تبليغاتX
(ghame zani )قمه زنی

(ghame zani )قمه زنی

سنت يا بدعت

به مناسبت نهم ربيع

شريكان جنايت

این‌که ما ظالمان به حق اهل‌بیت، علیهم‌السلام، را مستحق لعن می‌دانیم و در زیارت عاشورا به لعن آنها می‌پردازیم، جای تردیدی در آن نیست، خود اهل‌سنت هم مایلند، ظالمان به اهل‌بیت، علیهم‌السلام، را لعنت کنند، اما این‌که مراسمی خاص پیرامون این موضوع تشکیل شود و با تصریح به نام افرادی آنها را مخاطب لعن خویش قرار دهیم، باز هم خودْفریبی است که ما را در دامان دشمنانِ اسلام می‌اندازد؛ چون بخش عمده ثمره برگزاری این مراسم اعلام عمومیِ آن، برای تبلیغات هدفمند است، به گونه‌ای که حتی اگر خود مراسم در خفا برگزار شود، خبر آن، اثر خود را خواهد گذاشت. به هرحال در دنیای امروز که کار غیرشرعی هم در موبایل‌ها می‌چرخد، این کارها جای خود دارد، ده‌ها سایت وهابی در حال حاضر مشغول اشاعه این فیلم‌ها هستند، و برگزار کنندگان این مراسم در قبال تخریب وجهه آل‌بیت و رسالت رسول الله، صلی الله علیه وآله، و جلوگیری از پیشرفت آن مسئولند. متأسفانه امروز این تصاویر و فیلم‌ها دست‌آویزهائی برای دور نگاه داشتن ملت‌های سنی از حقیقت رسالت رسول الله، صلی‌الله علیه وآله، است؛ این تصاویر دست‌آویزهائی است برای قتل شیعیان عراق، پاکستان و...، یک استشهادی وهابی با این تصاویر روزانه ده‌ها شیعه می‌کشد، خود را فریب ندهیم، ما در مقابل اعمال خود مسئولیم و بی‌تفاوتی نسبت به اثرات این مراسم، قطعا عقاب اخروی خواهد داشت. چنان‌چه حضرت امام باقر، عليه‌السلام، مى‌فرمایند:

بنده خدا روز قيامت محشور شود و (با اين‌كه در دنيا) دستش به خونى آلوده نشده (و خونى نريخته) به اندازه يك حجامت يا بيشتر خون به او بدهند و بگويند: اين سهم تو است از خون فلان‌كس؟ عرض می‌كند: پروردگارا تو خود می‌داني كه همانا جان مرا گرفتى (و در آن حال) من خون كسى را نريخته بودم (و هيچ خونى به گردنم نبود؟) خداوند فرمايد: آرى تو از فلانى روايتى چنين و چنان شنيدى و به ضرر او بازگو كردى، پس زبان به زبان به فلان جبار(و ستمكار) رسيد و بدان روايت او را كشت، و اين بهره‌ی تو از خون اوست.

همچنانكه در تاريخ نيز نوشته‌اند:

«[در زمان محقق كركي] علماي شيعه كه در مكّه بودند به علماء اصفهان نوشتند، يعني به ارباب محراب‌ها و منبر‌ها، كه شما سب مي‌نماييد[=دشنام مي‌دهيد] متخلفين را در اصفهان، و ما در حرمين شريفين مي‌باشيم و ما را عامه به سبب اين سب عذاب و سياست مي‌نمايند...»  [انكم تسبون ائمتهم في اصفهان و نحن في الحرمين نعذب بذلك العن و السب]

 

قتل جوان همداني

آنچه گفتيم هشداري بود از آنچه بارها شنيده‌ايد، در اينجا نمونه‌اي ديگر حوادث ناگوار كه از بي‌موالاتي و بي‌بصيرتي بعضي رقم مي‌خورد را بخوانيد:

حضرت آيت الله العظمي مظاهري در نقل خاطره‌اي استادشان آيت الله مرعشي نجفي مي‌فرمايند:

خدا رحمتش‌ كند، درجاتش‌ عاليست، عالي‌تر كند، مرحوم‌ آيت‌ الله مرعشي، من‌ مكاسب‌ پيش‌ ايشان‌ خواندم، هم‌ كفايه‌ خواندم، هم‌ مكاسب... ايشان‌ بنايشان‌ اين‌ بود براي‌ اين‌كه‌ خسته‌ نشوند، يك‌ قصه‌اي‌ گاهي‌ اوقات‌ يا خيلي‌ از اوقات‌ در ميان‌ درس‌ براي‌ شاگردها می‌گفتند، و يكي‌ از قصه‌هايشان‌ اين‌ بود كه‌ می‌گفتند:

 پدر من‌ از علماي‌ نجف‌ بوده‌ يك‌ شاگرد سني‌ داشت، اين‌ بالاخره‌ می‌خواست‌ برود كردستان‌ و كرمانشاه، اين‌ با پدر من‌ خداحافظي‌ كرده‌ علاقه‌ به‌ پدر من‌ داشت، رفت، پدر من‌ آمد ايران‌ و رفت‌ مشهد، و اين‌ عالم‌ جليل‌القدر گفته‌ بود در برگشت‌ قافله‌ ما غروب‌ رسيد كرمانشاه، من‌ خيلي‌ وحشت‌ كردم‌ كه‌ حالا چه‌ می‌شود، آن‌ وقت‌ وضع‌ كرمانشاه‌ وضع‌ كردستان‌ روي‌ قاعده‌ شيعه‌ و سني‌گري‌ خيلي‌ بد بود، می‌گويد ديدم‌ ناگهان‌ اتفاقي‌ آن‌ شاگرد من‌ پيدا شد، خيلي‌ با من‌ گرم‌ گرفت‌ و بالاخره‌ با زور و رودربايستي‌ من‌ را برد خانه‌ خيلي‌ هم‌ خدمت‌ كرد به‌ من، بعد آخر شب‌ به‌ من‌ گفت:‌ آقا ما يك‌ جلسه‌اي‌ داريم‌ شما بيايد برويم‌ توي‌ اين‌ جلسه، گفتم‌ می‌آيم، می‌گويد مرا بردند توي‌ آن‌ جلسه، مرحوم‌ آقا نجفي‌ گفتند، پدرم‌ می‌گفتند وقتي‌ نشستم‌ توي‌ جلسه، ديدم‌ اين‌ سبيل‌ گُنده‌ها، سبيل‌ كشيده‌ها دارند می‌آيند، تعجب‌ كردم، چه‌ خبر است، يك‌ وقت‌ مَنقَلي‌ پر از آتش‌ كه‌ آتش‌ زغالي‌ كه‌ اَلُو  داشت، اين‌را هم‌ آوردند، يك‌ مجمع‌ را هم‌ آوردند گذاشتند روي‌ اين‌ آتش‌ها، روي‌ اين‌ منقل‌ می‌گويد من‌ تعجب‌ كردم، ترس‌ هم‌ من‌را گرفته‌ بود كه‌ اين‌ها چه‌ كار می‌خواهند بكنند، يك‌وقت‌ ديدم‌ يك‌ جواني‌ زير غُل‌ و زنجير، آقاي‌ نجفي‌ می‌گفتند پدر من‌ گفتند چون‌ من‌ همداني‌ها را می‌شناختم‌ اين‌ قيافه، قيافه‌ همداني‌ بود، بالاخره‌ آوردندش‌ زير غُل‌ و زنجير، يك‌ سفره‌ چرمي‌ هم‌ پَهْن‌ كردند، او را نشاندند روي‌ سفره‌ چرمي‌ و يك‌ كسي‌ با يك‌ ضربت‌ گردن‌ آن‌را زد، آن‌ مجمع‌ كه‌ داغ‌ بود گذاشتند روي‌ گردن‌ اين‌كه‌ خون‌ بيرون‌ نيايد، غُل‌ و زنجيرها را هم‌ باز كردند اين‌ هي‌ دست‌ و پا می‌زد اين‌ها هم‌ قاه‌ قاه‌ می‌خنديدند، گفت‌ من‌ غش‌ كردم‌.

