «جواهرالکلام» و کتابهایی از این دست یا در بحث‏های حدیثی از «تهذیب و وسائل‌الشیعه و...» استفاده شده است. در بحث تاریخی هم به قول محققینی که در این زمینه صاحب نظر هستند استناد شده، مثلاً در بحث قدمت تاریخ قمه زنی به نظرات محققینی مثل «آقای رسول جعفریان» که یکی از تاریخ نویسان و تحلیل گران برجسته امروز حوزه علمیه هستند توجه کردیم و همچنین از استاد یوسفی غروی و محققین دیگری در این زمینه استفاده شده است. البته در این زمینه تحقیقات مستقلی نیز خود ما داشته ایم که منابع آن در کتاب آورده شده است.

اما در بحث فقهی با توجه به اینکه قمه زنی محدود است و بیش از صد سال قدمت ندارد، فقهایی هم که در این باره اظهار نظر کرده‏اند خیلی محدود هستند که البته اینها هم صریحاً در کتب فقهی مسئله قمه زنی را مطرح نکرده‏اند و این به آن خاطر است که این عملی بوده که مشخص است نسبتی با شرع ندارد، به همین دلیل غالب فقها هم توجهی به آن نداشتند چون غیر شرعی بودن آن مشخص بوده است.

ممکن است در کتب جدیدتر اشاره‏ای شده باشد که آن هم خود مسأله قمه زنی مطرح نشده بلکه در خصوص اعمالی مثل سینه زنی و کلیّت عزاداری اظهار نظر شده است. به همین جهت هم در آثار مبسوط فقهی مراجع بزرگی چون آیت ا... خوئی و حضرت امام (ره)و ... اشاره‏ای به این مسئله نشده است. اما همانطور که اشاره شد برخوردهای مراجع با مسئله قمه زنی قدمتی بیش از آن دارد که تصور می‌شود بلکه حدود 70 سال پیش انقلابی در این بحث شکل گرفت که از آن به نام «فتنه بزرگ شیعی» یاد کردند که شوری در نجف اشرف به پا خاست که مراجعی که نام بردیم مقابل این اعمال خرافی ایستادند. در خصوص نظر مراجع فعلی هم استفتائاتی داشتیم که در کتاب درج شده، برخی از استفتائات هم بر مبنای سخنرانی است که مقام معظم رهبری در سال 73 داشتند که این سخنرانی زمینه خوبی شد برای برخی از مراجعی که نمی‏توانستند در فضای تعصب آلودی که برخی افراد ایجاد کرده بودند سخن بگویند آن سال صریحاً پیرامون قمه زنی موضع گرفتندکه فرمایشات بسیار ناب و قابل توجه از علما به ما رسید که بسیاری از آنها با دست خط خودشان در کتاب درج شد. غالب آنها هم فتاوی صریحی بود که علما پیرامون قمه زنی داشتند. مضافاً بر آن استفتائاتی که شخصاً انجام دادیم، البته برخی از مراجع بنابر محذوراتی که داشتند پاسخ ندادند برخی دیگر هم پاسخی که دادند همان پاسخی بود که قبلاً وجود داشت منتها بعضاً خلاصه‏تر بود که سعی بر این شد که پاسخ مشروح‏تر و تفصیلی‏تر آن در اختیار مخاطبان قرار بگیرد.

ـ یکی از سئوالاتی که مطرح است این است که وقتی از مراجع استفتاء می‏شود که اگر این ماجرا موجب وهن مذهب بشد آیا جایز است یا خیر؟ مراجع هم پاسخ می‏دهند که اگر موجب وهن مذهب باشد جایز نیست. اما مسئله این است جدای از نحوه طرح این سوال، علما خود این مسئله را مصداق وهن مذهب می‏دانند یا خیر یا اینکه اختلاف نظر وجود دارد؟

غالب مراجع متفق هستند که این کار وهن مذهب است و بایستی از آن خودداری شود کما اینکه در استفتائاتی که از آنها رسیده آن را متذکر شده‏اند. البته برخی مراجع  برای اینکه برخوردها را از خودشان دور کنند تشخیص این امر را به اختیار مکلف می‏گذارند و معتقدند که اگر این عمل موجب وهن مذهب باشد جایز نیست که تشخیص آن به عهده مکلف و کارشناسان فرهنگی می‏باشد که در شرایطی مقام معظم رهبری با بصیرت و تیزبینی خاص خودشان این کار را موجب وهن مذهب می‏دانند - در حالیکه گستردگی اطلاع ایشان را امور اجماعی، سیاسی و روابط حاکم بر جهان امروز و ترفندهای پیچیده دشمنان بر کسی مخفی نیست- و از آن جا که که این حکم ایشان با توجه به تسلط ایشان به اوضاع بین‏المللی صادر شده است دیگر جای هیچ بحثی را در این‌باره باقی نمی‌گذارد. از این روست که می‌بینیم  وقتی ایشان اعلام می‏کند که این کار وهن مذهب است بسیاری از علمای حوزه علمیه قم و مراجع بصیر و هوشیار به تبعیت از ایشان نیز این مسئله را مصداق وهن مذهب می‏دانند و بنابراین در این صورت حجت هم بر مکلف تمام است!

 

*«وهن مذهب بودن» همانطور که اشاره کردید یکی از موارد اصلی است که به آن استناد می‌شود که این دلیل موجب تحریم قمه زنی است. اما استدلال مدافعان قمه زنی این است که خیلی از مصادیق احکام شرعی را می‌توان نام برد که دشمنان به واسطه آن ما را متهم به تحجر و خشونت گرایی می‌کنند مثل حدود و قصاص دشمن از نماز خواندن ما هم می‌تواند ایراد بگیرد، در واقع آنها با اصل اسلام مشکل دارند، اما بنابه فرموده قرآن و تأکید حضرت امام ما نباید در برابر بهانه جویی های دشمنان عقب نشینی کنیم. پاسخ شما به این استدلال چیست؟

میان ذات اسلام و احکامی‌که از ضروریات اسلام می‌باشند و از طرف شارع وضع شده و امور مباحی که ما انجام می‌دهیم بسیار تفاوت است. اگر بحثی را که کفار مسخره می‌ کنند از واجبات و محرمات و یا حتی مستحبات و مکروهات اسلام باشد که شرع بر آن تاکید کرده است، ضرورت اقتضاء می‌کند که ما در قبال آن بایستیم و به برخوردهای دشمنان توجهی نکنیم. اما یک وقت است که یک عمل مباح است که ما می‌توانیم تغییر قالب بدهیم. آنچه مطرح است این است که عزاداری مستحب است یا واجب است، هرگز کسی نگفته که قمه زنی مستحب است یا واجب است یا قمه زنی جزء شریعت اسلام است. اگر فقیهی هم در گذشته گفته است قمه زنی در عزاداری جایز است به فرضی هم که ما این این جایز یودن را به معنای استحباب بگیریم منظور از استحباب،  استحباب خود قمه زنی نیست بلکه منظور استحباب عزاداری است. در مورد قمه زنی تنها نظری که می‌توانیم داشته باشیم این است که نهایتاً عملی باشد جایز. در صورتی که عمل جایز را می‌توانیم به نحوه های دیگری انجام دهیم. این نظری است که قرآن بر آن تاکید دارد. در آیه 104 سوره بقره خداوند خطاب می‌کند که «یا ایها الذین آمنو لا تقُولوا راعنا و قولوا انظرنا و اسمعو وللکافرین عذاب الیم» ای کسانی که ایمان آورده اید (هنگامي كه از پيامبر تقاضاي مهلت براي درك آيات قرآن مي كنيد) نگوييد «راعنا» بلكه بگوييد «انظرنا». چون راعنا ابهامي دارد و در زبان عبري به معناي توهيني است كه كفار آن را دستاويز مي كنند كه مسلمين را مسخره كنند و مورد هجمه قرار بدهند و مثلاً بگويند  مؤمنين اين‌گونه با پيامبرشان سخن ميگويند. قرآن مي گويد به جاي كلمه «راعنا» كلمه «انظرنا» را به كار بريد. از همين آيه مي شود استفاده كنيم كه مؤمنين بايد در برخوردهايشان حساس باشند و از انجام اعمالي كه دشمن مي تواند از آن سوء استفاده تبليغاتي كند خودداري كنند. در بحث عزاداري هم همين‌گونه است، دامنة عزاداري به قمه زني ختم نمي شود. اعمال بسيار ديگري وجود دارند كه هم مي تواند مفهوم عزاداري را به شكل صحيح برساند و هم اينكه هدف عزاداري در‌آن بيشتر مطرح است. اگر بپذيريم كه قمه زني نوعي عزاداري است- كه البته ما قبول نداريم- به دليل این كه در اين شرايط دشمن از آن سوء استفاده تبليغاتي مي كند بنابه دستور قرآن، بنابه دستور شرع باید از آن خودداري كنيم و به گونه هاي ديگري از عزداراي روي آوريم.

- طي سال هاي اخير در خصوص اين موضوع كارهاي فرهنگي نسبتاً خوبي صورت گرفته است، آيا اين تلاش ها تاثيري هم در كاهش روند قمه زني داشته است؟ و به طور خاص بازتاب انتشار اين كتاب چگونه بوده است؟ آيا مصاديقي بوده كه پيش از اطلاع از اين مطالب مبادرت به قمه زني مي كردند و پس از خواندن اين كتاب به نادرست بودن عمل خود پي برده باشند؟

يكي از بحث هايي كه در سال هاي گذشته مطرح بوده اين بوده كه تبليغات بسیار شدیدی مخصوصاً در شهر اصفهان برای توجیه عمل قمه زنی انجام گرفته. عدّه‌ای هم که متوجه بودند که این تبلیغات مسموم است و نادرست است برای پاسخگویی به این تبلیغات منبعی نداشتند که بر مبنای آن بتوانند جوابگوی خیل شبهات باشند.

در این زمینه با یک ضعف فرهنگی مواجه بودیم که علیرغم سخنان صریح بسیاری از مراجع و روشن بودن بطلان این تبلیغات منبع خاصی نبود که در برابر این همه هجمه روانی جوابگو باشد. بسیاری از روحانیون که دغدغه این امر را داشتند مستقیم یا غیر مستقیم با بنده ارتباط برقرار کردند و از این کار تشکر کردند و این کتاب را نافع خواندند. این کار موجب شد عده ای از کسانی که ذهنیت نادرستی نسبت به قمه زنی داشتند هم با شخص بنده هم با برخی دیگر بحث هایی داشته باشند و حتی قانع شوند و بسیاری از آنها ابراز می‌کردند که نمی‌دانستند که در مورد قمه زنی چنین فتاوی ای وجود دارد و برای آنها بحث قمه زنی را نادرست جا انداخته بودند و این باعث شد که از این عمل شنیع خودداری کنند. همین امر موجب شد که علیرغم تبلیغات گسترده و شکل گیری هیئات مختلف قمه زنی سال گذشته یعنی سال1385 در استان اصفهان آمار قمه زنی 20 درصد کاهش پیدا کند در حالی که تبلیغات و هیئتهای حامی قمه زنی چند برابر شده بود.[البته خوشبختانه با هماهنگی‌های صورت گرفته در سال86 این کاهش به رقم80درصدی رسید.]

*غیر از قمه زنی ما در عزاداریها با بدعت های دیگری هم مواجهیم مثل برهنه شدن آقایان هنگام سینه زنی یا آسیب هایی که به مداحی ها وارد شده هم در سبک مداحی و هم در محتوای اشعار. مثلاً به جای اینکه بر نافذ البصیره بودن حضرت اباالفضل (ع) تاکید شود،«چشم های قشنگ عباس» باب می‌شود یا اینکه حتی مشاهده شده برخی از افراد قلاده به گردنشان می‌اندازند و صدای سگ در می‌آورند که مثلاً شدت ارادتشان را به امام حسین (ع) نشان دهند، غافل از این که حضرت اباعبدا... (ع) به سگ و گربه احتیاج ندارند، ایشان شیعه می‌خواهند شیعه واقعی بصیر یا حتی هروله کردن یا بردن نام مبارک امام حسین (ع) به نحوی نام مبارک حضرت ناقص ادا می‌شود و مواردی از این قبیل که اگر چه به ظاهر جزئی به نظر می‌رسند ولی در عین حال با  اهمیت می‌باشند از آن جهت که هر کدام به نحوی آفت عزاداری محسوب می‌شوند.

در این مورد یک سری اقدامات سلبی باید صورت گیردکه وظیفه دستگاه های اجرایی است و آنچه مربوط به کار فرهنگی می‌شود در حیطه فعالیت های ما وارد می‏شود.

روش دشمنان براي به انحراف كشيدن عزداري ها همانگونه كه خودشان هم در موارد مختلف اعتراف كرده اند، اين است كه استحاله اي را متوجه عزداراي كنند و هدف عزاداري را به انحراف بكشند. يكي از كارهاي آنها در اين راستا اين است كه خود عزاداري را هدف كند و هدف عزاداري را بگيرند. در حالي كه ما از عزاداري هدف ديگري داريم، آنها مطرح مي كنند كه خود عزداري هدف است، يعني چيزي از عزاداري نمي خواهيم و تنها هدف و غايت ما عزاداري است. اين تفكر منجر به اين مي شود كه هر كس عمل بزرگتري را انجام دهد استنباط شود كه آن فرد ارادت بيشتري دارد يا عزاداري خالص‌تري انجام مي دهد، در حالي كه واقعاً چنين نبوده و عزاداري هدفي دارد كه در فرمايشات حضرت امام حسين، علیه‌السلام، در روز عاشورا و پيش از آن مطرح مي شود و در عاشورا تبلور پيدا مي كند و رسالت عزاداري را براي ما تبيين مي كند ولي متأسفانه دشمنان با حربه هاي مختلف درصد كم رنگ كردن اين هدف بر آمده‌اند و هدف بودن عزاداري را مطرح كرده اند. به گونه‌اي كه بعضي از كساني كه در اين زمينه دچار انحراف شده‌اند معتقدند كه هدف از خلقت آسمان و زمين و انسان و همه موجودات بحث عزداري است، در حالي كه عزداري يك رويكرد تبليغاتي است، براي تشيع براي رسيدن به آنچه كه تشيع دنبال مي كند و هرگز در تشيع اين مطرح نبوده كه خود عزاداري هدف باشد. كاري كه ما مي توانيم انجام دهيم كه بسياري از اين بدعت ها از بين بروند، تبيين فرهنگ ناب عاشورا و اهداف آن مي‌باشد كه ابعاد سياسي و اجتماعي گسترده اي هم دارد و انقلاب ما هم به نوعي مبتني بر همين ابعاد سياسي آن بوده است. عزاداري هاي ما هم جنبه هاي عاطفی دارد و هم جنبه‌هاي سياسي و اجتماعي.

متأسفانه دشمنان در راستای اهداف خودشان به دنبال استحاله عزاداري ها و از بين بردن ابعاد سياسي اجتماعي آن و در عوض مطرح کردن بيشتر ابعاد عاطفي آن مي باشند. وظيفه ما در مقابل این رویکرد مطرح کردن بیشتر ابعاد سياسي و جنبه هاي اجتماعي واقعه عاشورا است. زیرا هجمه  دشمنان فقط به اين ابعاد است كه يكي از راه كارهاي مقابله با آن مطرح کردن اين ابعاد در منبرها مي باشد  و خواص مي توانند در اين زمينه رسالت خودشان را ايفا كنند.

*از اينكه وقتتان را در اختيار ما قرار داديد تشكر مي كنم؛ اگر صحبتي در پايان داريد بفرماييد:

ما اميدواريم با اقداماتي كه صورت گرفته و بسياري از آنها نياز جامعه بود و افراد زيادي هم به آن توجه كردند و در راه آن قدم برداشتند. چه در حوزه قم و چه در اصفهان، ریشه برخی از این خرافه‌ها خشكانده شود كه هر كدام از اين ها بسياري از خرافه‌هاي پيرامونشان در بر مي‌گيرد و اگر برخي از آنها از بین رود بدعت‌های دیگر به تبع آنها از بین می‌رود مثلاً اگر  قمه زني ريشه كن شود اعمالي مثل زنجيز تيغي زدن و راه رفتن روي آتش و روي شيشه غلتيدن و... نيز خود به خود از بين مي رود از اين جهت ما به قمه زني كه ما در اين بدعت ها سرآمد بود پرداختيم.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 12:53  توسط mahdi  | 

كتاب قمه‌زني سنت يا بدعت به چاپ ششم رسيد.

اين كتاب كه پس از بازبيني و ويراستاري نسبت به چاپ اول به 248 صفحه مي‌رسد در پائيز و زمستان امسال بيش از شش بار تجديد چاپ شد و تعداد تيراژ آن تاكنون به 20000جلد رسيده است. در چاپ جديد اين كتاب علاوه بر اضافات و تغيرات در متن كتاب، تغيراتي در تصاوير انتهاي كتاب نيز به وجود آمده به گونه‌اي كه حدود 4 صفحه عكس رنگي از مناظر هولناك قمه‌زني در مركز شهر اصفهان!؟ به آن افزوده شده است.

خوشبختانه كتاب قمه‌زني سنت يا بدعت توانست امسال افتخاراتي همچون «كتاب برگزيده همايش تجليل از خادمان فرهنگ مكتوب استان اصفهان» و « كتاب برتر بخش فقه واصول در چهارمين همايش اهل قلم استان اصفهان» را كسب نمايد.

بر تهيه اين كتاب مي‌توانيد با شماره: 3360686-0311 تماس بگيريد.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 17:22  توسط mahdi  | 

گلگشتی در کتاب قمه زنی سنت یا بدعت(نوشته مهدی مسائلی)

 

 

 

اهميت عزاداري

قيام امام حسين، عليه السلام، در هر عصر و زمان و براى هر ملّت و مردمى پيام دارد، پيامى كه هيچ گاه كهنه نمى شود. بشر هميشه به اين پيام زنده دگرگون كننده نياز دارد؛ زيرا كه سعادت و تعالى او در آن است.

امّا در شرايطي كه همواره ستم‌پيشگان و استعمارگران خون آشام در تلاش بودند تا نقش عاشورا را كمرنگ نموده و بنيانش را براندازند، مؤثرترين عاملي كه مي‌تواند آن را براي نسلهاي آينده حفظ نمايد و به تعميم آرامان‌هاي آن بپردازد، مراسم سوگواري امام حسين، عليه السلام، مي‌باشد. برپا داشتن مراسمي به ياد سيدالشهداء، عليه السلام، در ايام مختلف، بويژه دهة محرّم و روز عاشورا كه مي‌تواند روشي براي احياء خطّ ائمه و تبيين مظلمويت آنان باشد. و از سوئي شيعيان و طالبان حق را به دور هم جمع نموده و مباني تشيع را به آنها بياموزد و جرأت مبارزه و روحية ايثار و فداكاري براي حفظ اسلام به آنها دهد. تأكيدهاي فراوان پيامبر(ص)و ائمه طاهرين(ع) بر بپائي مراسم سوگواري نيز هم‌سو و هماهنگ با اين اهداف عاليه بوده است.

 امّا متأسفانه با گذشت زمان وگسترش مذهب تشيع، اين مراسم به پاره‌اي از آداب و رسوم قومي و ملّي و سلايق فردي و جمعي ممزوج شد، كه خود مي‌تواند مانعي براي درك مناسب پيام عاشورا باشد. از اين جهت بر تمام علماي راستين شريعت واجب است تا با كياست خاصي در زدودن اين‌گونه ممارسات منفي از چهرة عزاداري امام حسين، عليه السلام، تلاش كنند؛ زيرا بي‌شك اگر شيعه بتواند«مكتب‏عاشورا» را آنگونه كه هست و بوده، به جهانيان معرفى كند، منبع الهام همه‏آزادي‌خواهان مبارزى خواهد شد كه در پى الگوى راستين براى انقلاب و مبارزه با ستم‏اند.

 

 

قمه‌زني از منظر تاريخ

از نظر تاريخي مسلم است كه قمه‌زني در قبل صفويه هيچ‌گونه سابقه‌اي نداشته است و ترديدها در آن است كه آيا در زمان صفويه به وجود آمده است؟ و يا اينكه بعد از صفويه و در زمان قاجاريه رواج يافته است؟

در اين ميان بعضي از محققان بر اين عقيده‌اند كه قمه‌زني در زمان صفويه تأسيس گرديده و آغاز آن نيز مربوط فدائيان قزلباش كه در روز عاشورا شمشير به دست بيرون مي‌آمدند و تصورشان اين بود كه نوعي همدردي و مواسات با اصحاب امام ‌حسين، عليه السلام، داشته باشند. آنان مي‌‌گفتند در چنين روزي که امام‌حسين، عليه السلام، و اصحابش، و بني هاشم تير مي‌خورند پس ما هم اين حالت را براي خودمان ايجاد مي‌کنيم؛ يعني نشان مي‌دهيم كه ما در راه امام حسين، عليه السلام، فدوي هستيم؛ و حاضريم سرمان بريده شود و اين شروع قمه‌زني شد.

با اين وجود بعضي ديگر از محققان و تاريخ‌نگاران نيز بر اين عقيده مي‌باشند كه آغاز قمه‌زني مربوط به دوره قاجار بوده و چنين عزاداري‌هايي حتي در عصر صفويه نيز وجود نداشته است.

 

 

دلائل حرمت قمه‌زني

1- وهن و تضعيف مذهب

مهمترين دليلي كه براي حرمت قمه‌زني وهن آميز بودن آن براي مذهب است.