 بالاخره‌ قضيه‌ تمام‌ شد و من‌ در حال‌ غش‌ بودم، كم‌كم‌ مَرا به‌ هوش‌ آوردند اما آن‌ موقعي‌ كه‌ نزديك‌ بود به‌ هوش‌ بيايم‌ می‌ديدم‌ با هم‌ زمزمه‌ دارند، اين‌ شيعه‌ است‌ اين‌را هم‌ بياييد دومي‌اش‌ باشد، آن‌ طلبه‌ می‌گفت:‌ نه‌ بابا من‌ درس‌ پيش‌ ايشان‌ خواندم، اين‌ از آن‌ سني‌هاي‌ داغ‌ است‌ معلم‌ من‌ بوده، بالاخره‌ من‌ را نجات‌ داد، آمديم‌ خانه، وقتي‌ من‌ حال‌ آمدم، اين‌ طلبه‌ به‌ من‌ گفت:‌ آقا من‌ سني‌ هستم، اما مُريد شما هستم، می‌دانيد شما را خيلي‌ دوست‌ دارم، نمي‌خواستم‌ ناراحتتان‌ كنم، اما بُردم‌ آن‌جا يك‌ پيام‌ بدهيد به‌ علماي‌ نجف‌ و پيام‌ اين، كه‌ شما عُمَركُشون‌ كنيد ما هم‌ اين‌جور می‌كنيم،‌ ما رسم‌مان‌ است‌ يك‌ شيعه‌ را يك‌ جايي‌ پيدا می‌كنيم‌ زنداني‌اش‌ می‌كنيم‌ غُل‌ و زنجير می‌كنيم‌ تا شب‌ چهارشنبه، شب‌ چهارشنبه‌ همه‌ ما جمع‌ می‌شويم‌ براي‌ رضايت‌ خدا، قربة الي‌ الله اين‌را می‌آوريم‌ و اين‌ بلا را به‌ سرش‌ می‌آوريم‌ كه‌ تو ديدي.


لينك هاي مرتبط:

http://ghamezani.blogfa.com/cat-3.aspx

و

http://www.historylib.com/Site/SViewDocument.aspx?DocID=994&RT=List


+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 20:52  توسط mahdi  | 

ضرورت وحدت

انسجام اسلامي از نگاه اهل بيت عليهم‌السلام

مقدمه

وحدت و انسجام امّت را مي‌توان از بزرگترين نعمت‌هاي الهي دانست كه بنا به فرمودة اميرالمؤمنين، عليه‌السلام، از منت‌هاي بزرگ خداوند بر مردم به شمار مي‌آيد. آن حضرت در اين‌باره مي‌فرمايند:
«فإن الله سبحانه قد امتن على جماعة هذه الأمة فيما عقد بينهم من حبل هذه الألفة التي ينتقلون في ظلها، ويأوون إلى كنفها، بنعمة لايعرف أحد من المخلوقين لها قيمة لأنها أرجح من كل ثمن وأجل من كل خطر». (نهج البلاغه، خطبه192)
خداوند بر اين امّت، منت گذارده و بين آنان الفت و اتحاد ايجاد كرده است كه در ساية آن زندگي كنند و به كنف حمايت آن پناهنده شوند؛ اين نعمتي است كه احدي نمي‌تواند بهايي برايش بگذارد؛ زيرا از هر بهايي گران‌قدرتر و از هر چيز پر ارزشي، باارزش‌تر است.
از اين رو وحدت جامعه اسلامي بايد از پراهميت‌ترين موضوعاتي باشد كه مسلمانان آن را دنبال نموده و به فكر تحقق آن هستند. وحدتي كه به نصّ حديث ثقلين با محوريت قرآن و عترت تحقق پيدا خواهند نمود.
امّا متأسفانه در اين ميان افرادي نيز بوده‌اند كه همواره مي‌خواسته‌اند تا با تكيه بر يكي از اين دو اصل و كنار نهادن ديگري ميان مسلمين تفرقه ايجاد كنند.
چه بسيار فرقه‌هاي منحرفي كه با تكيه بر قرآن و محروم ساختن خويش از عترت، به ستيز با ساير مسلمين شتافته و حتي همه مسلمانان را يكسر كافر مي‌دانستند. در مقابل نيز گروهي بوده‌اند كه با تفسير خاص خود از اهلبيت، عليهم‌السلام، همواره خواسته‌اند تا ضمن جداساختن اهلبيت، عليهم‌السلام، از قرآن، آن بزرگواران را محور تفرقه جلوه داده و بر طبل تفرقه ميان مسلمانان بكوبند.
اين درحالي است كه ائمة اطهار، عليهم‌السلام، ضمن تأكيد فراوان به ضرورت حفظ اتحاد مسلمين، در اين راه حتي از حقوق حقة خويش نيز مي‌گذشتند.
اين نوشته، نگاه كوتاهي است به روايات و سيرة عملي اهلبيت، عليهم‌السلام، كه در آن سعي شده است تا در عين اختصار ابعاد گوناگون برخوردهاي آن بزرگواران با موضوع وحدت اسلامي را به رصد كشيده شود.

 

انسجام اسلامي از نگاه اهل بيت عليهم‌السلام 

با نگاهي دقيق و ژرف به مجموع رواياتي كه از ناحية اهل بيت، عليهم‌السلام، به دست ما رسيده است متوجه اين حقيقت بزرگ خواهيم گرديد كه موضوع وحدت و يكپارچگي امّت اسلامي از مسائل بسيار مهم و قابل توجّه نزد ائمه، عليهم‌السلام، بوده است به گونه‌اي كه آن بزرگواران ضمن تأكيدهاي فراوان بر ضرورت حفظ اتحاد مسلمين، توجه به آن را از وظايف اصلي شيعيان در برخورد با مخالفان مذهبي مي‌دانسته‌اند. همچنان‌كه سيرة عملي آن بزرگواران و شيعيانشان در مدارا با ديگر مسلمانان نيز شاهدي مناسب بر پراهميت بودن اين موضوع نزد آن بزرگواران دارد كه البته اين امر نيز دقيقاً ادامة سيرة حضرت اميرالمؤمنين علي، عليه‌السلام، مي‌باشد كه خطاب به يكي از پيروان خويش چنين فرمودند:
يا بريده، ادخل فيما دخل فيه الناس؛ فان اجتماعهم احبّ، اليّ من اختلافهم اليوم؛[1]
اي بريده، داخل شو در آن چه مردم در آن داخل شده‌اند؛ زيرا اجتماع ايشان محبوب‌تر است. نزد من از پراكندگي امروز آن‌ها.
وحدت مسلمين آن‌قدر مهم است كه حضرت علي، عليه‌السلام، با وجود مصايب سنگين، به شدت، حافظ اتحاد جامعه اسلامي بود. آن حضرت در نامه‌اي به ابوموسي اشعري مي‌نويسد:
«وليس رجل- فاعلم- أحرص علي جماعة امة محمد، صلي الله عليه وآله، و الفتها منّي أبتغي بذلك حسن الثواب وكرم الماب»[2]؛
در همين راستا، مي‌توان تأكيدهاي فراوان ائمه اطهار، عليهم‌السلام، بر حضور در اجتماعات ساير مسلمين و خصوصاً نمازگزاردن با آنها را نيز دليلي ديگر بر اين مدعا دانست كه با نظر به آنها مي‌توان به عمق توجّه ايشان به مسألة وحدت اسلامي پي برد. چنانچه امام صادق، عليه‌السلام، دربارة اهميت نمازگزاردان با مخالفان مذهبي مي‌فرمودند:
من صلي معهم في الصف الاوّل كان كمن صلي خلف رسول الله، صلي الله عليه وآله، في الصف الاوّل؛[3]
هر كه با آنها (مخالفان) در صف اوّل نماز بگذارد، گويا با رسول خدا در صف اوّل نماز خوانده است.
اسحاق بن عمار نيز مي‌گويد كه امام صادق، عليه‌السلام، به من فرمودند:
يا إسحاق أتصلي معهم في المسجد؟ قلت: نعم، قال: صل معهم فان المصلي معهم في الصف الاوّل كالشاهر سيفه في سبيل الله[4]؛
اي اسحاق، آيا با مخالفين در مسجد نماز مي‌خواني، گفتم: آري، امام فرمودند: با آنها نماز بخوان زيرا كسي كه با آنها در صف اوّل نماز بخواند مانند كسي است كه شمشيرش را در راه خدا آخته است.
و يا در روايت ديگري آن حضرت مي‌فرمايند:
إذا صليت معهم غفر لك بعدد من خلفك[5]؛
هنگامي كه با آنها نماز مي‌گذاري خداوند به ميزان كساني كه در پشت تو هستند گناهان تو را مي‌بخشايد.
آيت الله خوئي پس از ذكر تعدادي از اين روايات، با بيان اين‌كه صدور چنين دستورهائي به جهت رعايت تقيه و خوف از ضرر نبوده است، زيرا اصحاب امام، عليه‌السلام، در آن زمان شناخته شده و معروف بودند، مي‌نويسد:
«همانا حكمت از صدور چنين رواياتي رعايت مدارا و حفظ توحيد كلمة مسلمين بوده است تا بدين وسيله شيعيان خود را به عدم تعصب متمايز و مشخص سازند؛ بنابراين چنين توصيه‌هايي در زمان ما نيز جاري بوده و حضور در مساجد مخالفان و نماز خواندن با آنها به منظور مشخص ساختن شيعه از ساير مسلمانان به عدم تعصب، مستحب است تا بدين جهت اتحاد كلمه مسلمين حفظ گردد». [6]
بر روي ادامه مطلب كليك كنيد:

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 16:57  توسط mahdi  | 

عمرکشون

سخنرانی جالب و خواندنی از آیت العظمی مظاهری درباره اهمیت حفظ وحدت و انسجام اسلامی

کلید واژه‌ ها: وحدت اسلامی، عمرکشون، لعن خلفاء، فحش، مدارا، تقیه، زیارت عاشورا، امام خمینی

 

اعوذ بالله من‌ الشيطان‌ الرجيم‌. بسم‌ الله الرحمن‌ الرحيم‌. رب‌ اشرح‌ لي‌ صدري‌ و يسر لي‌ امري‌ واحلل‌ عقدة من‌ لساني‌ يفقهوا قولي‌.

هفته‌، هفته‌ وحدت‌ است‌ در جمهوري‌ اسلامي‌ و قوانين‌ جمهوري‌ اسلامي‌ مراعاتش‌ واجب‌ است‌، تخلفش‌ حرام‌ است‌ و همين‌ طور كه‌ از چراغ‌ قرمز و لو نصف‌ شب‌ نمي‌شود رد شد و بايد مراعات‌ كرد، ما بقي‌ قوانين‌ جمهوري‌ اسلامي‌ هم‌ چنين‌ است‌ اگر كسي‌ جمهوري‌ اسلامي را قبول‌ داشته‌ باشد كه‌ بايد داشته‌ باشد مراعات‌ قوانين‌ واجب‌ است‌، مخالفت‌ آن‌ قوانين‌ حرام‌ است‌ و از جمله‌ اين‌ قانون‌ وحدت‌ كه‌ جمهوري‌ اسلامي‌ دارد خيلي‌ قانون‌ خوبي‌ است‌ انصافاً خيلي‌ بالاست‌، در زمان‌ ائمه‌ طاهرين‌: هم‌ چنين‌ بوه‌ است‌، كه‌ از روايات‌ بخوبي‌ فهميده‌ مي‌شود كه‌ آن‌ وحدتي‌ كه‌ ائمه‌ طاهرين‌ مخصوصاً امام‌ باقر، امام‌ صادق‌ فرمودند مي‌فرمودند تخلف‌ از آن‌ قوانين‌ حرام‌ است‌، ثواب‌ هم‌ براي‌ آن‌ وحدت‌ بار مي‌كردند، روايات‌ صحيح‌ السند ظاهر الدلاله‌ مرحوم‌ صاحب‌ وسايل‌ نقل‌ مي‌كنند كه نماز خواندن‌ شيعه‌ پشت‌ سر سني‌ها مثل‌ نماز خواندن‌ پشت‌ سر پيغمبر است‌ ترغيب‌ مي‌كردند كه‌ برويد پشت‌ سر اينها نماز بخوانيد، خيال‌ هم‌ نمي‌كنم‌ كه‌ گفته‌ باشند نمازها را اعاده‌ نكنيد، نه‌، نماز امام‌ صادق‌، نماز وحدت‌ غير از آن‌ است‌ كه‌ انسان‌ نمازهايش را اعاده‌ نكند، نماز ظهر و عصرش‌ را درخانه‌ بخواند يابعد بخواند اما برود پشت‌ سر اينها نماز بخواند، ثوابش‌ مثل‌ نه‌ نماز جماعت‌ پشت‌ سر شيعه‌ است‌ كه‌ خيلي‌ ثواب‌ دارد علاوه‌ بر آن‌ مثل‌ نماز خواندن‌ پشت‌ سر پيغمبر اكرم‌ و انسان‌ روايات‌ تقيه‌ را مطالعه‌ بكند از آن‌ روايتها، خيلي‌ چيز بدست‌ مي‌آيد كه‌ فقها به‌ اين‌ گونه‌ چيزها مي‌گويند تقيه‌ مدارايي‌ و اين‌ تقيه‌ مدارايي‌ را ائمه‌ طاهرين‌: خيلي‌ روي‌ آن‌ پافشاري‌ داشتند. لذا اين‌ هفته‌ وحدت‌ كه‌ جمهوري‌ اسلامي‌ گذاشت‌ خيلي‌ نتيجه‌ گذاشت‌ انصافاً