تاكنون در شبكه‌هاي تلويزيوني و رسانه‌هاي ضداسلامي در جهان، با استناد به صحنه‌هاي قمه‌زني ـ كه در برخي كشورهاي ديگر از جمله هند، پاكستان و عراق هم معمول است ـ توليدات زيادي بر عليه اسلام و مسلمين با معرفي چهره‌اي خشن و زشت ازآنها، ساخته شده و توزيع جهاني شده است. كه از ميان مي‌توان به فيلمهاي: شمشيراسلام، محاصره، ساوايور و... اشاره نمود كه قطعاً اثرات منفي خود را بر اذهان جهانيان بر جاي گذاشته‌اند. و همواره در مناسبت‌هاي مذهبيِ مسلمانان نيز، خبرنگاران رسانه‌هاي غربي، منتظرند تا چنين سوژه‌هايي را شكار كرده، خوراك تبليغي مناسبي را براي اربابان خود فراهم كنند.

از آنجا كه ياران كفر و ضلال، روي اين مسائل جزئي كه ربطي به دين ندارد، تكيه مي‌كنند و در ممارسات و رفتار بر ما خرده مي‌گيرند و به طور عام، دين را و به طور خاص، اسلام را زير سؤال مي‌برند ما بايد با اين خرده‌گيري‌ها مواجه شويم و تأكيد كنيم كه اينها ربطي به دين ندارد و اموري هستند كه از ناحيه عوامل شخصي و اجتماعي و غير آن، وارد دين شده‌اند.

اين واقعيتي است كه ائمه بزرگوارمان بارها بر آن تأكيد داشته و ما را به آن سفارش ‌نموده‌اند. پيشواي ششم شيعيان امام جعفر صادق، عليه السلام، بارها مي‌فرمودند: «يا معشر الشيعة إنّكم قد نسبتم إلينا، كونوا لنا زيناً ولاتكونوا علينا شيناً»؛ «اى گروه شيعه ! شما به ما منسوب هستيد، براى ما زينت باشيد، و ماية عار و ننگ ما نباشيد»، «فاتّقوا الله وكونوا زيناً ولاتكونوا شيناً، جرّوا إلينا كل موّدةٍ وادفعوا عنّا كلّ قبيحٍ»؛ «تقواى خدا را پيشه كنيد و براى ما زينت باشيد نه مايه ننگ، تمام محبت و دوستى را به طرف ما جلب كنيد و هر نسبت زشت و ناپسندى را از ما دور نماييد.»

در آيات قرآن نيز به خوبي به اين نكته اشاره شده است. چنانچه مي‌بينيم در آيه 104 سوره بقره خداوند مؤمنان را از بكار بردن كلمة «راعِنا» برحذر داشته و مي‌فرمايد: (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاتَقُولُوا راعِنا وَ قُولُوا انْظُرْنا وَ اسْمَعُوا وَ لِلْكافِرِينَ عَذابٌ أَلِيمٌ)؛ «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد (هنگامى كه از پيامبر تقاضاى مهلت براى درك‏ آيات قرآن مى‏كنيد) نگوئيد «راعنا» بلكه بگوئيد «انظرنا» (چرا كه همان مفهوم را دارد و دستاويزى براى دشمن نيست) آنچه به شما دستور داده مى‏شود بشنويد، و براى كافران و استهزاء كنندگان عذاب دردناكى است»

از اين آيه به خوبى استفاده مى‏شود كه مسلمانان بايد در برنامه‏هاى خود مراقب باشند كه هرگز بهانه به دست دشمن ندهند، حتى از يك جمله كوتاه كه ممكن است سوژه‏اى براى سوء استفاده دشمنان گردد احتراز جويند، دامنه سخن و تعبير وسيع است چه لزومى دارد انسان جمله‏اى را به كار برد كه قابل تحريف و سخريه دشمن باشد. در مورد عزاداري نيز وضع چنين است، هنگامي كه مي‌توان به روش‌هاي صحيح و مناسبي كه چنين آثار منفي در پي نداشته باشد عزاداري نمود چه لزومي دارد بر اعمالي تكيه كنيم كه براي خودِ ما مسلمانان نيز جنبة‌ توجيه‌پذيري ندارد چه برسد به كفار، كه حتماً آن را عملي خرافي و جاهلانه مي‌پندارند. بعلاوة اينكه هيچ كدام از اين اعمال، جنبة شرعي نداشته و اعمالي هستند كه بعضي عوام در طول تاريخ بوجود آورنده آن بوده‌اند.

 

تبعات بهداشتی و روانی قمه‌زنی

قمه‌زنی از لحاظ بهداشت روانی سلامتی فرد و جامعه را به مخاطره می‌اندازد. به اعتقاد کارشناسان بهداشتی و متخصصان امور بهداشتی قمه‌زنی ممکن است از یک سو باعث خونریزی، عفونت‌های موضعی و قطع‌شدن برخی عروق و اعصاب فرد قمه‌زن شود و از سوی دیگر می‌تواند بیماری‌های عفونی خطرناکی همچون هپاتیت B را در جامعه گسترش دهد.

عده‌ای از متخصصان مغز و اعصاب نیز بر این عقیده‌اند که قمه‌زنی خطر ابتلا به عفونتهای پوست و عفونت‌های استخوانی را در بر دارد و ممکن است عفونت‌های عُمقی ناشی از قمه‌زنی کانون‌های چرکی داخل نسج مغز موسوم به آبسه را ایجاد کند. آنان همچنین شکستگی استخوان‌های جمجمه و فرورفتگی آن، پارگی سیستم وریدی مغز و مرگ سلولی را در قمه‌زنی محتمل می دانند.

قمه‌زنی می‌تواند تعادل روانی برخی از افراد حساس جامعه را نیز بر هم بزند. متخصصان روانپزشکی معتقدند قمه‌زنی در روحیه افراد حساس جامعه از جمله کودکانی که شاهد این عمل هستند اثر منفی بر جای می‌گذارد. آنان می‌گویند از آنجا که نمی‌توان کودکان را نسبت به این کار توجیه کرد، ممکن است قمه‌زنی باورهای مذهبی آنان را سست نماید.

همان‌گونه كه بررسي شد، قمه‌زني بر روي فرد و جامعه تأثيرات منفي مي‌گذارد. افراد قمه‌زن هم به خود آسيب مي‌رسانند و هم به جامعه. قمه‌زن مي‌تواند با مراجعه به بانك خون، خون خود را به بيماراني كه نياز به خون دارند، هديه نمايد كه عمل خداپسندانه‌اي است.

 

 

بدعت بودن قمه‌زني

بدعت در دين، امر نكوهيده‌اي است كه به هر نام و هدفي كه باشد، سرانجام جز خسران و ضربه بر اصل و سيماي دين، حاصل ديگري ندارد. از اينرو است كه در روايات نيز با شدت خاصي با بدعت‌گذاري برخورد شده و بر برائت اسلام از بدعت‌گذاران تأكيد فراوان شده است. پيامبر خدا(ص) فرمودند: بدترين كارها آن است كه نوپديد و بي‌سابقه باشد. بدانيد هر بدعتي گمراهي است و هر گمراهي فرجامش آتش است.

امّا بدعت در معناي اصطلاحي آن به معناي افزودن مسأله‌ و حكمي نو و جديد به دين كه سابقه و زمينة ديني ندارد؛ مانند: حلال كردن حرامي و يا حرام كردن حلالي.

طبق اين معني اگر شخصي عملي را كه دليلي بر وجوب يا استحباب آن نداريم به اعتقاد اينكه آن عمل واجب يا مستحب است، انجام دهد، مرتكب عملي حرام مي‌شود.

همانطور كه مي‌دانيد افراد قمه‌زن، نيز قمه‌زني را به نيت اينكه از اعمال عبادي و مطلوب شارع است، انجام مي‌‌دهند. در حاليكه قمه‌زني از امور اختراعي مي‌باشد كه هيچ‌گونه سابقه‌اي در عصر ائمه(ع) و حتي قرون نزديك به آن نداشته و از اختراعات مردم عوام در قرنهاي اخير مي‌باشد. شهيد مطهري در اين رابطه مي‌نويسد:

قمه‌زني و بلند كردن طبل و شيپور از ارتدوكسهاي قفقاز به ايران سرايت كرد و چون روحيه مردم براي پذيرفتن آنها آمادگي داشت، همچون برق در همه جا دويد.

 

افسانه سر به محمل كوبيدن

بارها شنيده‌ايم كه قمه‌زنان به اين روايت دروغ تمسك مي‌كنند و بي‌خبر از همه‌جا مي‌گويند: اگر قمه‌زني و سر شكافتن در عاشورا و عزاي حسين، عليه السلام، جايز نيست پس چرا زينب، سلام‌الله‌عليها، سرش را به چوب محمل كوفت و سر و صورتش را آغشته به خون كرد! مگر امام‌سجاد، عليه السلام، همراه زينب نبود و اين اقدام عمه را نديد. آيا سكوت امام معصوم در اينجا نمي‌تواند در تأييد و تقرير اين عمل باشد؟!

محدث متقي، صاحب مفاتيح الجنان؛ مرحوم شيخ عباس قمي~ در مورد اين خبر مي‌نويسد:

مؤلف مي‌گويد كه ذكر محامل و هودج در غير خبر «مسلم جصّاص» نيست و اين خبر را اگرچه علامه مجلسي نقل فرموده، لكن مأخذ نقل آن منتخب طريحي و كتاب نور العين است كه حال هر دو كتاب براي اهل فن حديث مخفي نيست، و نسبت شكستن سر به جناب زينب، سلام الله عليها، و اشعار معروفه نيز بعيد است از آن مخدّره كه عقيلة هاشميين و عالمة غير معلمه و رضيعة نبوت و صاحب مقام رضا و تسليم است.

محدث قمي~ سپس با استناد به كتاب‌هاي معتبر مي‌نويسد كه اصلاً محامل يا هودجي در كار نبود تا حضرت زينب$ سرش را به آن بكوبد.

به دلايلي كه گفته مي‌شود اين خبر ساختگي است:

1- سند ندارد و به عبارت ديگر سلسله راويان آن در جايي ذكر نشده‌است.

2- منابع اوليه وكتاب‌هاي معتبر هيچ گاه آن را گزارش نكرده‌اند.

3- تنها در كتاب نورالعين، نوشته شده و نويسنده و يا به عبارت صحيحتر جاعل آن كتاب تا به حال معلوم نشده است؛ تنها به ابراهيم بن محمد نيشابوري اسفرايني نسبت داده مي‌شود كه شخصي اشعري مذهب و شافعي مسلك بود و حتي اين انتساب هم مورد قبول كارشناسان كتاب نيست. شيخ‌ طريحي نيز كه آن را در منتخب آورده، از نورالعين گرفته است.

4- در اين روايت اشعاري از زبان حضرت زينب نقل شده كه در خور شأن آن مخدّره نبوده و به گونه‌اي توهين به ايشان است.

علاوه بر آنچه گفته شد و اشكالاتي در محل خود به آنها پرداخته شده بايد متوجه بود اگر اين روايت درست هم باشد، كه البته نيست، زمين تا آسمان با كار قمه‌زنان فرق دارد. زيرا نه موقعيت قمه‌زنان، موقعيت زينب$ است و نه كار آنها مانند كار ايشان است.

 

سابقه حرمت قمه‌زني

بر خلاف آنچه تصور مي‌گردد حرمت قمه‌زني در سال‌هاي اخير و بعد از فتواي رهبري مطرح گرديده است، بايد گفت فقهاء و علماي بزرگي قبل از مقام معظم رهبري و حتي قبل از انقلاب وجود داشته‌اند كه حكم بر حرمت قمه‌زني نموده‌اند؛ كه از اين ميان مي‌توان از فقهاء بزرگي همچون:

آيت الله العظمي سيد محمد حسن شيرازي مشهور به ميرزاي شيرازي (1230-1312ق)، حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي(مؤسس حوزه علميه قم)(1267- 1355ق)، زعيم بزرگ جهان تشيع آيت الله العظمي ‌سيدابوالحسن‌اصفهاني (1284-1365ق)، دانشمند پر آوازة شيعي آيت الله العظمي سيد محسن امين عاملي (1284- 1318ق) ، فقيه نامدار آيت الله العظمي سيد محسن حكيم (متوفي 1348ش)، علامه شيخ محمد جواد مغنيه (1322 - 1400ق)، فقيه مجاهد آيت الله العظمي عبدالكريم جزائري (1289- 1342ق) ،آيت الله محمد باقر بيرجندي(1276- 1352ق)، آيت الله سيد محمد مهدي قزويني (متوفي 1358ق) ، آيت الله هبةالدين حسيني شهرستاني(1301-1386ق) ، آيت الله شيخ جعفر بديري (متوفي 1369 ق)، علامه شيخ محسن شراره (متوفي1365 ق)، آيت الله شيخ محمد خالصي(متوفي 1383 ق)، عالم و زاهد معروف شيخ علي قمي (متوفي 1371 ق)، آيت اللَّه شيخ غلامحسين تبريزى(1260- 1359ش)، امام خميني، آيت الله شهيد مطهري و آيت الله شهيد سيد محمد باقر صدر نام برد.

مرحوم سيد محسن امين در كتاب خويش به نام «التنزيه لاعمال الشيبه» با استدلال و برهان ثابت مي‌كند قمه‌زني و برخي ديگر از خرافات رايج در عزاداري امام حسين، عليه السلام، نه تنها ثوابي ندارد بلكه از نظر شرع مقدس حرام و از كار‌هاي شيطان است. در پي انتشار اين اثر، كه با هدف پاكسازي گردهمايي‌هاي‌ مذهبي از بدعت‌ها و گمراهي‌ها انجام شد، مردم ناآگاه چنان در برابرش موضع گرفتند، كه برخي از دوستانش خطر «انقلاب عوام» را به وي گوشزد كردند. تبليغات فراگير درباره دانشمند مصلح دمشق چنان مؤثر افتاد كه حتي گروهي از گويندگان مذهبي در مسجدها به بيان گمراهي‌هايش پرداختند و برخي از مردم با گرو نهادن خانة خود و به دست آوردن اندكي پول، در جهاد نامقدس ضد سيد محسن شركت جستند.

ولي از آنجا كه حق با سيد بود، بالاخره پيروز و سربلند شد. تا آنجا كه پس از اندك زماني، آيت الله العظمي سيد ابوالحسن اصفهاني(كه در آن زمان مقام رياست تامه و مرجعيت عامه را داشتند) به طرفداري از امين عاملي وكتاب بيداري بخش او فتوا صادر كرد و با صراحت گفت:

انّ استعمال السّيوف و السلاسل و الطبول و الابواق و ما يجري اليوم أمثاله في مواكب العزاء بيوم عاشورا انّما هو مُحرم و هو غير شرعي.

«بكاربردن شمشيرها(= قمه‌زني) و زنجيرها و طبل‌ها و بوق‌ها و كارهايى مانند اين امور كه امروزه در دسته‌هاى عزادارى و در روز عاشورا معمول است همه حرام و غير شرعى است.»

در شهر مقدس قم نيز مرحوم شيخ عبدالكريم حائري، مؤسس و بنيانگذار حوزة علميه آن،كه فقيهي روشن‌بين بود اين روش تعزيه و عزادارى را با پيام عاشورا ناسازگار مى‌ديد؛ از اين روى، درصدد برآمد تا از رواج اين رويه‌هاى نادرست و كارهاى خرافى به اسم دين و امام حسين، عليه السلام، جلوگيرى كند. از اين روى، در فتوايى، با تيغ‌زنى به مخالفت برخاست.

حاج شيخ در گامى ديگر، پاره‌اى از مجلس‌هاى تعزيه و شبيه‌خوانى را تبديل به مجالس روضه‌خوانى كرد. اقتدار حاج شيخ، سبب شد كه در محافل تعزيه قم از رواج كارهاى ناروا جلوگيرى شود و مجلس گردانان و صاحبان مجالس، به احترام حاج شيخ، به گرد برگذارى تعزيه‌هاى ناروا نگردند و عزاداران را از چنين كارهايى بازدارند. ولى پس از حاج شيخ، دوباره برگذارى تعزيه‌هاى نامناسب و ناسازگار با باورهاى اسلامى و شيعى از سر گرفته شد.

مرجع بزرگ جهان تشيع آيت الله بروجردي نيز كوشش بسياري در جهت اصلاح مجالس عزاداري از اين‌گونه انحرافات نمودند ولي متأسفانه با مخالفت شديد بعضي از گردانندگان دستجات روبرو گرديدند به صورتي كه بعضي از آنها مي‌گفتند: ما داوزده ماه سال را در تمام امور به حضرت آيت الله مراجعه نموده و از ايشان تقليد مي‌كنيم، ولي دهة‌ عاشورا از معظم‌له تقليد نخواهيم نمود بلكه از آن چه كه خودمان تشخيص مي‌دهيم، پيروي خواهيم كرد!

 

علّت جايز بودن قمه‌زني در گذشته

يكي از شبهاتي كه در مورد حرمت قمه‌زني وارد مي‌نمايند اين است كه بسياري از فقهاء در زمان گذشته حكم بر جواز قمه‌زني نموده‌اند و در صورتي كه ما قمه‌زني را جايز ندانيم بايد اعتقاد داشته باشيم كه آنها از اين موضوع مهم، غافل بوده‌اند و در اجتهاد خويش خطا نموده‌اند.

در جواب بايد گفت:

موضوعي كه در اين زمان مطرح مي‌باشد اصلاً در گذشته مطرح نبوده است. زيرا در گذشته فقهاء در بررسي حكم قمه‌زني بر مبناي حكم اولي آن كه وارد نشدن ضرر به بدن است، حكم به جواز قمه‌زني- تا زماني كه موجب ضرر جدي بر بدن نشود- مي‌نمودند. و چون در آن زمان وسائل ارتباط جمعي و پخش سريع وقايع به صورت كنوني وجود نداشت بحث وهن مذهب كه حكم ثانوي مي‌باشد نيز مطرح نبوده و به آن توجهي نداشته‌اند ولي در اين زمان با به وجود آمدن وسائل ارتباطي و پخش سريع اخبار، بحث وهن مذهب بودن قمه‌زني تشديد گرديده است و بصورت كلي موضوع جديدي به وجود آمده است. اگر پنجاه سال قبل مرجع تقليدى قمه‌زنى را جايز شمرده، دليل نمى‏شود كه الآن نيز جايز باشد. ما تأثير زمان و مكان را در احكام قبول نداريم، ولى در موضوعات قبول داريم كه زمان و مكان باعث تغيير موضوع مى‏شود.

و از طرفي ديگر همان گونه كه در بحث‌هاي سابق گذشت فقهاء در گذشته در اين مورد در تنگنا قرار داشته و دست آنها بسته بود، زيرا در صورت حكم به حرمت قمه‌زني متهم به مخالفت با عزاداري امام حسين، عليه السلام، مي‌شدند و آنها در اين موارد اقتداء به ائمه اطهار(ع) مي‌نمودند و در مسائلي كه جامعه قابليت درك و پذيرش آن را نداشتند، سكوت اختيار مي‌نمودند.

قسمتهايي از بيانات مقام معظم رهبري درباره قمه‌زني

...بنده خيلي متأسفم كه بگويم در اين سه، چهار سال اخير، برخي كارها در ارتباط با مراسم عزاداري ماه محرّم ديده شده است كه دستهايي به غلط، آن را در جامعه ما ترويج كرده اند. كارهايي را باب مي‌كنند و رواج مي‌‌دهند كه هر كس ناظر آن باشد، برايش سؤال به وجود مي‌‌آيد... قمه‌زدن نيز همين طور است. قمه‌زدن هم از كارهاي خلاف است. مي‌دانم عدّه‌اي خواهند گفت: «حق اين بود كه فلاني اسم قمه را نمي‌‌آورد.» خواهند گفت: «شما به قمه‌زدن چه كار داشتيد؟ عدّه‌اي مي‌زنند؛ بگذاريد بزنند!» نه؛ نمي‌شود در مقابل اين كار غلط سكوت كرد. اگر به گونه‌اي كه طيّ چهار، پنج سال اخير بعد از جنگ، قمه‌زدن را ترويج كردند و هنوز هم مي‌كنند، در زمان حيات مبارك امام، رضوان اللّه عليه، ترويج مي‌كردند، قطعاً ايشان در مقابل اين قضيه مي‌ايستادند. كار غلطي است كه عدّه‌اي قمه به دست بگيرند و به سر خودشان بزنند و خون بريزند. اين كار را مي‌كنند كه چه بشود؟! كجاي اين حركت، عزاداري است؟! البته، دست بر سر زدن، به نوعي نشانه عزاداري است. شما بارها ديده‌ايد، كساني كه مصيبتي برايشان پيش مي‌‌آيد، بر سر و سينه خود مي‌كوبند. اين نشانه عزاداري معمولي است. اما شما تا به حال كجا ديده‌ايد كه فردي به خاطر رويكرد مصيبت عزيزترين عزيزانش، با شمشير بر مغز خود بكوبد و از سر خود خون جاري كند؟! كجاي اين كار، عزاداري است؟! قمه‌زدن، سنّتي جعلي است. از اموري است كه مربوط به دين نيست و بلاشك، خدا هم از انجام آن راضي نيست. علماي سلف دستشان بسته بود و نمي‌توانستند بگويند «اين كار، غلط و خلاف است.» امروز روز حاكميت اسلام و روز جلوه اسلام است. نبايد كاري كنيم كه آحاد جامعه اسلامي برتر، يعني جامعه محب اهل بيت(ع) كه به نام مقدس وليّ عصر ارواحنافداه، به نام حسين بن علي^ و به نام اميرالمؤمنين، عليه الصّلاة والسّلام، مفتخرند، در نظر مسلمانان و غيرمسلمانان عالم، به عنوان يك گروه آدمهاي خرافي بي منطق معرفي شوند. من حقيقتاً هر چه فكر كردم، ديدم نمي‌توانم اين مطلب - قمه‌زدن - را كه قطعاً يك خلاف و يك بدعت است، به اطّلاع مردم عزيزمان نرسانم. اين كار را نكنند. بنده راضي نيستم. اگر كسي تظاهر به اين معنا كند كه بخواهد قمه بزند، من قلباً از او ناراضي‌ام. اين را من جدّاً عرض مي‌كنم. يك وقت بود در گوشه و كنار، چند نفر دور هم جمع مي‌شدند و دور از انظار عمومي مبادرت به قمه‌زني مي‌كردند و كارشان، تظاهر - به اين معنا كه امروز هست - نبود. كسي هم به خوب و بد عملشان كار نداشت؛ چرا كه در دايره محدودي انجام مي‌شد. اما يك وقت بناست كه چند هزار نفر، ناگهان در خياباني از خيابانهاي تهران يا قم يا شهرهاي آذربايجان و يا شهرهاي خراسان ظاهر شوند و با قمه و شمشير بر سر خودشان ضربه وارد كنند. اين كار، قطعاً خلاف است. امام حسين، عليه السلام،، به اين معنا راضي نيست. من نمي‌‌دانم كدام سليقه‌هايي و از كجا اين بدعتهاي عجيب و خلاف را وارد جوامع اسلامي و جامعه انقلابي ما مي‌كنند؟! ... نكند اين هم كار دشمن باشد؟! اينها را به مردم بگوييد و ذهنها را روشن كنيد.