و بين‌ شيعه‌ و سني‌ اختلافهاي‌ عجيبي‌ بود، چنانچه‌ الان‌ هم‌ افراطيهاي‌ از شيعه‌ و افراطيهاي‌ از سني‌ كارهاي‌ عجيب‌ و غريب‌ مي‌كنند و اين‌ هفته‌ وحدتي‌ كه‌ جمهوري‌ اسلامي‌ گذاشت‌ توانست‌ به‌ تمام‌ معنا بدست‌ آورد، در اوائل‌ جمهوري‌ اسلامي‌ به‌ عنوان‌ شيعه‌ گري‌ سر شعيه‌ را زنده‌ زنده‌ مي‌كندند پوستش‌ را مي‌گرفتند، كلاه‌ گوشي‌ مي‌كردند و رهايش‌ مي‌كردند در اين‌ سيستان‌ و بلوچستان‌ در كردستان‌ به‌ عنوان‌ شيعه‌ و سني‌ خيلي‌ از اين‌ كارها كردند البته‌ دشمن‌ دامن‌ به‌ آتش‌ مي‌زند، بالاخره‌ آنها هم‌ واجب‌ مي‌دانستند و در سيستان‌ و بلوچستان‌ كارها شد الان‌ هم‌ كه‌ بعضي‌ از كارها مي‌شود براي‌ تنديهاي‌ ما و براي‌ تنديهاي‌ آنهاست‌ همين‌ ريگي‌ كه‌ (خدا لعنتش‌ كند) كه‌ چند وقت‌ قبل‌ 22 نفر از بيگناهان‌ را آن‌ جوري‌ سر بريد، آنجوري‌ ترور كرد شوهر را در مقابل‌ زن‌ سر بريد چند روز قبل‌ صحبت‌ كرده‌ كه‌ ما واجب‌ مي‌دانيم‌ شيعه‌ را قتل‌ عام‌ كنيم‌ براي‌ خاطر اينكه‌ شيعه‌ لعن‌ به‌ عمر مي‌كند و اين‌ افراط‌ گريها، آن‌ افراط‌ گريها مخصوصاً دشمن‌ هم‌ كه‌ از خدايش‌ است‌ يك‌ اختلافي‌ بين‌ شيعه‌ و سني‌ بيندازد، خدا رحمتش‌ كند، درجاتش‌ عاليست‌، عاليتر كند، مرحوم‌ آيت‌ الله مرعشي‌، من‌ مكاسب‌ پيش‌ ايشان‌ خواندم‌، هم‌ كفايه‌ خواندم‌، هم‌ مكاسب‌، اتفاقاً من‌ پيش‌ 5 و 6 نفر كفايه‌ خواندم‌، كفايه‌ ايشان‌ به‌ قول‌ خودشان‌ هم‌ تحقيقي‌ بود هم‌ ملاسليماني‌ بود خيل‌ رسا بود خيلي‌ از مكاسب‌ را پيش‌ ايشان‌ خواندم‌. ايشان‌ بنايشان‌ اين‌ بود براي‌ اينكه‌ خسته‌ نشوند، يك‌ قصه‌اي‌ گاهي‌ اوقات‌ يا خيلي‌ از اوقات‌ در ميان‌ درس‌ براي‌ شاگردها مي‌گفتند، و يكي‌ از قصه‌ هايشان‌ اين‌ بود كه‌ مي‌گفتند پدر من‌ از علماي‌ نجف‌ بوده‌ يك‌ شاگرد سني‌ داشت‌ اين‌ بالاخره‌ مي‌خواست‌ برود كردستان‌ و كرمانشاه‌، اين‌ با پدر من‌ خداحافظي‌ كرده‌ علاقه‌ به‌ پدر من‌ داشت‌، رفت‌، پدر من‌ آمد ايران‌ و رفت‌ مشهد، و اين‌ عالم‌ جليل‌ القدر گفته‌ بود در برگشت‌ قافله‌ ما غروب‌ رسيد كرمانشاه‌، من‌ خيلي‌ وحشت‌ كردم‌ كه‌ حالا چه‌ مي‌شود (برای مطالعه ادامه سخنرانی برروی ادامه مطلب کلیک کنید)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 9:39  توسط mahdi  | 