...عرض كردم: عدّه‌اي وقتي اين حرف را بشنوند، مطمئناً از روي دلسوزي خواهند گفت «خوب بود فلاني اين حرف را امروز نمي‌زد.» نه؛ من بايستي اين حرف را مي‌زدم. من بايد اين حرف را بزنم. بنده مسؤوليتم بيشتر از ديگران است. البته آقايان هم بايد اين حرف را بزنند. شما آقايان هم بايد بگوييد. امام بزرگوار، خط‌شكني بود كه هرجا انحرافي در نكته‌اي مشاهده مي‌كرد، با كمال قدرت و بدون هيچ ملاحظه‌اي، بيان مي‌فرمود. اگر اين بدعتها و خلافها در زمان آن بزرگوار مي‌بود يا به اين رواج مي‌رسيد، بلاشك مي‌‌گفت. البته عدّه‌اي هم كه به اين مسائل دل بسته‌اند، متاذّي خواهند شد كه چرا فلاني به موضوع مورد علاقه ما اين طور بي محبّتي كرد و با اين لحن از آن ياد نمود. آنها هم البته، اغلب، مردمان مؤمن و صادق و بي‌غرضي هستند؛ اما اشتباه مي‌كنند.

اميدواريم كه خداوند متعال، شما را موفّق بدارد. آنچه را كه موجب رضاي پروردگار است، با قدرت، با شجاعت، با تلاش و با جدّ و جهد، پيگيري و بيان كنيد و ان شاءاللّه وظيفه خودتان را به انجام برسانيد. والسّلام عليكم ورحمةاللّه وبركاته.

 

پاسخ رهبر معظم انقلاب اسلامى به نامه

امام جمعه اردبيل

در پى نامه حجت الاسلام و المسلمين مروج، امام جمعه اردبيل، مبنى بر اعلام تبعيت مردم اردبيل از نصايح و رهنمودهاى رهبر انقلاب در مسأله عزادارى سالار شهيدان حسين بن على^، حضرت آيت الله خامنه‏اى رهبر معظم انقلاب اسلامى و ولى امر مسلمين، خطاب به امام جمعه اردبيل پاسخى به اين شرح صادر فرمودند:

بسم الله الرحمن الرحيم

جناب حجت الاسلام و المسلمين آقاى مروج، امام جمعه مكرم اردبيل- دامت بركاته-

بعد السلام و التحيه

مرقوم جنابعالى كه حاكى از موضع‌گيرى تحسين برانگيز مردم عزيز اردبيل پيرامون نصايح اينجانب در مسأله عزادارى سالار شهيدان، عليه آلاف التحيه و الثناء، بود دريافت شد.

از آن مردم مؤمن و غيور و فداكار كه همواره در صفوف مقدم صالحات قرار دارند، همين انتظار نيز هست. اينجانب هم در صحنه خونين جنگ و هم در عرصه حضور عقيدتى و انقلابى و سياسى، رشادت و جوانمردى و غيرت دينى و روشن بينى و عشق به اهل بيت(ع) را در مردم عزيز اردبيل و خطه آذربايجان ديدم و ـ انشاء الله ـ در نزد حضرت حق تعالى مأجور و سرافراز خواهند بود.

عرايض اينجانب به مردم متدين و عاشق خاندان نبوت و ولايت(ع) از روى دلسوزى است، اينجانب مى‏بينم كه چگونه اخلاص و محبت مردم به سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين(ع) مورد جفا و قضاوتهاى جهانى واقع مى‏شود؛ چگونه درك روشن بينانه آنان در اعتقاد به مقام والاى اهل بيت(ع) به خاطر بعضى اعمال جاهلانه حمل بر امورى مى‏شود كه از ساحت شيعه و ائمه بزرگوارشان بسى دور است؛ مى‏بينم كه چگونه عزادارى بر جگر گوشه‏گان زهراى اطهر(ع) مورد تبليغ سوء دشمنان متعصب و تبليغات‏چى‏هاى شيطان استعمار قرار مى‏گيرد؛ مى‏بينم كه بعض اعمالى كه هيچ ريشه دينى هم ندارد بهانه به دست دشمن مغرض مى‏دهد كه بدان وسيله، هم اسلام و تشيع را ـ العياذ بالله ـ به عنوان آيين خرافه معرفى كنند و هم بغض و عداوت خود را نسبت به نظام مقدس جمهورى اسلامى در تبليغات خود آشكار سازند. شيعه محب و مخلصى كه در روز عاشورا با قمه سر و روى خود و حتى كودكان خردسال خود را خونين مى‏كند، آيا راضى است كه با اين عمل خود در روزگارى كه هزاران چشم عيب‏جو و هزاران زبان بدگو در پى بد معرفى كردن اسلام و تشيع است عمل او را مستمسك دشمنى خود قرار بدهد؟ آيا راضى است كه با تظاهر به اين عمل، خون دهها هزار جوان بسيجى صفت عاشق را كه براى آبرو دادن به اسلام و تشيع و نظام جمهورى اسلامى بر زمين ريخته شده است ضايع سازد؟

آنچه از قول مراجع سلف، رحمت الله عليهم، نقل شده است، بيش از اين نيست كه اگر اين كار ضرر معتنى به ندارد، جايز است. آيا سبك كردن شيعه در افكار جهانيان ضرر معتنى به نيست؟ آيا مخدوش كردن محبت و عشق شيعيان به خاندان مظلوم پيامبر(ص) و بخصوص شيفتگى بى‏حد و حصر آنان به سالار شهيدان(ع) را بد جلوه دادن ضرر نيست؟ كدام ضرر از اين بالاتر است. اگر قمه‌زدن به صورت عملى انفرادى در خانه‏هاى در بسته انجام مى‏گرفت، ضررى كه ملاك حرمت است فقط ضرر جسمى بود؛ وقتى اين كار على رؤس الاشهاد و در مقابل دوربين‏ها و چشم‏هاى دشمنان و بيگانگان بلكه در مقابل چشم جوانان خودمان انجام مى‏گيرد، آن وقت ديگر ضررى كه بايد معيار حرمت باشد فقط ضرر جسمى و فردى نيست، بلكه مضرات بزرگ تبليغى كه با آبروى اسلام و شيعه سر و كار دارد نيز بايد مورد توجه باشد.

امروز اين ضرر بسيار بزرگ و شكننده است؛ و لذا قمه‌زدن علنى و همراه با تظاهر، حرام و ممنوع است.

البته كسانى كه در سالهاى گذشته از روى عشق و اخلاص قمه زده‏اند، مأجورند و به خاطر نيتشان مستوجب ثواب الهى‏اند ـ انشاء الله.

ولى اكنون بايد به نحو متعارف كه در طول قرون و اعصار عزادارى مى‏كرده‏اند و متدينين و علماء هم خود در آن شركت مى‏جسته‏اند عزادارى كنند؛ يعنى، تشكيل مجالس روضه‏خوانى و راه اندازى دستجات و مواكب عزادارى كه داراى حال و حزن و شور محبت اهل بيت، عليهم الصلوة و السلام، است سعى كنند كه نوحه‏ها و شعرها و روضه خوانى‏ها پر مغز و داراى مضامين صحيح و متكى به آثار وارده معتبره از ائمه(ع) يا علماى بزرگ باشد.

سلامتى و توفيقات جنابعالى و همه مردم آذربايجان و اردبيل و ساير مناطق كشور اسلامى را مسئلت مى‏نمايم.

سيد على خامنه‏اى

هفتم محرم الحرام 1415 مطابق 27 خرداد 1373

 

 

نظر مراجع تقليد درباره قمه‌زني

 

امام خميني

در وضع موجود قمه نزنند.

 

 

همچنين از قمه‌زدن به عنوان عزادارى براى امام حسين، عليه السلام،، از محضر امام خميني~ سؤال شده بود كه به عرض معظم‌له رسيد. فرمودند:

شما مى‌خواهيد براى خدا كارى انجام دهيد. در شرايطى كه كارى به ضرر اسلام تمام شود، بهتر است كه چنين كارهايى انجام نگيرد. مثلا قمه‌زدن كه موجب وهن اسلام مى شود. شما تا مى‌توانيد دستجات و سينه‌زنى را با شكوهتر انجام دهيد.

 

حضرت آيت الله العظمي سيد محسن حكيم

فرزند ايشان شهيد آيت الله سيد محمدباقرحكيم نقل نموده‌اند كه پدر بزرگوارشان دائماً مي‌فرموند:

 «ان قضية التطبير هي غصة في حلقومنا»

«مسئلة قمه‌زني، غصّه و اندوهي در گلوي ماست»

 

حضرت آيت الله العظمي خامنه‌اي

هركاري كه براي انسان ضرر داشته يا باعث وهن دين و مذهب گردد حرام است و مؤمنين بايد از آن اجتناب كنند قمه‌زني علاوه بر اينكه از عرفي از مظاهر حزن و اندوه محسوب نمي‌شود و سابقه‌اي در عصر ائمه(ع) و زمان‌هاي بعد از آن ندارد و تأييدي هم به شكل خاص يا عام از معصوم، عليه السلام، در مورد آن نرسيده است. در زمان حاضر موجب وهن و بد نام شدن مذهب مي‌شود. بنابراين در هيچ حالت جايز نيست.