کتاب نهم ربيع جهالتها خسارتها

کتاب نهم ربيع جهالت‌ها خسارت‌ها منتشر گرديد.


در اين کتاب كه نگاهي تحقيقي و تاريخي به روز نهم‌ربيع انداخته است، به آسيب شناسي اعمال ناهنجاري که در اين روز توسط عده‌اي جاهل شکل مي‌گيرد پرداخته گرديده و گوشه‌اي از آثار مخرب آن بر پيکر امّت اسلامي به تصوير کشيده است.


فهرستي از مطالب اين کتاب را در زير مشاهده مي‌نمائيد:


تاريخ قتل خليفه دوّم


تاريخ كشته شدن خيلفه دوّم در منابع معتبرتاريخي


تاريخ قتل خليفه دوّم نزد بزرگان شيعه


1. شيخ مفيد (قدس سره)


2. ابن ادريس حلي(قدس سره)


3. سيد بن طاووس(قدس سره)


4. شيخ ابراهيم بن علي كفعمي(قدس سره)


5. علامه‌ي حلي(قدس سره)


روايت نهم‌ربيع


منبع شناسي روايت نهم‌ربيع


بررسي راويان و اسناد روايت


1. سند كتاب محتضر


2. سند كتاب زوائدالفوائد


3. سند كتاب مصباح الانوار


4. سند كتاب انوارنعمانيه


بررسي متن روايت نهم‌ربيع


نهم‌ربيع روز كشته شدن عمر بن سعد است


چگونگي قتل خليفه دوّم در منابع معتبر تاريخي


حكايت كشته شدن خليفه دوّم در منابع داستاني شيعه


ابولؤلؤ مسلمان، نصراني يا زرتشتي؟!


بررسي عنوان دشنام و لعن مخالفان


جهالت‌ها، خسارت‌ها


اتحاد و انسجام اسلامي از نگاه اهل‌بيت عليهم‌السلام


عنايت آيت الله بروجردي به اتحاد اسلامي


فتوايي تاريخي


توطئه‌هاي شوم


نظر مراجع معظم تقليد در رابطه با نهم‌ربيع


حضرت امام خميني: حفظ وحدت تكليف حتمي‌ شرعي است


آيت الله العظمي خامنه‌اي


آيت الله العظمي حسين نوري همداني


آيت الله العظمي مكارم شيرازي


آيت الله العظمي بهجت


آيت الله العظمي تبريزي


آيت الله العظمي فاضل لنكراني


آيت الله العظمي موسوي اردبيلي


آيت الله سيد محمدصادق روحاني


آيت الله مصباح يزدي


رهبر معظم انقلاب: ضرورت برخورد با فتنه‌انگيزان


رهبر معظم انقلاب: شاد كردن دشمنان فاطمه‌زهرا(س) به نام شادکردن دل فاطمه‌زهرا(س)


حضرت آيت‌الله مكارم شيرازي: جشن‌هاي نهم‌ربيع خرافي است 


هشدار به دلسوزان دين و کشور: تقابل شيوه اهل‌بيتي رهبري و تلاش ناميمون اصحاب تفرقه



علاقه‌مندان به تهيه اين کتاب مي‌توانند آن را از وب سایت انتشارات وثوق به آدرسhttp://vosoogh.com/ecart.php?action=addcart&productid=179&PHPSESSID=07675363afed34a53912f6e3458de32dخریداری کنند یا برای کسب اطلاعات بیشتر با ايميل  mahdi.noor@gmail.com مکاتبه نمایند.