 

حضرت آيت الله العظمي نوري همداني

... در جهان كنوني كه دشمنان اسلام سيلي خورده و منافع نامشروع خود را از دست رفته مي‌بيند و در فكر انتقام گرفتن از اسلام ناب محمّدي هستند مراسم عزاداري كار زينبي بكند يعني با منطق اسلام توأم و از هرگونه حركتي كه اين دين مقدّس را بي‌منطق قلمداد نمايد منزّه باشد و عزاداران محترم و متعهّد بجاي اينكه قمه را بر فرق خود بكوبند در فكر آن باشند قمه را بر سر دشمنان اسلام كه اراضي آنان را اشغال و در فكر تضعيف آنان مي‌باشند و منابع آنان را غارت و بالاخره هر روزي با ترفند جديدي حيات اسلامي آنها را به مخاطره مي‌اندازند بكوبند. خداوند توفيق بيشتر براي پيمودن اين راه را به همة مسلمانان عنايت بفرمايد.

7محرم الحرام 1415الاحقر حسين نوري همداني

 

حضرت آيت الله العظمي فاضل لنكراني

از هر نوع عمل كه جنبه توجيه‌پذيري ندارد و موجب سوء استفاده مغرضان و موجب وهن مذهب مي‌شود بايد اجتناب كرد. با توجه به گرايشي كه نسبت به اسلام و تشيع بعد پيروزي انقلاب اسلامي ايران در اكثر نقاط جهان پيدا شده و ايران اسلامي به عنوان ام القراي جهان اسلام شناخته مي‌شود و اعمال و رفتار ملت ايران به عنوان الگو و بيانگر اسلام مطرح است لازم است در رابطه با مسايل سوگواري و عزاداري سالار شهيدان حضرت ابي‌عبدالله‌الحسين، عليه السلام، به گونه‌اي عمل شود كه موجب گرايش بيشتر و علاقه مندي شديدتر به آن حضرت و هدف مقدس وي گردد. پيداست در اين شرايط مسئله قمه‌زدن نه تنها چنين نقشي ندارد بلكه به علت عدم قابليت پذيرش و نداشتن هيچ گونه توجيه قابل فهم مخاطبين نتيجه سوء بر آن مترتب خواهد شد. لذا لازم است شيعيان علاقه مند به مكتب آن امام از آن خودداري كنند و چنانچه در اين مورد نذري وجود داشته باشد نذر واجد شرايط صحت و انعقاد نيست.

 

حضرت آيت الله العظمي مظاهري

چون‌ مقام‌ معظم‌ رهبري‌ فرموده‌اند كه‌ در عزاداريها قفل‌ و قمه‌زدن‌ و مانند اينها نباشد، پيروي‌ از امر ايشان‌ بر همه‌ واجب‌ است‌.

حوزه‌ علميه‌ قم‌ ـ حسين‌ مظاهري

‌6 محرم‌ الحرام‌ 1415

 

حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي

قسمتي از متن جوابية آيت الله العظمي مكارم شيرازي به سؤالات مختلف مردم دربارة وظائف مسلمانان در ايام عاشورا و مراسم عزاداري حسيني، عليه السلام،

برادران و خواهران ايماني بايد خلوص اين مراسم را از اموري كه مخالف شرع اسلام و دستورهاي پيشوايان بزرگ دين است حفظ كنند و از هر كاري كه بهانه به دست دشمنان مي‌دهد بپرهيزند و نيز از اعمالي مانند قمه‌زدن و قفل در تن كردن و امثال آن كه رهبر معظّم انقلاب در بيانات پربار خود به آن اشاره نمودند اجتناب جويند.

زيرا اين اعمال دست آويزي به دست دشمنان خواهد داد تا كلّ اين مراسم عظيم و سازنده را زير سؤال برند، قمه را بايد بر سر دشمن كوبيد نه بر سر دوست، قفل را بايد بر دهان دشمن زد، نه بر تن دوست، درست است كه انگيزه اين افراد عشق به امام حسين، عليه السلام، و مكتب اوست ولي بايد توجّه داشت كه مقدس بودن انگيزه به تنهايي كافي نيست بايد نفس عمل هم مقدس باشد، كيفيّت عزاداري يا بايد در نصوص اسلامي وارد شده باشد و يا مشمول عمومات و اطلاقات ادلّه گردد، و اين‌گونه كارها مسلماً نه منصوص است و نه مصداق عزاداري در عرف عقلا و اهل شرع، به علاوه موانعي نيز از نظر شرع در برابر آن قرار دارد، و به تعبير ديگر نه مقتضي شمول عمومات موجود است و نه مانع مفقود.

درست است كه جمعي از بزرگان فقهاي پيشين قدس الله اسرارهم اجازه بعضي از اين امور را در عصر خود به دلايل خاصي داده‌اند ولي آنها هم اگر در عصر ما و شرايط زمان ما بودند به يقين طور ديگري فتوي مي‌دادند.

 

حضرت آيت الله العظمي تبريزي

 داخل بودن قمه‌زني در عزاداري سيد الشهداء(ع) و اهل بيت و اصحاب ايشان، سلام الله عليهم، ثابت نيست، پس بر همة مؤمنين لازم است كه آنچه را كه به عنوان گونه‌اي عزاداري محرز و ثابت است اختيار نمايند؛ همچون گريه نمودن و سينه‌زني و اقامة دسته‌هاي عزاداري و حركت آن - تا حد امكان- به سوي امكان عمومي براي عزاداري، خداوند شما را در خدمت به اهل‌بيت(ع) موفق دارد و جزاي خير در دنيا و آخرت بدان دهد.

 

 

حضرت آيت الله العظمي سيستاني

بايد از كارهايي كه عزاداري را خدشه‌دار مي‌كند اجتناب شود.

 

حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني

در موردي كه موجب وهن مذهب شود از آن خودداري گردد.

 

حكم حكومتي رهبري در ممنوعيت قمه‌زني

بايد توجه داشت كه مقام معظم رهبري حكم به حرمت قمه‌زني نموده‌اند. و در مواردي كه ولي فقيه به موردي حكم كند براي كليه مكلفين حتي كساني كه از ايشان تقليد نمي‌كنند واجب است از حكم ولي فقيه اطاعت كنند. آيت الله سيد محمد كاظم يزدي در كتاب «عروة الوثقي» مي‌نويسد:«حكم الحاكم الجامع للشرائط لا يجوز نقضه و لو لمجتهد آخر...»؛ يعني اگر حاكم با فرض دارا بودن شرائط شرعي حكمي صادر كند هيچ كس حق نقض و مخالفت با آن را ندارد، حتي اگر مجتهد ديگري باشد. اين مسأله فتواي جميع فقها است.

مقام معظم رهبري در قسمتي از جواب نامه امام جمعه اردبيل مبنى بر اعلام تبعيت مردم اردبيل از نصايح و رهنمودهاى رهبر انقلاب در مسأله عزادارى فرمودند:

امروز اين ضرر بسيار بزرگ و شكننده است؛ و لذا قمه‌زدن علنى و همراه با تظاهر، حرام و ممنوع است.

قمه‌زني در ملاء عام جرم قضايي است

دادستاني كل كشور با بيان اين مطلب كه قمه‌زني يكي از باروهاي نادرست ديني است كه علاوه بر آسيب رساندن به جسم، ايجاد وحشت و تشويش اذهان عمومي را نيز به همراه دارد اعلام نموده است كه در صورت مشاهده قمه‌زني در ايام سوگواري امام حسين، عليه السلام، متخلفين دستگير و به‌ موجب قانون جزايي كشور به سه ماه تا يك سال حبس و تا 74 ضربه شلاق محكوم مي‌شوند.

وزارت كشور نيز با غير قانوني اعلام نمودن قمه‌زني تأكيد كرده است كه خود را مؤظف به اطاعت از دستورات رهبري مي‌داند و با متظاهران به اين عمل غيرمتعارف به شدت برخورد مي‌كند.

از طرفي قمه‌زنان نيز بايد توجه داشته باشند رعايت قوانين حكومتي كشور بنابر فتواي تمامي مراجع تقليد بر همه مكلفين واجب است و شخص متخلف از آن، علاوه بر مجازات دنيوي در آخرت نيز مجرم و معاقب خواهد بود.

 

 

 براي تهيه اين كتاب مي توانيد با ايميل mahdi.noor@gmail.com تماس بگيريد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 0:53  توسط mahdi  | 

تصویر کتاب

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 22:37  توسط mahdi 

معرفي كتاب قمه زني سنت يا بدعت

معرفي كتاب قمه زني سنت يا بدعت

روزنامه جمهوري اسلامي > شماره 8005 14/12/85 

كتاب « قمه زني سنت يا بدعت » را مهدي مسائلي نوشته و انتشارات گلبن آن را در 216 صفحه منتشر كرده است . در فهرست كتاب مذكور عناوين زير ديده مي شود : اهميت عزاداري قمه چيست و قمه زن كيست قمه زني از منظر تاريخ دلايل قمه زنان دلايل حرمت قمه زني و عناوين متعدد ديگر. در برخي از صفحات كتاب مذكور چنين مي خوانيم :
    جنبش كربلا به عنوان يك نهضت مقدس مذهبي و يك حركت سياسي از نوع انقلابي آن پايدارترين جنبش سياسي مذهبي در فرهنگ سياسي شيعه است . اين جنبش حركتي بود در جهت احياي ارزش هاي دين و ستيز با فساد ستم بدعت و خيانت چنين بود كه سرلوحه حركت ها و سرمشق جنبش هاي بسيار قرار گرفت و امام حسين (ع ) اسوه اي ماندگار گرديد. نقش اين قيام از آغاز در ماندگاري مكتب حيات بخش اسلام و پاسداري از كيان ارزش هاي ديني به گونه اي بوده كه گفته اند : الاسلام محمدي الحدوث حسيني البقا.
    اما اين رويداد بزرگ از يك سوي به خاطر عشق ژرف و كران ناپيدايي كه شيعيان به آفريننده حماسه آن دارند واز ديگر سوي به خاطر كينه و دشمني امويان و هواداران و پيروان آنان كه در درازاي تاريخ با اين حماسه انسان ساز و ستم سوز داشته و دارند بيش از هر رويدادي گرفتار گردبادهاي سهمگين خرافه و تحريف بوده و هست . متاسفانه از آغاز دست هايي در كار بودند كه مي خواستند امام را از الگوشدن بر كنار بدارند و به مسلمانان چنين بباورانند كاري را كه امام انجام داد و حركتي را كه او بنيان گذارد شخصي بود و ويژه او و شماري از ياران و خويشان ; از اين روي نمي توان و نبايد آن را الگويي براي همه كسان و در همه زمان ها قرار داد.
    خوشبختانه عالمان آگاه پس از رويداد عاشورا چه در زمان حضور و چه در زمان غيبت در برابر فتنه بزرگ تحريف چهره عاشورا و عاشوراييان ايستادند. اينان در طول تاريخ پرفراز و نشيب اسلام با كساني كه بر آن بودند هدف امام حسين را وارونه جلوه دهند و از اين راه به هدفهاي شيطاني خود دست يابند به رويارويي جدي برخاستند.
    عالمان آگاه متعهد و راستين با سرمشق از امامان و اسوه قراردادن آنان عليه گردباد بنيان برافكن تحريف گري و بدعت گذاري كه از سوي دربارهاي ستم و حاكمان زر و زور بر شاخها دميده مي شد و با تلاش عالمان درباري آذين بندي مي گرديد قد برافراشتند و با خطابه ها و نوشته هاي خود به شرح جز جز برنامه ها و هدفهاي امام حسين (ع ) پرداختند و نگذاشتند جامعه بويژه جامعه شيعي در باتلاق اين سياهي فرو رود و با كنارگذاشتن مشعل هدايتي چون حسين (ع ) در كنام ذلت گرفتار آيد.
    اگر نبود حركت روشن گرانه آنان در درازاي تاريخ اسلام اكنون با آن موج لجن پراكني عليه زيبايي ها و قداست امام حسين (ع ) عاشورا مانند هزاران هزار پديده و رويداد تاريخي در گردوغبار گذشت زمان گم شده بود.
    اينجاست كه پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله مي فرمايند :
    « يحمل هذاالدين في كل قرن عدول ينفون عنه تاويل المبطلين و تحريف الغالين و انتحال الجاهلين كما ينفي الكير خبث الحديد. » ;
    « در هر قرني كسان عادلي به پاسداري از دين برمي خيزند و تاويل باطل گرايان و حريف غلوكنندگان و دروغ نادانان را از دين مي زدايند; همان گونه كه دم آهنگر مواد زائد آهن را از بين مي برد. »
    يكي از اين بدعت ها و تحريف ها كه متاسفانه در چند سال اخير دست هايي آگاهانه يا غيرآگاهانه به ترويج آن مي پردازند بدعت قمه زني مي باشد. قمه زني نه تنها با روح و تعاليم اسلامي رابطه اي ندارد; بلكه در تقابلي آشكار با آنها بوده و همين بعد آن از واقعيت هاي ديني است كه سبب شده نقش بسياري زيادي در تخريب چهره تشيع داشته باشد. خوشبختانه رهبر فقيه و روشنگر انقلاب اسلامي حضرت آيت الله العظمي خامنه اي به عنوان پيش تاز مبارزه با اين گونه بدعت ها فرمايشات روشن گرانه اي را در سال 1373 درباره خطر قمه زني و آثار سو آن بيان نمودند . كه توانست پرده هاي جهل و خرافه را كنار زده و ماهيت اين اعمال موهن را نمايان سازد.
    البته همانگونه كه ايشان پيش بيني نموده بودند عده اي كه به اين مسائل دل بسته بودند در مقابل اين قضيه موضع گيري نمودند و حتي بعضي از افراد بيماردل و متحجر نيز با تواني بيش از گذشته به ميدان آمدند به گونه اي كه كسي را كه مخالف قمه زني مي باشد; مخالف نهضت حسيني تصور مي نمايند! عمل قمه زني را كه به طور معمول در صبح روز عاشورا انجام مي گرديد به روزهاي ديگر ساري نموده و حتي در اربعين سيدالشهدا(ع ) و يا شهادت امام علي (ع ) نيز به قمه زني مي پردازند.
   

 قمه زني از منظر تاريخ

از نظر تاريخي مسلم است كه قمه زني در قبل صفويه هيچ گونه سابقه اي نداشته است و ترديدها در آن است كه آيا در زمان صفويه به وجود آمده است و يا اينكه بعد از صفويه و در زمان قاجاريه رواج يافته است
    بعضي از محققان بر اين عقيده اند كه قمه زني در زمان صفويه تاسيس گرديده و صفويه آغازگر آن بوده اند. از ديدگاه اين افراد ايجاد و ظهور قمه زني در اين عصر به اين صورت بوده است كه در روز عاشورا سلاطين صفويه به بخشهاي خاصي از افواج ارتش غزلباش خود كه به گروه فدائيان قزلباش مشهور بودند دستور مي دادند تا به طور منظم و دسته بندي شده دسته هاي عزاداري راه بياندازند. نصرالله فلسفي در كتاب تاريخ شاه عباس كبير كه يكي از وسيع ترين و دقيق ترين تواريخ است (در پنج جلد) به تفصيل فوج فدائيان را تشريح مي كند. فدائيان قزلباش كه هميشه سرشان تراشيده بود (به نشانه آماده به خدمت بودن ) در روز عاشورا شمشير به دست بيرون مي آمدند و تصورشان اين بود كه نوعي همدردي و مواسات با اصحاب امام حسين (ع ) داشته باشند. آنان مي گفتند در چنين روزي كه امام حسين (ع ) و اصحابش و بني هاشم تير مي خورند پس ما هم اين حالت را براي خودمان ايجاد مي كنيم ; يعني نشان مي دهيم كه ما در راه امام حسين (ع ) فدوي هستيم ; و حاضريم سرمان بريده شود و اين شروع قمه زني شد.
    اما بعضي ديگر از محققان و تاريخ نگاران نيز بر اين عقيده مي باشند كه آغاز قمه زني مربوط به دوره قاجار بوده و چنين عزاداري هايي حتي در عصر صفويه نيز وجود نداشته است . 
    

سابقه حرمت قمه زني
    برخلاف آنچه تصور مي گردد حرمت قمه زني در سال هاي اخير و بعد از فتواي رهبري مطرح گرديده است بايد گفت فقها و علماي بزرگي قبل از مقام معظم رهبري و حتي قبل ازانقلاب وجود داشته اند كه حكم بر حرمت قمه زني نموده اند كه از اين ميان مي توان از فقها بزرگي همچون :
    آيت الله العظمي سيدمحمد حسن شيرازي مشهور به ميرزاي شيرازي (1230 ـ 1312 ق )
    حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي (موسس حوزه علميه قم ) (1267 ـ 1355 ق )
    زعيم بزرگ جهان تشيع آيت الله العظمي سيدابوالحسن اصفهاني (1284 ـ 1365 ق )
    دانشمند پرآوازه شيعي آيت الله العظمي سيدمحسن امين عاملي (1284 ـ 1318 ق ) .
    فقيه نامدار آيت الله العظمي سيدمحسن حكيم (متوفي 1348 ش ) .
    علامه شيح محمد جواد مغنيه (1322 ـ 1400 ق ) .
    فقيه مجاهد آيت الله العظمي عبدالكريم جزائري (1289 ـ 1342 ق ).
    آيت الله محمدباقر بيرجندي (1276 ـ 1352 ق ) .
    آيت الله سيدمحمد مهدي قزويني (متوفي 1358 ق ) .
    آيت الله هبه الدين حسيني شهرستاني (1301 ـ 1386 ق )
    آيت الله شيخ جعفر بديري (متوفي 1369 ق ) .
    علامه شيخ محسن شراره (متوفي 1365 ق ) .
    آيت الله شيخ محمد خالصي (متوفي 1383 ق ) .
    عالم و زاهد معروف شيخ علي قمي (متوفي 1371 ق ) .
    آيت الله شيخ غلامحسين تبريزي (1260 ـ 1359 ش )
    امام خميني
    آيت الله شهيد مطهري
    و آيت الله شهيد سيدمحمدباقر صدر
نام برد.
    مرحوم سيدمحسن امين در كتاب خويش به نام « لتنزيه لاعمال الشيبه » با استدلال و برهان ثابت مي كند قمه زني و برخي ديگر از خرافات رايج در عزاداري امام حسين عليه السلام نه تنها ثوابي ندارد بلكه از نظر شرع مقدس حرام و از كارهاي شيطان است . در پي انتشار اين اثر كه با هدف پاكسازي گردهمايي هاي مذهبي از بدعت ها و گمراهي ها انجام شد مردم ناآگاه چنان در برابرش موضع گرفتند كه برخي از دوستانش خطر « انقلاب عوام » را به وي گوشزد كردند. ايشان در اين باره مي گويد :
    در برابر اين رساله برخي از مردم برخاسته هياهو برپا ساختند و ناآگاهان را به هيجان آوردند... آنها در ميان بخش گسترده ناآگاه جامعه چنين پخش كردند كه فلاني (سيدمحسن امين ) برپاداشتن عزاي امام حسين عليه السلام را حرام كرده و علاوه بر اين مرا به خروج از دين متهم ساختند.
    تبليغات فراگير در باره دانشمند مصلح دمشق چنان موثر افتاد كه حتي گروهي از گويندگان مذهبي در مسجدها به بيان گمراهي هايش پرداختند و برخي از مردم با گرو نهادن خانه خود و به دست آوردن اندكي پول در جهاد نامقدس ضد سيدمحسن شركت جستند.
    ولي از آنجا كه حق با سيدبود بالاخره پيروز وسربلند شد. تا آنجا كه پس از اندك زماني آيت الله العظمي سيدابوالحسن اصفهاني ( كه در آن زمان مقام رياست تامه و مرجعيت عامه را داشتند) به طرفداري از امين عاملي وكتاب بيداري بخش او فتوا صادر كرد و با صراحت گفت :
    ان استعمال السيوف و السلاسل و الطبول و الابواق و مايجري اليوم امثاله في مواكب الغرا بيوم عاشوراانما هو محرم و هو غيرشرعي .
    اين فتوا نيز موجب اختلافات و سر و صداي شديدي شد و برخي از وعاظ در سخنراني هاي خود آيت الله اصفهاني را به سختي مورد انتقاد و حتي اهانت قرار دادند. ولي وي هرگز حاضر نشد از فتوا و عقيده خود دست بردارد و خوشايند جاهلان و بي خردان سخن بگويد.
    در بصره نيز آيت الله سيدمهدي قزويني به حمايت از علامه سيدمحسن امين برخاسته و در آثار خويش به انتقاد از قمه زني پرداخت . وي براين اعتقاد بود كه استفاده از آهن يعني زنجير و قمه در مراسم عزاداري حدود يك قرن قبل و توسط مردماني كه تسلط زيادي به قوانين شريعت نداشتند. پديد آمده است ...
    مرحوم حاج شيخ عبدالكريم كه فقيهي روشن بين بود اين روش تعزيه و عزاداري را با پيام عاشورا ناسازگار مي ديد از اين روي در صدد برآمد تا از رواج اين رويه هاي نادرست وكارهاي خرافي به اسم دين و امام حسين عليه السلام جلوگيري كند.از اين روي در فتوايي با تيغ زني به مخالفت برخاست .
    حاج شيخ در گامي ديگر پاره اي از مجلس هاي تعزيه و شبيه خواني را تبديل به مجالس روضه خواني كرد. اقتدار حاج شيخ سبب شد كه در محل تعزيه قم از رواج كارهاي ناروا جلوگيري شود و مجلس گردانان و صاحبان مجالس به احترام حاج شيخ به گرد برگذاري تعزيه هاي ناروا نگردند و عزاداران را از چنين كارهايي بازدارندولي پس از حاج شيخ دوباره برگذاري تعزيه هاي نامناسب و ناسازگار با باورهاي اسلامي وشيعي از سرگرفته شد.
    مرجع بزرگ جهان تشيع آيت الله بروجردي نيز كوشش بسياري در جهت اصلاح مجالس عزاداري از اين گونه انحرافات نمودند ولي متاسفانه با مخالفت شديد بعضي از گردانندگان دستجات روبرو گرديدند به صورتي كه بعضي از آنها مي گفتند : ما دوازده ماه سال را در تمام امور به حضرت آيت الله مراجعه نموده و از ايشان تقليد مي كنيم ولي دهه عاشورا از معظم له تقليد نخواهيم نمود بلكه ازآن چه كه خودمان تشخيص مي دهيم پيروي خواهيم كرد! 
 