 


+ نوشته شده در  شنبه سوم فروردین 1387ساعت 21:14  توسط mahdi  | 

نهم ربيع در اصفهان

عنايت آيت الله بروجردي به وحدت ‏اسلامي

و مراسم نهم‌ربيع در اصفهان

يكي از شاگردان آيت الله بروجردي در اين خصوص مي‌گويد:

مرحوم آيت الله بروجردي به وحدت مسلمانان بخصوص وحدت شيعه و سني حساس بود و خيلي علاقه‌مند بود كه جهان اسلام با هم مربوط باشد، آقاي بروجردي از آقاي شيخ محمدتقي قمي كه در مصر دارالتقريب را تشكيل داد خيلي تعريف ميكرد، مجلة «رسالة‌الاسلام» را كه از مصر ميفرستادند آقاي بروجردي تمامش را مطالعه ميكرد. من يك جلسه خدمت آقاي بروجردي بودم كه حدود سه ساعت طول كشيد، آقاي شيخ محمدتقي قمي به ايشان گزارش ميداد كه در آنجا چه كرده‌ايم و آقاي بروجردي راهنمايي ميكرد كه مثلا اين كار و آن كار را بكنيد.

نمونه ديگر اينكه حجت الاسلام آقاي وكيلي - خدا رحمتش كند- اشعاري گفته و فقه را به شعر درآورده بود كه چاپ هم شده است، در اولش راجع به عمر و ابوبكر چيزهايي نوشته بود، كتاب را به آيت الله بروجردي نشان داده بود، آقاي بروجردي گفته بود اين كتاب از كتب ضاله است حق نداري منتشر كني، اين قسمتها را برو عوض كن؛ ايشان عقيده نداشت كه كتابي چاپ كنيم و در آن به عمر و ابوبكر لعن كنيم. من يادم هست در همان زمانها آيت الله اميني صاحب كتاب الغدير آمده بود اصفهان ما هم از او استقبال كرديم در مسجد سيد اصفهان منبر ميرفت و در ضمن سخنان خود مسالة خلافت و عقايد شيعه را مطرح ميكرد. بالاخره با سخنراني‌هاي ايشان در اصفهان جو ضد سني‌گري و مراسم نهم ربيع داشت گل ميكرد. آن وقت كه آقاي اميني به اصفهان آمده بودند دهه صفر بود دنبالش هم نهم ربيع بود كه به عنوان عيد عمر در اصفهان معركه است. من در همان زمانها آمدم قم، يك روز پيش آقاي بروجردي بودم آقاي حاج سيد محمد باقر ابطحي هم پدر خانمش را آورده بود آنجا به آقاي بروجردي معرفي كند، يكدفعه آقاي بروجردي فرمودند: «آقا اين چه وضعي است در اصفهان! در وقتي كه اسرائيل حمله كرده كانال سوئز را دارد ميگيرد، در مصر مسلمانان اين طور گرفتارند، ما بياييم جنگ شيعه و سني راه بيندازيم؟ در اصفهان اين چه وضعي است؟» خلاصه آقاي بروجردي از اين وضع عصباني بود. اسم آقاي اميني را نياورد اما پيدا بود از منبرهاي تند ايشان و آن جو عيد عمر گرفتن اصفهان خيلي ناراحت است.

آن فتواي معروف شيخ شلتوت را هم كه همه ميدانند؛ آن فتوا كه در آن شلتوت فقه شيعه را به رسميت شناخت در اثر فعاليت آيت الله بروجردي بود، ايشان به اين جور علما كمك ميكرد، افراد ميفرستاد با آنان ارتباط برقرار ميكرد. ايشان دارالتقريب را تأييد ميكرد به آشيخ محمدتقي كمك ميكرد، گاهي از علماي سني مذهب خارج از كشور كه به ايران ميآمدند تجليل ميكرد و به آنها احترام ميگذاشت، ميگفتند در مسائل اسلامي شيعه و سني بايد با هم هماهنگ باشند.


خاطرات آيت الله منتظري، ج1، ص 154- 156

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 23:7  توسط mahdi  |