 قسمتي از سخنان آيت الله سيدمحسن امين
    از آنجا كه ابليس و لشگريانش عموما مردم را به وسيله اموري كه در ميان آنها رايج است گمراه مي كنند بسياري مواقع نيز مردم را به وسيله دين از دين منحرف مي كنند بلكه اين نحوه گمراهي بيشترين ضرر را در پي خواهد داشت عبادات و سنت هاي كمي را مي توان يافت كه ابليس و اعوانش به طريقي در آن داخل نشده و آن را فاسد ننموده اند از جمله اين عبادات اقامه شعائر حزن و عزاي بر سيدالشهدا حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام است كه در طريقه شيعه از عصر امام حسين عليه السلام تا به امروز استمرار داشته است اما هنگامي كه ابليس و لشگريانش منافع و فوائد نهفته در آن را مي بينند و اينكه آنها نخواهند توانست آن را به تمامي با نيرنگ و حيله نابود كنند متوسل به اغوا و فريب مردم شده و آنها را ناخواسته مجبور به داخل كردن بدعت ها و منكراتي مي كنند كه فسادش در نزد غير مسلمانان نيز آشكار است . و اين شياطين قصدي جز باطل نمودن منافع و ثواب عزاداري ندارند (و با همين نيت شوم ) اموري را در عزاداري امام حسين عليه السلام داخل مي كنند كه جميع مسلمين بر تحريم اكثر آنها اجماع دارند و همگي معترفند كه آنها از منكرات و كبائر الهي است كه خداوند در قرآن كريم فاعلش را تهديد نموده و مذمومش قرار داده است ... ازجمله اين منكرات ايذا نفس وضرر زدن به بدن است كه با زدن شمشير و چاقو و... 
 

بيانات مقام معظم رهبري درباره قمه زدن
    من واقعا مي ترسم از اين كه خداي ناكرده در اين دوران كه دوران ظهور اسلام بروز اسلام تجلي اسلام و تجلي فكر اهل بيت عليهم الصلاه و السلام است نتوانيم وظيفه مان را انجام دهيم . برخي كارهاست كه پرداختن به آنها مردم را به خدا و دين نزديك مي كند. يكي از آن كارها همين عزاداريهاي سنتي است كه باعث تقرب بيشتر مردم به دين مي شود. اين كه امام فرمودند « عزاداري سنتي بكنيد » به خاطر همين تقريب است . در مجالس عزاداري نشستن روضه خواندن گريه كردن به سرو سينه زدن و مواكب عزا و دسته هاي عزاداري به راه انداختن از اموري است كه عواطف عمومي را نسبت به خاندان پيغمبر پرجوش مي كند و بسيار خوب است . در مقابل برخي كارها هم هست كه پرداختن به آنها كساني را از دين برمي گرداند. بنده خيلي متاسفم كه بگويم در اين سه چهار سال اخير برخي كارها در ارتباط با مراسم عزاداري ماه محرم ديده شده است كه دستهايي به غلط آن را در جامعه ما ترويج كرده اند. كارهايي را باب مي كنند و رواج مي دهند كه هر كس ناظر آن باشد برايش سوال به وجود مي آيد. به عنوان مثال در قديم الايام بين طبقه عوام الناس معمول بود كه در روزهاي عزاداري به بدن خودشان قفل مي زدند! البته پس از مدتي بزرگان و علما آن را منع كردند و اين رسم غلط برافتاد. اما باز مجددا شروع به ترويج اين رسم كرده اند و شنيدم كه بعضي افراد در گوشه و كنار اين كشور به بدن خودشان قفل مي زنند! اين چه كار غلطي است كه بعضي افراد انجام ميدهند!
    قمه زدن نيز همين طور است . قمه زدن هم از كارهاي خلاف است . مي دانم عده اي خواهند گفت : « حق اين بود كه فلاني اسم قمه را نمي آورد. » خواهند گفت : « شما به قمه زدن چه كار داشتيد عده اي مي زنند بگذاريد بزنند! » نه نمي شود در مقابل اين كار غلط سكوت كرد. اگر به گونه اي كه طي چهار پنج سال اخير بعد از جنگ قمه زدن را ترويج كردند و هنوز هم مي كنند در زمان حيات مبارك امام رضوان الله عليه ترويج مي كردند قطعا ايشان در مقابل اين قضيه مي ايستادند. كار غلطي است كه عده اي قمه به دست بگيرند و به سر خودشان بزنند و خون بريزند. اين كار را مي كنند كه چه بشود ! كجاي اين حركت عزاداري است ! البته دست بر سر زدن به نوعي نشانه عزاداري است . شما بارها ديده ايد كساني كه مصيبتي برايشان پيش مي آيد بر سرو سينه خود مي كوبند. اين نشانه عزاداري معمولي است . اما شما تا به حال كجا ديده ايد كه فردي به خاطر رويكرد مصيبت عزيزترين عزيزانش با شمشير بر مغز خود بكوبد و از سر خود خون جاري كند ! كجاي اين كار عزاداري است ! قمه زدن سنتي جعلي است . از اموري است كه مربوط به دين نيست و بلاشك خدا هم از انجام آن راضي نيست . علماي سلف دستشان بسته بود و نمي توانستند بگويند « اين كار غلط و خلاف است » امروز روز حاكميت اسلام و روز جلوه اسلام است . نبايد كاري كنيم كه آحاد جامعه اسلامي برتر يعني جامعه محب اهل بيت عليهم السلام كه به نام مقدس ولي عصر ارواحنافداه به نام حسين بن علي عليهما السلام و به نام اميرالمومنين عليه الصلاه و السلام مفتخرند در نظر مسلمانان و غير مسلمانان عالم به عنوان يك گروه آدمهاي خرافي بي منطق معرفي شوند. من حقيقتا هر چه فكر كردم ديدم نمي توانم اين مطلب ـ قمه زدن ـ را كه قطعا يك خلاف و يك بدعت است به اطلاع مردم عزيزمان نرسانم . اين كار را نكنند. بنده راضي نيستم . اگر كسي تظاهر به اين معنا كند كه بخواهد قمه بزند من قلبا از او ناراضي ام اين را من جدا عرض مي كنم . يك وقت بود در گوشه و كنار چند نفر دور هم جمع مي شدند و دور راز انظار عمومي مبادرت به قمه زني مي كردند و كارشان تظاهر ـ به اين معنا كه امروز هست ـ نبود كسي هم به خوب و بدعملشان كار نداشت چرا كه در دايره محدودي انجام مي شد. اما يك وقت بناست كه چند هزار نفر ناگهان در خياباني از خيابانهاي تهران يا قم يا شهرهاي آذربايجان و يا شهرهاي خراسان ظاهر شوند و با قمه و شمشير بر سر خودشان ضربه وارد كنند. اين كار قطعا خلاف است . امام حسين (ع ) به اين معنا راضي نيست . من نمي دانم كدام سليقه هايي و از كجا اين بدعتهاي عجيب و خلاف را وارد جوامع اسلامي و جامعه انقلابي ما مي كنند !
    اخيرا يك بدعت عجيب و غريب و نامانوس ديگر هم در باب زيارت درست كرده اند! بدين ترتيب كه وقتي ميخواهند قبور مطهر ائمه عليهم السلام را زيارت كنند از در صحن كه وارد مي شوند روي زمين مي خوابند و سينه خيز خود را به حرم مي رسانند.
   

 قسمتي از سخنان آيت الله العظمي فاضل لنكراني
    از هر نوع عمل كه جنبه توجيه پذيري ندارد و موجب سواستفاده مغرضان وموجب وهن مذهب مي شود بايد اجتناب كرد. با توجه به گرايشي كه نسبت به اسلام و تشيع بعد پيروزي انقلاب اسلامي ايران در اكثر نقاط جهان پيدا شده و ايران اسلامي به عنوام ام القراي جهان اسلام شناخته مي شود و اعمال و رفتار ملت ايران به عنوان الگو و بيانگر اسلام مطرح است لازم است در رابطه با مسايل سوگواري و عزاداري سالار شهيدان حضرت ابي عبدالله الحسين عليه السلام به گونه اي عمل شود كه موجب گرايش بيشتر وعلاقه مندي شديدتر به آن حضرت و هدف مقدس وي گردد. پيداست در اين شرايط مسئله قمه زدن نه تنها چنين نقشي ندارد بلكه به علت عدم قابليت پذيرش و نداشتن هيچ گونه توجيه قابل فهم مخاطبين نتيجه سو بر آن مترتب خواهد شد. لذا لازم است شيعيان علاقه مند به مكتب آن امام از آن خودداري كنند و چنانچه در اين مورد نذري وجود داشته باشد نذر واجد شرايط صحت و انعقاد نيست .
    قمه زني بدعتي است كه در سال هاي اخير توسط ناآگاهان و يا آگاهاني كه برنامه و اهداف ويژه دارند تبليغ و ترويج مي شود. قمه زني با روح تعاليم اسلام نه تنها همخواني ندارد بلكه تقابل دارد. از نظر تاريخي مسلم است كه قمه زني در قبل از صفويه هيچ گونه سابقه اي نداشته است
    فتواي تاريخي مرجع بزرگ سيد ابوالحسن اصفهاني درباره قمه زني چنين است : بكار بردن شمشيرها و قمه و زنجيرها و طبل ها و بوق ها و كارهايي مانند اين امور كه امروزه در دسته هاي عزاداري و در روز عاشورا معمول است همه حرام و غير شرعي است 
    

براي تهيه اين كتاب مي توانيد با ايميل mahdi.noor@gmail.com تماس بگيريد.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 13:44  توسط mahdi  |